بوی باران،بوی سبزه، بوی خاک
شاخههای شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپيد
برگهای سبز بيد
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک ميرسد اينک بهار
خوش بحال روزگار
خوش بحال چشمهها و دشتها
خوش بحال دانهها و سبزهها
خوش بحال غنچههای نيمهباز
خوش بحال دختر ميخک که ميخندد به ناز
خوش بحال جام لبريز از شراب
خوش بحال آفتاب
ای دل من گرچه در اين روزگار
جامه رنگين نمیپوشی بکام
باده رنگين نمیبينی به جام
نقل وسبزه در ميان سفره نيست
جامت از آن می که میبايد تهی است؛
ای دريغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسيم
ای دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دريغ از ما اگر کامی نگيريم از بهار
گر نکوبی شيشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
«زندهياد فريدون مشيری؛ بهار۳۷»
فرا رسیدن نوروز٬ کهن یادگار نیاکان پاک ٬ جاری شدن ترنم طراوت در روح و جان طبیعت و نو شدن روز و روزگار بر همه جانهای فرهیخته و تابناکتان مبارک باد .
نغمه های وجودتان هماره بهاری باد و سردی و سیاهی از آستان ذهن و ضمیرتان شرمسار در گریز باد.
فرشید احمدی
فرید دهدزی:
اخلاق حرفهای ، اخلاق مطبوعاتی، اخلاق رسانهای و ... مفاهیمی است که سراسر رسانههای ایرانی مزین به آن است . اما مقولهای که در فضای رسانهای ایران مغفول مانده ، همین «اخلاق» است .
به راستی فضای رسانهای جامعه از فقدان فقر اخلاقی بیداد میکند، چراکه بنای پدیدآیی و پیدایی رسانهای معی از بعد از مشروطه تنها الگوبرداری از سنتهای غیر بومی بود . الگوبرداری که تنها در سطح ماند و هیچگاه به محتوا ننگریست و نتوانست به ادارک این مسئله دست بیازد که اساس پدیدآیی رسانههای جمعی در جهان غرب چیست ؟
استادمحمدرضا شجريان، به مناسبت درگذشت "استاد علی تجويدي" پيامي را ارسال کردند که متن آن در پی می آید:
با اندوه بسيار باخبر شدم كه استاد علي تجويدي آهنگساز برجسته از ميان ما رفت. نسلي كه به پشتكار و عشق بناي فرهنگ و هنر ايران زمين را رفعت و شكوه بخشيدند، يكايك از دست ميروند. اما به استواري فرهنگي كه چونان حافظ و مولانا و فردوسي را در خود پرورانده باور عميق دارم . موسيقي اين خطه از فراز و فرود روزگاراني پر بلا گذشته و هيچگاه از تپش و شور و زايندگي باز نمانده تا اكنون كه ما را رسيده است. شادروان استاد علي تجويدي اين گوهر دردانه را ارج نهاد و در ماندگاري و كمال آن كوششي ارجمند و سترگ داشت. ذوق آهنگسازي او اصالت را با نياز و زبان مردم درآميخت چنان كه نغمههايش بر سر زبانها افتاد و در پي سالها كه از آفرينش آنها ميگذرد، هنوز نيز در خلوت و تنهايي خويش زمزمه ميكنند. دريغا كه هنرمندي اينگونه عاشق سالياني را منزوي شد. جز دريغ و حسرت و اندوه در از دست رفتن او چه ميتوانم گفت . كاش اكنون براي وداع آخرين او در جمع مردم بودم . من نيز به عنوان عضوي از جامعه فرهنگي ايران درگذشت اين هنرمند ارجمند را به جامعه فرهنگي و مردم ايران تسليت ميگويم
آواز ايراني با محمدرضا شجريان به بن بست مي رسد. اين جمله البته نه به شجريان، بلكه به ركود موسيقي ايراني و بخصوص آواز در سالهاي گذشته بر مي گردد. شجريان با فعاليت هايش در اين عرصه نشان داده كه هيچ وقت خواهان چنين سرانجامي براي موسيقي نبوده و نخواسته سد راهي شود كه از يكصد سال گذشته تاكنون با فراز و نشيب هاي بسيار به اينجا رسيده و بزرگان بسياري را به خود ديده است. او سعي كرده شاگردان بسياري را پرورش دهد و حتي اصرارش روي آوردن همايون - كه تا پيش از اين به نواختن تنبك علاقه مند بود - به اين عرصه نشان مي دهد كه نمي خواهد يكه تاز باشد، چرا كه حضور خوانندگان ديگر در اين عرصه و امكان مقايسه كار آنان باعث رونق گرفتن آواز و ايجاد انگيزه در مردم براي گوش سپردن به آثار مختلف و دلزده نشده از تك صدايي و تكنوازي و تكروي مي شود. حتي عقيده دارد كه شاگردانش زماني كسي خواهند شد كه از شجريان تمرد كنند: اگر از شجريان گذر نكنند همان تكرار من هستند. من بارها گفته ام كه اگر شاگردان من موسيقي را در سطح من اجرا كنند، به اين معناست كه موسيقي در جا زده است. آنها بايد چند گام از من و گذشتگان جلوتر باشند. اگر شاگردان تكرار استاد باشند، موسيقي در جا زده است. شاگردان بايد چند گام فراتر از استادان خود باشند. متاسفانه در حال حاضر اين وضع به شكلي ديگر حاكم است.
ديدار با استاد محمدرضا شجريان:بداهه خواني همه اعتبار ماست
تولدم روز اول مهرماه سال يكهزار و سيصد و نوزده خورشيدي در مشهد است؛ در خانواده اي كه پدربزرگم (علي اكبر) صداي بسيار رسايي داشته و به زيبايي، آواز مي خوانده است.او از مالكان بزرگ مشهد بوده و از خواندن در جمع پرهيز داشته؛ گاه براي دوستان سرشناسي كه به ديدارش مي آمده اند، مي خوانده است. پدرم (مهدي) از صدايي پرطنين و رسا برخوردار بود و در جواني، آوازخواندن را شروع مي كند ولي خيلي زود در محيط بسته و سنتي، به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقيده باقي ماند و آواز را رها كرد و در قرائت قرآن، جايگاه خاصي در مشهد پيدا كرد و شاگردان زيادي براي تلاوت قرآن تربيت كرد كه از جمله خود اينجانب است.
آثار شجريان در دوران فعاليت موسيقايي
عکس ها را می بینی، فيلم ها را تماشا می کنی حالت بد می شود. بلند می شوی و روزنامه را می گیری که فکرت به جائی دیگر پرتاب شود می بینی تيتر اول گاردين فاجعه بم است، ساندی تايمز همین طور. برنامه های خبری هم .
گاهی از تصوير فقر که می بينی فريادت بلند می شود و گاهی از صدای درد که می شنوی دلت خون. رفته ام که بلکه قصيده ای را که آن شاعر تبريزی در وصف زلزله مشهور آذربايجان گفته بود چهارصد سال قبل پیدا کنم، يافت می نشود به قول مولانا. يک دقعه با خودم گفتم می روم و سوار می شوم و می روم. می روم به بم. در غريبی تصورات و اوهام به آدم دست می دهد مگر تو اميری و اوضاع متصل به تست که ماه باشی و رودکی دعوتت کند و بوی جوی موليان آيد همی. جوی موليانی هست حواست کجاست. تازه ماهی هم نیست که سوی آسمان آيد همی. من چکار می توانم بکنم که از دور نشود. مگر آدم کم دارند بمی ها که شهرشان از دست رفته است برای آن که برايشان گريه کند. مگر شما کم گذاشته ايد از خون دادن که بيايم خونی بدهم.
عليرضا افتخارى كه چندى پيش خبر از انتشار آلبوم عشق استاد، به ياد محمدرضا شجريان و به منظور كمك به باغ هنر بم را داده بود، به دليل عدم موافقت ناشر اين آلبوم به منظور كمك رسانى به باغ هنر بم، اعلام كرد كه اين مسئله منتفى شده و از هشت ترانه عشق استاد، در آلبوم هاى ديگر خود بهره خواهد گرفت.
آواز و شيوههاي آوازي خوانندگان یکصدوپنجاه ساله اخير ـ مژگان شجریان
بسياري از علماي موسيقي، متفقالقولند كه موسيقي ابتدا به صورت آواز به وجود آمده است و به تدريج آلات موسيقي اختراع شد تا به همراهي آواز و حركات موزون نواخته شود و از لحاظ منطق و زيبايي، آن را تقويت كند مژگان شجريان در پايان نامه كارشناسي موسيقي خود « آواز و شيوههاي آوازي خوانندگان صد و پنجاه ساله اخير » را مورد بررسي قرار داده و آورده است: « راحتطلبي و عيش دوستي و علاقه به تشريفات و تجمل و امور تفنني و ذوقي و تفريحي در دوره نخستين پادشاهان قاجار، به ويژه فتحعلي شاه و ناصرالدين شاه و توجه آنان به رشتههاي هنري سبب رواج و رونق شعر، خوشنويسي و موسيقي شد و باعث شد در هر رشته نمايندگان به نامي پيدا شود.» در ادامه آمده است: « موسيقي ملي ايران كه بر همان اساس قديم، به صورت هفت دستگاه و رديف در زمان فتحعليشاه و محمدشاه شكل گرفته بود، در زمان اين پادشاهان، نمايندگان معتبري داشت و به وسيله همين نمايندگان به عصر ناصري انتقال يافت. در اين دوره استادان به نامي ظهور كردند كه با تعليم و تعلم به توسعه و رواج آن همت گماشتند و آنچه از پيشينيان به آنان رسيده بود، براي آيندگان باقي گذاشته و گذشتند
ادامه عکسها را اینجا و یا اینجا ببینید
دوستانی که اینترنت پرسرعت دارند از دیدن فیلم هم لذت ببرند:
باتشکر بسیار فراوان از دوست خوبم خانم پرنیان
اگر چه خاطره ذهني ايرانيان از استاد هابيل علي اف به سالهاي ابتداي دهه ۶۰ و آلبوم وي و راميزقلي اف باز مي گردد، اما حضور علي اف در سالهاي ابتدايي دهه ۷۰ در تالار انديشه و اجراي تاريخي اش با استاد شجريان و البته پيش از آن با تمبك همايون شجريان، آغازي شد بر حضور صحنه اي اين استاد نام آور كمانچه. علي اف در كمانچه نوازي همانقدر شهرت و اعتبار دارد، كه استاد علي اصغر بهاري، با اين تفاوت كه استاد بهاري بسيار دير كشف و قدرتش شناخته شد و استاد علي اف در موقع مقرر و به جايش. هابيل علي اف سال ۱۹۲۷ در آذربايجان متولد شد و موسيقي را نزد استاد آقدامنسكي آموخت. او از سال ۱۹۵۲ در مدرسه آصف زينالي نزد ديگر استادان بزرگ آن زمان به آموزش موسيقي پرداخت. هابيل علي اف اجراهاي فراواني با خوانندگان بزرگي همچون سيد شوشينسكي، خان شوشينسكي، زولنوآدي گوزه ل اف، مطلم مطلم اف، اسلام رضايف و عارف بابايف داشته و نيز در سال ۱۹۷۸ نشان درجه يك موسيقي در دوران اتحاد جماهير شوروي را دريافت كرده است. بسياري از كارشناسان موسيقي، او را يكي از بهترين نوازندگان كمانچه مي دانند و سالهاست كه هنرش درخور نگرش بزرگان موسيقي جهان و به ويژه مردم هنردوست آذربايجان و ايران است. هابيل علي اف در پاييز امسال در تهران به اجراي برنامه پرداخت و آنگونه كه خود مي گويد اين اجراي پاياني او بود زيرا او براي هميشه با كمانچه بدرود گفته است. در گفت و گوي كوتاهي كه با اين نوازنده كمانچه داشتم، تلاش كردم گزيده اي از انديشه هاي او را درباره موسيقي و هنر بدانم تا اين ديدگاهها بتواند راهنماي هنرجوياني باشد كه در آغاز اين راه هستند. در پايان نيز از آقاي وحيد اسداللهي براي ترجمه اين گفت وگو بسيار سپاسگزاريم.
در ادامه تورهای موفق دو سال گذشته که با پشتیبانی وزیر امورخارجه آمریکا کاندولیزا رایس برای ایجاد ارتباط بیشتر میان مردم ایران و آمریکا برگزار میشود، گروه همنوازی استادان موسیقی ایرانی به سرپرستی محمدرضا شجریان، علاوه بر اجرای برنامه در یک کنسرت در دانشگاه سانتاباربارا با شرکت در یک جلسه گفت و شنود در باره موسیقی اصیل ایرانی با حاضران شرکت کرد.
حسين عليزاده موسيقى فيلم ديگرى از بهمن قبادى يعنى جديدترين فيلم او به نام «نيومانگ» (نيمه ماه) را مى سازد. به نظر فيلم هاى او بيشتر با روحيات اين آهنگساز سازگار است. عليزاده به گفته خود براى پذيرفتن كارى بايد فيلم را دوست داشته باشد و با كارگردانى ارتباط تنگاتنگ و درك متقابل پيدا كند. او در اين سال ها براى اينكه تعمق بيشترى در كار خود داشته باشد، به عمد از سينما فاصله گرفته است. اين فاصله البته نه تنها سينما بلكه فضاى موسيقى كشور را هم در بر مى گيرد. در عوض او تورهاى كنسرت خود را به همراه شجريان ها و كيهان كلهر در خارج از كشور ادامه مى دهد و راه شخصى اش را در اين هنر دنبال مى كند.حسين عليزاده موسيقى فيلم هاى «زمانى براى مستى اسب ها» و «لاك پشت ها هم مى توانند پرواز كنند» را به كارگردانى بهمن قبادى در سال هاى قبل ساخته و به دليل محيط جغرافيايى فيلم ها از تم هاى كردى و سازهاى اين منطقه استفاده و آن را گاه با سازهاى ايرانى و گاه با سازهاى غربى آميخته است.عليزاده اعتقاد دارد كه براى بارور شدن، فاصله گرفتن از كارهاى قبلى مفيد است. براى همين بعد از اجراى كنسرت با ژيوان گاسپاريان نوازنده ارمنى دودوك در كاخ نياوران و يك كنسرت در دانشگاه ايلام ديگر به صورت مستقل در ايران به روى صحنه نرفته اما نشر ماهور به تازگى ۲۰ قطعه براى تار را از او منتشر كرده است.عليزاده در بين موسيقيدانان ايرانى يكى از معدود كسانى است كه علاوه بر آموزش موسيقى و نوازندگى و بداهه نوازى، موسيقى متن براى فيلم هاى سينمايى مى سازد.
مرضیه رسولی . شرق
.
همه مي خواهند مانند استاد شجريان باشند. آخر مگر كسي مي تواند به جايگاه ايشان برسد؟
جنس و بافت و همه چيز صداي شجريان مخصوص خود اوست؛ مثل هر كسي ديگر كه بايد چنين باشد. اما با كمال تعجب اكثرا مي خواهند شبيه شجريان باشند يا بگويند شاگرد او هستيم...
* يا بگويند شجريان دوم هستيم!
- بله. به همين دليل وقتي شخص مي خواهد كاري ارائه كند از صداي خودش دور مي شود و هيچ صدايي به دل تو نمي چسبد! اصلا گرمايي در صداها وجود ندارد. هيچ صداي شاخصي موجود نيست كه تو را تكان بدهد و نكته جديدي در آن باشد. صداهايي مثل بنان، قوامي، خوانساري، گلپايگاني و ايرج هم بودند و شجريان هم در كنار اينها حضور داشت. اينها همه خودشان بودند. كسي از كسي تقليد نمي كرد!
* اما در حال حاضر مي بينيم كه خيلي ها بر تقليد اصرار مي كنند...
- به گفته استاد شجريان تقليد فقط در زمان شاگردي لازم است در اين دوره هر درسي را كه هنرجو مي گيرد بايد مو به مو مثل استاد تمرين كند. اما بعد كه وارد عرصه خوانندگي شد بايد خودش باشد: آزاد و رها. هر كسي بايد از ثمره دست و حنجره و هنر خود يك اثر خلق كند و به يادگار بگذارد.
فرهنگ شریف گفت كه منتظر بازگشت محمدرضا شجریان از خارج از كشور است تا این دودر قالب یك آلبوم موسیقی با هم همكاری كنند.
فرهنگ شریف در گفت وگو با ایسنا گفت: از ماهها پیش قصد این همكاری را داشتم اما به دلیل گرفتاریهای آقای شجریان این كار امكان پذیر نشد.
وی ادامه داد: ماهم اكنون به همراه عباس سجادی مشغول كلام گذاشتن روی ملودیها هستیم.
شریف از سالها قبل، در رادیو با محمد رضا شجریان همكاری داشته و به همین خاطر در حال حاضر نیز مایل است این همكاری ادامه داشته باشد. از فرهنگ شریف به تازگی آلبوم «عاشقانهها» منتشر شده كه به گفته شریف از كارهای متفاوت اوست.
«عاشقانهها» كه با استقبال مخاطبان مواجه شده است،شامل سه كاست و دو سی دی است.
«علیرضا افتخاری»برای «استاد محمدرضا شجریان» در آلبوم «عشق استاد»میخواند.
«علیرضا افتخاری» در گفتوگو با خبرگزاری فارس با اعلام این خبر گفت: آلبوم«عشق استاد» كه شامل 8 ترانه زیبا و عاشقانه خراسانی است به یاد«محمدرضا شجریان» شكل گرفته كه تمام ملودیها خراسانی و قوچانی میباشد و توسط اركستر ضبط و در مرحله پایانی كار قرار دارد.این آلبوم توسط «حسن میرزا خانی» تنظیم شده است.
این خواننده با بیان اینكه نفس «شجریان» به نفس هر كس بخورد، بركت است، اظهار داشت: «استاد شجریان» از نظر شخصیتی و هنری انسان بزرگی است و من به خاطر ارادتی كه به ایشان داشتم آلبوم«عشق استاد»را متشكل از ترانهها و ملودیهای خراسانی است به یاد ایشان كاركردم كه از طریق انتشارات آواز بیستون به بازار منتشر میشود.
«افتخاری» در ادامه در خصوص برگزاری كنسرت گفت: در خانه نشستن بهتر از این است كه در زمستان كنسرتی را برگزار كرد و مردم را از گوشه و كنار ایران برای دیدن كنسرت به تهران كشاند كه این مسئله نه تنها خیر و ثواب نیست، بلكه گناه است. وقت و زمان را كه از ما نگرفتهاند. هر هنرمندی باید در زمان مشخص كنسرت برگزار كند تا بتواند تمام عاشقان و دوستداران موسیقی را با آغوش باز پذیرا باشد.
«علیرضا افتخاری» در خاتمه از انتشار دیگر آلبوم خود خبرداد و گفت: آلبومی متشكل از آثار الهی و عرفانی به آهنگسازی«فریدون شهبازیان» و «عباس خوشدل» و خوانندگی بنده شكل گرفته كه هم اكنون در مرحله نیمه تمام قرار دارد.
علیرضا قربانی- خواننده ارکستر موسیقی ملی گفت : بعد از انقلاب آواز خوان های ما فقط صدای استاد شجریان را آن هم از دور شنیده اند.،علیرضا قربانی در میزگرد موسیقی آوازی ایران که در محل این خبرگزاری تشکیل شد با اعلام این مطلب گفت : تنوع آوازی موسیقی ایرانی در چند سال اخیراز بین رفته و این روند کم کم به سوی تک صدایی پیش رفته است . در این شرایط طبیعی است که صدایی غیر از صدای استاد شجریان به گوش آواز خوان ها نرسد.قربانی افزود : عوامل دیگری چون نبود مراجع آوازی ، دگرگون شدن روند آموزش درعصر ارتباطات ، نبود منابع شنیداری دیگر و ... در تسریع و تثبیت این روند سهم بسزایی داشته است.وی آموزش آواز را مستلزم دانستن تکنیک و ردیف دانست و خاطرنشان کرد : به طور یقین برای آموزش آواز در موسیقی ایرانی آگاهی استاد از علم ردیف و دانستن تکنیک باید به اندازه هم باشد ، چرا که این دو مولفه لازم و ملزوم یکدیگرند و کسی که تکنیک نداند علم آن کار را نمی تواند به هنرجوی خود یاد دهد.این خواننده جوان به دهکده جهانی اشاره کرد و گفت : متاسفانه در دهکده جهانی عمق مسائل معنوی و پرداختن به آن کم شده است . در این شرایط وظیفه ما حمایت از میراث ادبی و موسیقایی گذشته است.وی ادامه داد : کسانی که ادعای فرهنگی داشته ومی خواهند گوشه ای ازبار فرهنگ غنی و کهن این جامعه و توسعه آن را بردوش بگیرند وظیفه میراث داری از این فرهنگ را نیز به عهده دارند. به همین خاطر نباید انتظار داشت که کسانی که تفکری از جنس دیگر دارند به این وادی قدم نهند.این هنرمند که در حال حاضر از ارکستر موسیقی ملی فاصله گرفته و با گروه های موسیقی سنتی بیشتر همکاری دارد، در پایان اظهار کرد : عصر حاضر و تبعات آن ، روابط و احساسات بین انسان ها را نادیده گرفته است. به طور طبیعی در این شرایط باید تلاش هنرمندان این عرصه دو چندان شود ، در غیر این صورت تا چند دهه دیگرحتی ممکن است تمام اشعار حافظ و سعدی نیز به دست فراموشی سپرده شود.
كيهان كلهر اثر تازه خود را كه در قالب پروژه جاده ابريشم ساخته شده ، در امريكا اجرا مي كند.