|
Reza Shajarian |
|
|
|
Shajarian is the undisputed master of Persian traditional (classical) singing. He is regarded as a national treasure by both musicians and music lovers. His singing is technically flawless, powerful, and strongly emotional. In music of Iran, traditional singing is the most difficult art to master. Shajarian is the embodiment of the perfect singer and a major source of inspiration |
موسیقی ایرانی ،در دستگاه هایش، نمي تواند از شعر امروز استفاده کند ، این دو نمی توانند با هم جور شوند، ترکیب شوند، کنار بیا یند، با هم باشند .
تلاشهایی گاه مضحک و گاه بی ثمر شده است . می توانید به آن چه به عنوان یک تصنیف با صدای " حسین قوامی و شعر " نیما یوشیج" (تو را من چشم در راهم) گوش کنید ، یا همین شعر را با صداهای دیگر . اصلا دل ای دل تار ، یا سه تار با شعر امروز نمی تواند جور در بیاید. اصلا نمی شود "شعر امروز " را _ به اخص در تکاملش _ در دستگاه های موسیقی ایران خواند . مگر که چه بشود ، تا این دو ، تا اندازه ای با هم ، اثری را قابل تحمل و شنیدن کنند . " این که مگر چه بشود"، یکی از راه هایش استفاده از ارکستری است که درش سازهای غربی هم باشند .
به نظرم در تلاشهای گاه مضحک و گاه بی ثمر ، یکی دو اثر موفق بوده اند . از جمله "داروگ"ساخته محمد رضا لطفی ، با صدای محمد رضا شجریان و با تنظیم فرهاد فخرالدینی ، که خود فخرالديني هم رهبر ارکستر بوده است. "داروگ" شعری از نیما یوشیج ، شعری است اجتماعی- سیاسی ، با شگرد های نیما ، که "شعر" را از " شاعر " دور می کند .
از چند شاعر امروز ، که شعرشان مورد مهر و بی مهری موسیقی ایرانی بوده است، می توان از نیما ،اخوان ثالث ،شاملو ، فروغ و شفیعی کدکنی نام برد. "اخوان ثالث"به دلیل پای بندی اش به وزن نیمایی ، طبعا بیشتر مورد پسند آهنگسازان بوده است . هر چه قدر کار درویشی روی شعر " زمستان " ، اخوان دلپذیر است ، خواندن شعر "خوانه ام آتش گرفته" با صدای شجریان، خراب کردن شعر اخوان بوده است،
از این "مگر چه بشود ها" تلاش فوق العاده موفق ،متین موقر و قابل قبولی است ، در اثری با نام "پر کن پیاله را " ساخته "فریدون شهبازیان" با صدای "محمد رضا شجریان " که این روزها با نام روز پسند ! "جام تهی "به بازار عرضه شده است.
به راستی چگونه می توان با شعری متوسط از "فریدون مشیری" اثری جاودانه ساخت ؟
این کاری است کارستان که فریدون شهبازیان کرده است . "پر کن پیاله را " باصدای محمد رضا شجریان از این رو که از دهه پنجاه تا امروز تازگی خود را از دست نداده است جاودانه میشود . هنوز این اثر ، دلت را می لرزاند . هنوز به هنگام شنیدن، وقتی شجریان می خواند: "این جام ها که در پی هم می شوند تهی"، تکیه کلامش روی کلمه"تهی"، اشکت را سرازیر میکند .
هنوز ، وقتی در اجرای ارکستر، مضراب های سنتور ، به جا و به اندازه بر روی سیم های سنتور ، می خورد (می آید و می رود ) از هماهنگی سازها به شوق می آیی . پر کن پیاله را" یادگار دهه پنجاه است، سال هاییکه موسیقی ایرانی به همت هوشنگ ابتهاج (ه ا .سایه) در برنامه "گلچین هفته" به شکوفایی می رسد . "گلچین هفته"، با کمترین وقت از وقت های رادیو ،در هر جمعه ، در آن سال ها که رادیو مروج ابتذال در موسیقی ایران بود، برای اهل موسیقی تنفسگاهی بود.
پر کن پیاله را" گر چه به ظاهر " شعر" امروز است ، اما از تمام قرار دادهای شعر سنتی برای ادای مقصود کمک می گیرد . به کار بردن " کاین" به جای "که این"، "ره "، به جای "راه" و استفاده از ضمایر شخصی پیوسته به صورت "ملکی" و "مفعولی" چون : "حال خرابم=حال خراب من"، "آبم نمی برد =آب مرا نمی برد"،"بستر خوابم =بستر خواب من "،"آن جا ببر که شرابم نمی برد=آن جا ببر که شراب مرا نمی برد" ،"به سرابم نمی برد=به سراب مرا نمی برد" و نیز به کار بردن فعل در جای جای جمله (عدم رعایت ترتیب اجزای جمله" به جای :"پر کن پیاله را"به جای "پیاله را پر کن"،"دریای آتش است که ریزم به کام خویش"به جای "دریای آتش است که به کام خویش ریزم" و ... شعر را بیشتر به شعر سنتی نزدیک می کند تا شعر امروز ، به اخص که مشيري اصرار دارد آن را در وزن نيمايي (تقطيع وزن عروضي)بسرايد .
اما حرف وحديث"پر کن پياله را" از اندوهي جانکاه و هميشگي حکايت مي کند، از دوراني که شاعرمي داند: که کاين آب آتشين هم ديري است ره به حال خرابش نمي برد ، از دوراني که مي دانيم کان و کاين آب آتشين ره به حال خرابمان نمي برد. "پرکن پياله را" صميميت و صفا و سادگي فريدون مشيري را دارد، اما در شعر امروز شعر متوسطي است که هرگز به گرد پاي "تو را من چشم در راهم" و "داروگ " نيما يوشيج نمي رسد و موضوع بحث ما را درباره ي جور نبودن موسيقي ايراني و شعر امروز ، منتفي مي کند. از سوي ديگر، با همه ي شرح و تفصيلي که از شعر دادم ،"پر کن پياله را" شعر سنتي هم نيست. شايد اين موقعيت در موفقيت شهبازيان بي تاثير نباشد. ارکستر اثري را به شور انگيزترين وجه با درآميختگي ساز ها مي نوازد. شجريان در دستگاه ماهور شش سطر (دوبند) از شعر را همراه با ارکستر مي خواند. استفاده ي به جا از صداي گوينده (آذر پژوهش) کمک مي کند که اثر قطعه ، قطعه شود و آن گاه صداي جادويي و سحر انگيز ويلن حبيب الله بديعي است که همه ي بار اثر را به دوش مي کشد . شجريان دوباره از آغاز شعر ، شعر را تکرار مي کند : پر کن پياله را / کاين آب آتشين / ديري است ره به حال خرابم نمي برد...قطعه اي جدا، اما به طرز ماهرانه اي پيوسته با قطعه ارکستري اول .
اوج و فرودها و تحريرهاي زيباو به اندازه ي شجريان و نيز تلفظ درست کلمه ها، تو را وا ميدارد که يک شعر متوسط فريدون مشيري را همراه با خواننده زمزمه کني، شعري با تصاوير و ايماژ هاي کليشه اي(عقاب عشق،سمند سرکش و جادويي شراب، و يک مورد استثنايي: ترکيب وصفي بديع وزيباي "انديشه هاي گرم ").
شجريان همراه با صداي جادويي ويلن بديعي تا آخرين سطر شعر مشيري را مي خواند و باز ارکستر به همان طرز ماهرانه دو قطعه را به هم وصل مي کند. قطعات ارکستري در آغاز و پايان چون حلقه هاي زنجير، قطعه ي مشکل آوازي وسط را محکم نگه مي دارند تا در زنجيره ي اثر ، کل اثر را به يکي از درخشان ترين ساخته هاي موسيقي ايراني بدل کند.
بنابر آن چه درباره ي شعر مشيري گفته شد، شايد آوردن دو قطعه ي بي کلام "راپسودي براي سنتور و ارکستر "و"راپسودي براي تار وارکستر "(و هر دو در ماهور) و افزودن ساخته ي ديگر شهبازيان بر اساس آهنگي از محمدرضا لطفي، با غزلي از هوشنگ ابتهاج به نام "در کوچه سار شب" براي ارايه کاست و سي دي "جام تهي " بي مناسبت نباشد.
در کوچه سار شب " از معدود غزل هاي خوب اجتماعي- سياسي هوشنگ ابتهاج است که در اشاره ها و کنايه هاي بديع شرايط خفقان رژيم گذشته را به روايت مي کشاند. غزلي که اذن دخول گرفته است تا در کتاب فارسي دوم دبيرستان هم بيايد.
در اجراي شجريان، جايي شجريان سه کلمه ي "عزيز"،"عزيز "و"عزيزان" را به غزل سايه افزوده است، چنان که چنگ در جگرت بيفکند، بس که غم انگيز مي خواند.
انتشار "جام تهي" قدم مبارکي است براي ادامه ي اين کار پسنديده تا آثار به جا مانده و کمتر يا اصلا پخش نشده از راديو و تلويزيون ، دوباره با کيفيت خوب در دسترس نسل جواني باشد که با موسيقي ايراني و شعر امروز (نيمايي و سنتي )يا بيگانه است يا احساس غربت مي کند .
همت مجري طرح (مرکز موسيقط بتهوون) در آشفته بازار موسيقي قابل قدرداني است.
منصور ملکی
نقل از سایت بتههون
به گزارش خبرنگار هنري خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) در اين مراسم كه شنبه شب همزمان با اعياد شعبانيه و در استانه فرا رسيدن روز ملي سينما (دوشنبه) در تالار وحدت برگزار شد برندگان اين جشن از ميان 51 فيلم سينمايي، 211 اثر كوتاه، 166 فيلم مستند، 15 انيميشن وعكس 29 فيلم به شرح زير معرفي شدند.
فيلم انيميشن : چت ايروني به كارگرداني امير سحرخير، فيلم كوتاه داستاني: كمي بالات ر( مهدي جعفري)، فيلم مستند: از پس برقع ( مهرداد اسكويي)، تهيه كننده فيلم مستند: ارد عطارپور (حلقههاي گمشده)، بهترين كيفيت ( ابراتوراي در يك فيلم سينمايي)، لابراتوار شركت فيلمساز براي فيلم خيلي دور خيلي نزديك، جلوههاي ويژه: محسن روز بهاني ( دوئل)، چهرهپردازي: محمدرضا قومي (خيلي دور خيلي نزديك)، صدابرداري: بهمن اردلان ( خيلي دور خيلي نزديك)، صداگذاري و ميكس: مسعود بهنام و حميد نقيبي (دوئل)، موسيقي متن: احمد پژمان ( بيد مجنون)، طراحي صحنه و لباس: امير اثباتي ( دوئل)، تدوين: مصطفي خرقهپوش (دوئل)،فيلمبرداري: محمد مكاري ( ماهيها عاشق ميشوند) بازيگر مرد ايفاي نقش مكمل: محسن قاضي مرادي ( ما همه خوبيم)، بازيگر زن نقش مكمل: الهام حميدي (خيلي دور خيلي نزديك)، بازيگر مرد: مسعود رايگان ( خيلي دور خيلي نزديك)، بازيگر زن : فرشته صدرعرفاني ( كافه ترانزيت)، فيلمنامه : كامبوزيا پرتوي ( كافه ترانزيت)، كارگرداني:رضا ميركريمي ( خيلي دور خيلي نزديك)، بهترين فيلم: خيلي دور خيلي نزديك ( رضا ميركريمي) و بهترين فيلم به انتخاب انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي: خيلي دور خيلي نزديك، عکس: بابک برزويه براي فيلم حکم(مسعود کيميايي).
به اين ترتيب فيلم خيلي دور خيلي نزديك موفق شد با دريافت 8 تنديس خانه سينما بيشترين جوايز اين جشن را گرفته باشد.
به گزارش ايسنا در ابتداي اين جشن كه با نزديك به يك ساعت تاخير آغاز شد و اجراي آن برعهده فرزاد حسني بود سيدضيا هاشمي مدير عامل خانه سينما با اهداء لوح تقدير از خدمات مهندس حيدريان قدرداني كرد.
در ادامه محمد مهدي عسگرپور دبير نهمين جشن سينماي ايران با ارائه گزارشي از برپايي اين جشن گفت: سينماي ايران با ظرفيتهاي كمنظيرش به شدت نيازمند مراقبت است و اين مراقبت دايرهالمعارف ويژه خود را ميخواهد. فرصت را بايد غنيمت شمرد و از همه فرصتها استفاده كرد.
پس از سخنان دبير جشن ياد وخاطره در گذشتگان خانواده سينما در سال گذشته با پخش تصاويرشان زنده نگه داشته شد.
جوايز جشن امسال را دو تن از عوامل فيلمهايي كه در سالهاي گذشته توليد شده بودند اهدا ميكردند . به گزارش ايسنا ، شهرام اسدي و عليرضا شجاع نوري ( روز واقعه) ،خسرو سينايي و حميد فرخنژاد ( عروس آتش) ، رضا كيانيان و فريبا كامران ( فرش باد)، عزيز حميدنژاد و گلشيفته فراهاني ( اشك سرما)، كمال تبريزي و پرويز پرستويي ( ليلي با من است)، سرويس الوند ( برگ برنده) ، داريوش فرهنگ و مهدي هاشمي ( دو فيلم با يك بليط)، رسول صدر عاملي و ترانه عليدوستي ( من ترانه پانزده سال دارم) و ناصر تقوايي و پروانه معصومي ( ناخدا خورشيد) اهدا كنندگان جوايز نهمين جشن سينماي ايران بودند. ضمن اين كه جايزه بهترين فيلم و كارگرداني توسط مهدي عسگرپور محمدعلي نجفي و محمدرضا جعفري جلوه و فيلم منتقدان توسط محمود كبرلو اهدا شد.
اجراي موسيقي زنده پخش كليپهايي از نادر ابراهيمي فر و شهرام مكري و اجراي بخشهايي از فيلمهاي تاريخ سينماي ايران از ديگر بخشهاي اين جشن بود.
اين مراسم بعد از سخناني از جعفري جلوه معاونت سينمايي و پخش صحنههايي از فيلم دلشدگان با حضور استاد محمدرضا شجريان بر روي صحنه واجراي قطعه اي توسط وي به پايان رسيد.
استاد شجريان كه به دعوت امين تارخ بر روي صحنه حاضر شده بود گفت: به عنوان بيننده به اين جشن آمده بودم و افتخار ميكنم كه در بين اهالي سينما و شما كه به سينما عشق ميورزيد هستم.به گزارش ايسنا، وي با بيان اينكه دلم براي تمام هنرهاي اين سرزمين ميتپد اظهار داشت: سالهاست به سينما عشق ميورزم و بخش ارزندهاي از زندگي من در منزل و با فيلمهاي سينمايي گذشته است.
فاجعه بم نبايد فراموش شود. پري صابري كارگردان صاحب نام تئاتر ايران هم با اين برداشت استاد محمدرضا شجريان موافق است و به همين خاطر براي مشاركت در طرح ساخت باغ هنري بم اعلام آمادگي كرده است.
به گزارش خبرنگار گروه هنري خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) دو ماه پيش كه شجريان در سفر به بم همراه با خبرنگاران گزارشي از وضعيت باغ هنر بم ارائه داد، نگراني خود را از اين كه مردم بم در هياهوي زندگي روزمره فراموش شوند، اعلام كرد و از همه به ويژه از جامعه هنري و فرهنگي خواست كه چراغ جريان كمك به آسيبديدگان را روشن نگه دارند. بعد از آن مجيد مجيدي در مصاحبهاي از اقدام شجريان حمايت كرد و در ملاقات با او آمادگي خود را براي مشاركت در اين طرح اعلام كرد. خانه سينما نيز در ملاقاتي با شجريان با حمايت از طرح او در ساخت باغ هنر بم آمادگي جامعه سينمايي را براي مشاركت در اين طرح اعلام كرد.
و حالا پري صابري كارگردان صاحب نام تئاتر ايران نيز براي مشاركت در اين طرح اعلام آمادگي كرده و به دنبال آن ملاقاتي هم بين او و استادشجريان برگزار شده و به نظر ميرسد جامعه هنري و فرهنگي ايران براي كمك به مردم بم به ميدان بيايند و در روزهاي آينده خبرهاي ديگري را از ساير هنرمندان و گروههاي مختلف مردم در كمك به مردم بم داشته باشيم.
شجريان استاد موسيقي ايران، در پي ديدار پري صابري نويسنده و كارگردان تئاتر به او گفته است مسئوليت ما در برابر قربانيان و آسيبديدگان زلزله تمام نشده است، ما ميتوانيم دوباره زيبايي و لبخند را به اين شهر بازگردانيم.
محمدرضا شجريان در اين ديدار با اشاره به اين كه ساخت باغ هنر بم نيازمند همدلي و همراهي هنرمندان، اهل فرهنگ و مردم ايران است اظهار داشته: اگر دست به دست هم دهيم ميتوانيم ياگاري ماندگار در شهر بم بر جاي گذاريم. استادشجريان همچنين ساخت پروژه باغ هنر بم را عاملي در بازسازي روحيه مردم اين شهر توصيف كرده و با اشاره به اعلام آمادگي پري صابري براي مشاركت در اين طرح گفته است حضور هنرمندان در اين كار باعث دلگرمي مردم بم ميشود. آنها احساس ميكنند كه فراموش نشدهاند و اين درروحيه آنها خيلي مهم است.
استاد شجريان در ادامه اين جلسه گزارشي از روند ساخت باغ هر بم وميزان پيشرفت اين پروژه به پري صابري ارائه كرده است اما پري صابري هم در اين ديدار با ابراز تمايل نسبت به مشاركت در ساخت باغ هنر بم گفته است: براي تكميل باغ هنر بم از هر كمكي كه در توانم باشد دريغ نخواهم كرد.
ضمنا استاد شجريان، در پاسخ به اين پرسش كارگردان تئاتر ايران كه آيا در بازسازي شهر بم و ساخت باغ هنر بم به معماري اين شهر و اصالتهاي تاريخي آن توجه مي شود؛ گفته است: معتقدم كه بايد بافت تاريخي و فرهنگي شهر بم حفظ شود. به همين دليل در شهري مثل بم نبايد سراغ بلند مرتبهسازي رفت. بر اين اساس، باغ هنر بم حداكثر بيش از دو يا سه طبقه نخواهد بود. زيبايي ساختمانهاي شهر بم با توجه به معماري خاص اين منطقه و توجه به اصالتها معني پيدا ميكند از اين رو در ساخت باغ هنر بم به اين مهم توجه ويژهاي خواهيم داشت.
ایسنا
براساس گزارش روابط عمومي مجموعه فرهنگي و هنري "رويال فستيوال هال" لندن، استاد شجريان و گروه وي روز سهشنبه هشتم نوامبر ( ۱۷آبان) درتالار "كويين اليزابت هال" اين مجموعه برنامه اجرا ميكنند.
دراين برنامه همانند برنامه دو سال پيش، "حسين عليزاده" با تار، "كيهان كلهر" با كمانچه و "همايون شجريان" علاوه بر همراهي با پدرش در آواز، با ساز تنبك به اجراي اين گروه كمك ميكنند.
در بيانيه رسمي رويال فستيوال هال به مناسبت اعلام اين برنامه از كنسرت سنتي گروه استاد شجريان با عنوان "اجرايي نفسگير از يك اسطوره زنده موسيقي ايراني و برنده جايزه هنري پيكاسو از سازمان يونسكو به همراه سه تن از مشهورترين نوازندگان سازهاي ايراني و تجربهاي يگانه در طول زندگي علاقهمندان" ياد شده است.
گروه استاد شجريان قراراست از هشتم آبان ماه تا ۱۱آذرماه (۲۹اكتبر تا دوم دسامبر) در شهرهاي مختلف اروپا برنامه اجرا كند.
برنامه قبلي شجريان در لندن در اكتبر ۲۰۰۳با عنوان "طنين جاودانگي" در لندن اجرا شد كه در آن آثاري از حسين عليزاده در دستگاه راست پنجگاه با اشعاري ازحافظ، سعدي، مهدياخوان ثالث، فريدون مشيري و محمدرضاشفيعي كدكني به اجرا درآمد.
استادشجريان به همراه گروه خود از ٢٩اكتبر تا٢دسامبر در اروپا به اجراي برنامه مي پردازد
استاد محمد رضا شجريان روز دوشنبه به خبرنگار هنري ايسنا گفت: ما به مدت ٣٥ روز در شهرهاي مختلف اروپا به اجراي برنامه خواهيم پرداخت .
اسفند و فروردين ماه سال جاري چهار چهره معروف آواز و نوازندگى موسيقي سنتي ايران محمدرضا شجريان، همايون شجريان، حسين عليزاده و كيهان كلهر به اجراى برنامه هاي مختلفي در آمريكا كانادا پرداخته بودند. استاد شجريان و گروهش در سال هاي قبل نيز در آمريکا و اروپا به اجراي برنامه پرداخته بودند. شجرياني که به پاواروتي ايران شهرت دارد وكلهرکه از نظر آنهامشهورترين نوازنده كمانچه درجهان است
استاد" محمد رضا شجريان" خبري مبني بر اعلام همكاري وي با سازمان صدا و سيما را تكذيب كرد.
به گزارش خبرنگار گروه هنر ايلنا ، در بيانيه اي كه از سوي شركت "دل آواز" صادر شده است خبري كه در تاريخ 5/6/84 از شبكه سراسري تلويزيون در خصوص همكاري "استاد شجريان" اعلام شد ، تماما بي اساس و عاري از حقيقت است .
استاد محمدرضا شجريان با آواي آسماني خود در منقبت و ستايش خون خدا، امام حسين (ع) و ماه پناه غريبان، امام رضا(ع) مي خواند.
به گزارش ايانا، اين هنرمند كه علاوه بر احاطه و دانش درباره موسيقي اصيل و دستگاهي ايران، در زمينه شناخت نغمات و دستگاههاي موسيقي قرآن كريم نيز از دانش بسيار بالایي برخوردار است، 250 برنامه «گلها» در راديو اجرا كرده است و پس از انقلاب نيز تاكنون 36 اثر موسيقايي منتشر كرده است. از او در زمينه قرائت قرآن كريم دو اثر جاودانه به نام «به ياد پدر» و همچنين اثر طلوع محمد(ص) به يادگار مانده است.
استاد شجريان قبل از آن كه تحت تعليم هنر آواز ايراني قرار بگيرد، در كودكي و در جمع قاريان بزرگ و در كنار پدرش به رمز و راز قرائت كلام جاودانه قرآن كريم آشنا شده بود و قبل از انقلاب نيز موفق شد در مسابقات جهاني تلاوت قرآن كريم كه در مالزي برگزار شد، رتبه دوم را از آن خود سازد.
وي همچنين بعدها در سال 1378 به خاطر تلاش و ارائه آثار ماندگار در حوزه موسيقي ايراني از سوي يونسكو موفق به دريافت نشان ويژه پيكاسو شد.
گفتني است از ميان خوانندگان موسيقي اصيل ايراني، تاكنون سيدحسام الدين سراج – از شاگردان استاد شجريان – با مجموعه دو كاست «وداع» در ستايش ياد حضرت حسين بن علي (ع) به اجراي اثر موسيقي پرداخته است. همچنين عليرضا افتخاري و محمد اصفهاني – از شاگردان استاد شجريان – نيز تاكنون به ترتيب به اجراي يك و سه اثر موسيقايي در مدح آن امام پرداخته اند.
استاد محمد رضاشجريان گفت: ارادت قلبي زيادي به امام حسين ع و امام رضا ع دارم و اگر شرايط ساخت قطعاتي براي اين بزرگواران پيش بيايد در مدح اين دو بزرگوار قطعاتي اجرا خواهم کرد.
به گزارش واحد مرکزي خبر به نقل از شبستان وي با اشاره به اين که ما هر چه داريم از خاندان اهل بيت عصمت و طهارت ع است، افزود: ما بايد در عرصه موسيقي به ائمهاطهار ع توجه خاص داشته باشيم تا قطعاتي را هم که اجرا ميکنيم خاص و ويژه باشد.
استاد شجريان اضافه کرد: اين بزرگان براي ما از جايگاه ارزشمندي برخوردار هستند و ما بايد تلاش کنيم در راستاي رضايت ان بزرگواران قدم برداريم.
وي به همه هنرمندان توصيه کرد در کارهاي خود همواره به رفتار، منش و سيره ائمه اطهار ع توجه ويژه داشته باشند.
استاد محمدرضا شجریان كه تاكنون آثار به یاد ماندنی بسیاری را بر جای گذاشته و كنسرتهای متعددی را در ایران و خارج از كشور به روی صحنه برده است، اخیرا (به گفته خودش) انگیزه ای برای خواندن ندارد. او در حال حاضر با شروع پروژه باغ هنر بم تمام زمان و نیروی خود را صرف ساخت و ادامه این پروژه كرده و از تمام مردم و هنرمندان برای ادامه راه یاری میخواهد؛ در جریان سفر اخیر استاد به بم، با وی در خصوص جریان موسیقی در كشور به گفت وگو پرداخته ایم؛ گزیدهای از این گفت و گو در پی میآید.
-با توجه به این كه هم اكنون اساتید آوازشناس در ایران انگشت شمار هستند، به نظر شما سرنوشت این حوزه از موسیقی ایرانی چه خواهد شد و برای بالندگی آن چه باید كرد؟
هنر ما و اصالت آواز و موسیقی ما در بداهه خوانی و بداهه نوازی است؛ یعنی تمام اعتبار ما در این بداهه ( خلاقیت لحظه ای ) خلاصه میشود؛ هنرمندی كه میخواهد، بداهه نواز و بداهه خوان باشد، باید كلاس رفته و ردیف بداند و در آن واحد آهنگسازی كند و كار ارائه دهد كه این كار سختی است و ممارست زیاد میطلبد؛ اگر ما بتوانیم كاری كنیم كه جوانها تشویق به پی گیری آواز شوند و ردیف، شیوه و بداهه پردازی را بیاموزند، در واقع شخصیت موسیقی ایرانی كه همان بداهه خوانی و بداهه نوازی است، حفظ میشود؛ اما متاسفانه امروزه تكنولوژی در همه دنیا كاری كرده كه زیاد به اصالتها توجهی نمیشود و كاروان تكنولوژی همه را به دنبال خود میكشاند؛ كسانی كه دست اندركار مسائل فرهنگی هستند باید به این نكته توجه داشته باشند كه تكنولوژی مستهلكشان نكند و بتوانند، اصالتها را حفظ كنند.
- مراكز موسیقی كشور از جمله انجمن موسیقی، خانه موسیقی و یا مركز موسیقی، تا چه اندازه بر موسیقی تاثیرگذار بوده اند ؟
هنوز كه هیج تاثیری نگذاشته اند و باید در دراز مدت شاهد تاثیرات آنها بود؛ چون ممكن است، اصولا برنامههایشان برای رفاه هنرمندان و یا پشتیبانی از آنها تنظیم شده باشد؛ اما ما تاكنون تاثیر این نهادها را بر خود موسیقی ندیده ایم؛ البته ناامید هم نیستم و كمی باید صبر داشت تا تاثیرات آنها را ببنیم.
- از نظر آسیب شناسی، موسیقی امروز ما با چه مشكلاتی رو به رو است ؟
تولید آهنگهای زودگذر و لحظه ای، خود به موسیقی ما آسیب میرساند و اگر در زمینه گسترش دانش و تجربه موسیقی پیگیرتر باشیم، بهتر از این است كه موسیقی لحظه ای داشته باشیم؛ ضمن آن كه در خصوص موسیقی پاپ میتوان گفت كه این موسیقی نسبت و ربطی به موسیقی ما ندارد، اما به هرحال عدهای به آن عادت كرده و عده ای از جوانها هم دنبال آن هستند؛ ولی این موسیقی همیشه نمیتواند، جوابگوی نیازهای عاطفی و روحیه جامعه باشد؛ به هرحال بخشی از موسیقی اصیل ما، آن نوع موسیقی است كه بتوان از طریق آن به دورانهای گذشته و زنده كردن خاطرات سفر كرد؛ موسیقی كه هنرمندان دیگر رشتهها نیز در كنارش به هنر خود بپردازند.
- شما به عنوان یكی از اساتید بزرگ موسیقی ایران كه در ایران و خارج از كشور، فعالیتهای هنری زیادی انجام داده اید، به نظرتان برای این كه یك رسانه در پیشرفت موسیقی تاثیر گذار باشد، آن هم رسانه ای مثل صدا و سیما، چه اقدامات اساسی باید انجام شود ؟
مهمترین بخش آموزشی كشور، رادیو تلویزیون است؛ این رسانهها حتی از دانشگاه و مدرسه تاثیر بیشتری در امور هنری و تربیتی دارند؛ چون در تمام خانهها هستند و خانوادهها هم مدام جلوی تلویزیون حاضرند و این رسانه بیشتر از محیط مدرسه و دانشگاه با مردم ارتباط دارد؛ رادیو و تلویزیون در همه جای دنیا حساس ترین بخش آموزشی مملكت را عهده دار است؛ حساسترین بخشهای اقتصادی و سیاسی و به طور كلی تمامی مسائل در اختیار رادیو و تلویزیون است. پس این رسانهها در مورد مقولاتی چون هنر باید خیلی دقت كنند و نمیشود كه هر چه به دستشان رسید، پخش شود؛ بلكه باید با برنامه ریزی و انتخاب موسیقی درست، در زمان و مكان مناسب اقدام به پخش آن كنند؛ اما در حال حاضر، متاسفانه برنامههای موسیقی را مثل پوشال در لابه لای برنامههای رادیو وتلویزیون جای میدهند كه این كار زشت و توهین آمیز است و همه چیز را خراب میكند؛ از قبل از انقلاب تاكنون، هنوز هیچ كدام از رسانههای مذكور، آن طور كه باید حرمتی برای هنر قائل نیستند و توجهی به كاربرد هنر در جامعه و روحیه مردم ندارند؛ رادیو و تلویزیون باید همه نوع موسیقی خوب دنیا را پخش كنند تا مردم با موسیقیهای خوب دنیا آشنا شوند؛ اما متاسفانه امروزه، یك خواننده مد روز میشود و از صبح تا شب صدایش را از تمام رسانههای گوناگون پخش میكنند كه این كار درستی نیست.
- با توجه به این كه به موسیقی كودك توجه چندانی نمیشود، صدا و سیما چه نقشی را میتواند، در این زمینه ایفا كند؟
مهمترین بخش آموزش موسیقی، موسیقی كودكان است كه متاسفانه الان چنین چیزی را نداریم و بایستی توجه زیادی به آن شود؛ ضمن آن كه برای یك كودك نمیشود، موسیقی شجریان گذاشت ! البته درصد كمی از بچهها هستند كه توجه دارند؛ اما شاید 98 درصد بچه
ها، موسیقی كودكانه خودشان را میخواهند؛ صدا و سیما باید موسیقی را برای سنین مختلف، در ساعات مختلف و مطابق با دیدگاههای مختلف پخش كند.
- آیا در آینده مایل به اجرای اركسترال همانند كنسرت چهلستون كه با اركستر ملی به رهبری فرهاد فخر الدینی انجام دادید، هستید و یا این كه با همین گروه كوچك كار میكنید ؟
این طور نیست كه تنها با این گروه كار كنم؛ بلكه با گروههای دیگر و اركسترهای بزرگ هم كار خواهم كرد؛ ضمن آن كه در خارج از ایران، بهترین شكل ارائه موسیقی، اجرا با گروههایی باتعداد نوازندههای كم است واجرا با گروههای 12-10 نفره كاربرد چندانی ندارد؛ البته این قضیه در مورد اجرا، برای خارجیها صدق میكند؛ چون در خارج از ایران اركسترهای بزرگی هستند كه آثاری قوی ارائه میدهند، در صورتی كه اركسترهای ما در مقابل آنها خیلی ابتدایی عمل میكنند؛ البته در این سالیانی كه در ایران و خارج از كشور، كنسرتهای متعددی برگزار كرده ام، به این نتیجه رسیده ام كه اجرای دو نوازنده قدر كه با هم همنوازی میكنند، برای خارجیها، دلنشینتر و جالبتر است. اما اگر بخواهم در ایران كنسرت دهم یا چند نوازنده به گروه خودمان اضافه میكنم و یا با اركستر بزرگ كار میكنم و در این زمینه هیچ محدودیتی قایل نیستم.
- آلبوم جام تهی كه شامل تعدادی از آثار قدیمی است، آخرین اثر منشر شده شما است؛ آیا آلبوم جدیدی در دست انتشار دارید ؟
حدود 8 سال است كه تعدادی اثر آماده كردهام، ولی خودم هنوز حوصله نمیكنم كه آواز بخوانم، یك مقدار باید روحیه و انگیزه پیدا كنم، ضمن آن كه در حال حاضر خواندن برایم سخت شده و هر چه استارت میزنم، روشن نمیشوم !