تبليغاتX
استاد شجریان - نگاهى به پيشرفت آواز در ايران
 
شجریان‌کنسرت‌دات‌کام | کلیک کنید

علي شيرازي

موسيقى آوازى ايران، چندين دهه است كه هيچ چهره تازه و شاخصى را در عرصه خوانندگى «آواز» به دوستداران اين هنر معرفى نكرده است. به طورى كه مى توان ركود كلى موسيقى اصيل ايرانى در سال هاى اخير را به نوعى به اين مقوله نيز مربوط دانست. در موسيقى ايرانى خوانندگان را دست كم به سه گروه تقسيم مى كنند: «رديف دان»، «آواز خوان» و «تصنيف خوان». با ذكر اين نكته كه گاه ممكن است فردى به لحاظ توانايى در آن واحد، در هر سه دسته مذكور جاى بگيرد؛ به شرح هر يك از اين سه گروه مى پردازيم:
• رديف دانان
«رديف، به مجموعه متحولى از موسيقى مقامى گذشته، متشكل از الحان طبقه بندى شده- شامل دستگاه، آواز، نغمه، گوشه، تيكه، كرشمه، چهارمضراب، رنگ و.. گفته مى شود كه از قرن يازدهم هجرى تا به امروز به نام «رديف موسيقى ايران» ثبت شده است. مأخذ رديف هاى موجود دو رديف «ميرزا عبدالله» و «ميرزا حسينقلى» است...» (به نقل از واژه نامه موسيقى ايران زمين، مهدى ستايشگر، جلد اول، ص ۵۱۹)
بديهى است در موسيقى ايرانى دو نوع رديف «سازى» و «آوازى» موجود است كه اندك تفاوتى در نوع اجراى ملودى ها و بيشتر در قالب هايى نظير چهار مضراب، رنگ و... با هم دارند. دليل آن نيز ويژگى ها و كاركردهاى متفاوت ساز و حنجره آدمى است. دو رديف معتبر «ميرزا عبدالله» و «ميرزا حسينقلى» سازى و دو رديف «عبدالله دوامى» و «محمود كريمى» آوازى هستند. در رديف آوازى، «رديف دان» معمولاً به كسى مى گويند كه با دقايق و ظرايف گوشه ها و دستگاه ها به خوبى آشنا باشد. اين فرد لزوماً خود خواننده اى خوش صدا نيست؛ اما مى تواند به تربيت شاگردان و هنرجويان آواز همت بگمارد. مثلاً در گذشته مرحوم «نورعلى برومند» با داشتن صدايى بسيار معمولى در كنار تربيت نوازندگان بزرگ تار، در رشته آواز نيز شاگردى چون «شجريان» را تربيت كرد. در مقابل چون نوازندگان همه سازهاى ايرانى حتماً بايد با جزئيات رديف سازى-و حتى آوازى- آشنا باشند، آن را امرى بديهى فرض مى كنند و ديگر به نوازندگان عنوان «رديف دان» را اطلاق نمى كنند. اين اصطلاح بيشتر در مورد استادان و آموزگاران «رديف آوازى» به كار مى رود.
مثلاً امروزه هنرمندانى مانند «نصرالله ناصح پور» و «كريم صالح عظيمى» را كه _ به هر دليلى- چندان به دنبال اجراى كنسرت و ارائه كاست و سى دى نبوده اند و بيشتر بر حفظ گنجينه رديف آوازى و تربيت شاگردان مستعد اين رشته همت گماشته اند با عنوان «رديف دان» مى شناسند.
• آوازخوانان
در موسيقى دستگاهى ايران، «آواز» مفهومى وسيع تر از (Song) به معناى آواز، آهنگ، آواز پرنده، چهچهه و شعر در زبان بين المللى دارد. مهدى ستايشگر در «واژه نامه موسيقى ايران زمين» پس از بيان معنى «عام آواز» (نغمه، سرود، آهنگ و بانگ موزون زيروبمى كه از گلوى انسان- كه اكمل آلات الحان است- و يا از سيم انواع سازها برآيد) به چند نوع آواز مثل ضربى و دسته جمعى اشاره كرده و افزوده است: «آواز در موسيقى ايرانى داراى وزن (ميزان) خاصى نيست و اجراى موزون آن به ذوق و تخصص خواننده و نوازنده منوط و وابسته است. (وزن آواز در رديف موسيقى ايرانى مقوله اى جداگانه است) ديگر از خصوصيات آواز در موسيقى ايران، متد معين تحرير، نحوه درآمد و فرود، اوج و حضيض، انتخاب شعر و اداى مفهوم صحيح واژه ها و رعايت تناسب حالات است. تناسب در آوازها موجب زيبايى در استماع است چه، آوازها داراى كيفيات گوناگونى هستند. مانند آهستگى، بلندى، نرمى، سختى، جنبش و نشاط و جز اينها...» (صفحه۳۸)
از آوازهاى مشهور ايرانى مى توان به اينها اشاره كرد: «آواز ديلمان» با صداى غلامحسين بنان و شعر حافظ (چنان در قيد مهرت پاى بندم، كه گويى آهوى سردركمندم)، «آواز همايون» با صداى تاج اصفهانى و شعر سعدى (از تو با مصلحت خويش نمى پردازم، همچو پروانه كه مى سوزم و در پروازم)، آواز «نوا، مركب خوانى» محمدرضا شجريان با شعر سعدى (بگذار تا مقابل روى تو بگذريم، دزديده در شمايل خوب تو بنگريم.)
آنچه در اين مقاله تحت عنوان «آواز» بدان پرداخته شده، مهم ترين ركن موسيقى آوازى ايران و اجراى مطلوب آن نشان دهنده اوج هنر يك خواننده كامل است. هر سه استادان نامبرده (بنان، تاج و شجريان) و هنرمندانى نظير قمرالملوك وزيرى، سيدحسين طاهرزاده، اقبال آذر، روح انگيز و بسيارى ديگر خوانندگانى كامل به شمار مى روند؛ هم از نظر تسلط بر رديف و هم از نظر نوآورى در اجراى آواز (و البته به يادگار گذاشتن تصنيف ها و ضربى هاى ارزشمند).
• تصنيف خوانان
از در هم آميختن شعر و موسيقى با ريتم و وزن معين و شناخته شده تصنيف و ترانه پديد مى آيد. از مهم ترين ويژگى هاى هنرمند تصنيف ساز،  آشنايى و تسلط او با هر دو مقوله شعر و موسيقى و همچنين گنجاندن واژه ها و ترجيع بندى هاى مناسب در جاى خود در هر تصنيف است. از تصنيف سازان معروف ايرانى مى توان به «عارف» و «شيدا» اشاره كرد. تصنيف و ترانه به دليل روان بودن كلام و ملودى و ريتم آن همواره با استقبال توده هاى مردم مواجه و ورد زبان آنها شده است. تصنيف هاى «خزان عشق» با صداى بديع زاده، «سرگشته» با صداى قوامى، «الهه ناز» با صداى بنان، «مرغ سحر» با صداى قمرالملوك وزيرى و «نگاه گرم تو» با صداى عبدالوهاب شهيدى از مشهورترين تصنيف هاى ايرانى هستند. گاه يك تصنيف، ترانه يا سرود به سمبل و نشانه اى از يك دوره تاريخى بدل مى شود مانند ترانه «مراببوس» با صداى گل نراقى و سرود مشهور «اى ايران» با صداى بنان.
•••
پس از عارف و شيدا، هنرمندانى چون كلنل علينقى وزيرى، مرتضى محجوبى، جواد معروفى و روح الله خالقى رونقى به تصنيف سازى ايرانى بخشيدند. اين افراد عموماً در برنامه «گل هاى» راديو ساخته هاى خود را ارائه مى كردند. به اين صورت كه هر برنامه گل ها معمولاً با يك تصنيف آغاز مى شد. پس از مقدارى تكنوازى، چهارمضراب و شعرخوانى توسط گوينده قطعه اى آواز در همان دستگاهى كه تصنيف در آن اجرا شده بود، به سمع شنوندگان مى رسيد و در نهايت با تكرار تصنيف برنامه پايان مى يافت. گاهى خواننده تصنيف و آواز يك نفر بود و گاه مثلاً تصنيف را يك خواننده و آواز را خواننده اى ديگر اجرا مى كرد.
از اوايل دهه پنجاه با گردهم آمدن هنرمندانى چون محمدرضا شجريان، محمدرضا لطفى، حسين عليزاده در گروه هاى عارف و شيدا- كه دست پروردگان استاد نورعلى برومند بودند- و همچنين خوانندگانى مانند پريسا و هنگامه اخوان، بازسازى تصنيف هاى قديمى آغاز شد. همچنين با رونق گرفتن برنامه راديويى «گلچين هفته» تصنيف هايى مخصوص اين برنامه بازسازى يا اجرا و سپس پخش مى شد. با وقوع انقلاب و خانه نشين شدن و كوچ بيشتر آهنگسازان و ترانه سرايان، در عرض دو دهه بسيارى از تصنيف هاى تاريخ صدساله ضبط موسيقى در ايران براى يك يا چند بار توسط خوانندگان و گروه هاى مختلف موسيقى اجرا و منتشر شد. البته در بيشتر اجراها فقط كيفيت ضبط آثار از نسخه اصلى بهتر بود و كيفيت هنرى و معنوى كار قديمى به خوبى خود را از لابه لاى خش ها و پارازيت هاى اين ساليان دراز، به رخ مى كشيد. كار به جايى رسيد كه گاه با جرح و تعديل هاى كلامى دستگاه هاى نظارتى وزارت ارشاد و صداوسيما در بعضى مواقع اجراهاى جديد فاصله اى بعيد با اجراى قديمى پيدا كردند.
در بخش آوازخوانى نيز يكباره با وقوع انقلاب، گسستى تاريخى ميان خوانندگان نسل  گل هاى راديو و نسل بعدى كه در راه بود ايجاد شد. به طورى كه هنرمندانى چون بنان، قوامى، تاج اصفهانى، عبدالوهاب شهيدى، محمودى خوانسارى، اديب خوانسارى و بقيه به همراه كليه خوانندگان زن، يك شبه خانه نشين شدند و از آن نسل تنها شجريان مجال ادامه كار يافت. جوانانى مانند شهرام ناظرى، افتخارى، تعريف، ايرج بسطامى و حسام الدين  سراج نيز به مرور توانستند نام خود را به سياهه خوانندگان موسيقى اصيل ايرانى اضافه كنند. اما اين نسل و افراد ديگرى چون كاوه ديلمى، على رستميان، بهرام باجلان و... تنها سايه اى از آوازخوانان قديمى را با خود حمل مى كردند. آنان هر از گاه با ارائه يك آواز نسبتاً شسته رفته- و بيشتر تحت تاثير قديمى ها- به تيرى كه در تاريكى رها شده بود مى مانستند و به طور معمول فقط از عهده اجراى همان تصنيف هاى دست چندم برمى آمدند. از شما چه پنهان همين تصنيف ها هم بودند كه در موسيقى بعد از انقلاب نام هاى اين خوانندگان را براى مدتى سرزبان ها انداخته و بار ارتباط مردم با موسيقى ايرانى را به دوش كشيدند. تصنيف هايى از آلبوم هاى «گل صدبرگ» شهرام ناظرى، «تمناى وصال» عبدالحسين مختاباد، مجموعه كارهاى افتخارى، «باغ ارغوان» حسام الدين سراج و... از زمره اين آثار بودند. به مرور و تحت نفوذ و سيطره شركت هاى توليد و پخش نوار، حجم ارائه آواز در آلبوم هاى موسيقى به حداقل رسيد و نوارها و سى دى ها مملو از تصنيف شدند. مثلاً افتخارى در سال ۱۳۷۷ در «ياد استاد» تعداد ۸ تصنيف بدون حتى يك قطعه آواز ارائه كرد و تنها به خواندن يكى دو بيت و اجراى مقدارى تحرير در لابه لاى يك تصنيف بسنده كرد. در سال ۱۳۸۰ نيز همايون شجريان در «نسيم وصال» در مقابل اجراى ۶ و۷ تصنيف فقط يك قطعه آواز اجرا كرد.
در آن سال ها شنيده هاى ما از شركت هاى توليد و پخش و مناسباتى كه در آنها جارى بود حكايت مى كرد كه به عقيده توليدكنندگان آثار موسيقى در روزگار جديد ديگر مردم تحمل شنيدن آواز را ندارند و اين هنر يگانه فاقد قدرت جذب آدم هايى با شرايط و دغدغه هاى امروزى است. اما واقعيت اين بود كه موسيقى ايرانى سال ها بود- و هست- كه از ظهور حتى يك چهره برجسته در رشته «آواز» محروم بوده است. به معناى دقيق تر «محمدرضا شجريان» آخرين چهره موسيقى آوازى ايران، نخستين بار در سال ۱۳۴۵ يعنى دقيقاً چهار دهه پيش صداى خود را به گوش مردم رسانده است. پس از او هر خواننده اى كه ظهور كرده يا عمر ارائه هنرش كوتاه بوده- مانند پريسا و هنگامه اخوان- يا از مسير آوازخوانى- به هر دليل- خارج شده و به تصنيف خوانى بسنده كرده- مانند عليرضا افتخارى- يا آنكه كيفيت آوازهايش فاصله بسيارى با آثار نخبگان اين عرصه داشته است- مانند شهرام  ناظرى. علاوه بر آن اگر هم گاهى اثر برجسته اى ارائه شده اين كار تداوم نيافته است. مثلاً نوار «ترجيع بند» با صداى «استاد صديف» اثرى بديع و زيبا بود كه در سال ۱۳۶۹ بارقه هاى اميد را در دل تشنگان هنر آواز، زنده كرد؛ اما استاد صديف پس از آن صرف نظر از اجراى چند كنسرت هرگز نوار و آلبوم ديگرى را ارائه نكرد.
در مقابل بعضى از هنرجويان و خوانندگان ديگر آواز با فاصله گرفتن هرچه بيشتر از كاراكتر و شخصيت صداى خود به تقليد از استادان قديمى پرداختند و ماكتى از آثار آن بزرگان را براى مردم عرضه كردند. به اين ترتيب «كاوه ديلمى» تحت تاثير «استاد بنان»، سراج، حميدرضا نوربخش، عليرضا قربانى و بسيارى ديگر تحت تاثير «استاد شجريان» و حتى «بهرام حصيرى» با صدايى ملهم از «اكبر گلپايگانى» كوشيدند تا در اين عرصه هنرنمايى كنند. در مقابل علاقه مندان آواز ترجيح دادند تا با شنيدن چندين و چندباره آثار قديمى و ناب خود را از سرچشمه سيراب كنند؛ چرا كه يك تحرير طاهرزاده و ظلى و اقبال و يك بيت از ديلمان با صداى مخملى و نرم بنان با قدمت چندين ساله و كيفيت صوتى پايين بسيار مى ارزيد به صداى ضبط شده و ديجيتال بعضى از آوازخوانان مصنوعى جديد كه با هزار نوع ادا و اصول مى خواندند.
اما به راستى در اين چند دهه چه بر سر اين هنر ملى آمده است؟ چرا ديگر يك «بنان»، «قوامى»، «شهيدى» و حتى «جمال وفايى»- منظور فقط آوازخوانى او در «گل ها» است و نه چيز ديگر- ظهور نمى كند؟ مگر آواز ايرانى برگرفته از رنج ها، شادى ها، تاريخ، فرهنگ و مليت ما نيست؟ مگر لحن و بيان عواطف و احساسات ما ايرانيان تغيير كرده است؟ پس چرا هنوز هم آثار موسيقايى كه بار ملوديك پررنگ دارند- حتى در «موسيقى پاپ» - با استقبال توده هاى مردم مواجه مى شوند؟ مگر رديف دستگاه ها پربارترين و متنوع ترين گنجينه آهنگ و ملودى نيست؟ پس به راستى چه بر سر ما آمده است؟
در همه اين سال ها دلايل زيادى را براى ركود موسيقى سنتى- كه آواز جزء مهمى از آن است- برشمرده اند: بى اعتنايى و سياست هاى غلط وزارت ارشاد و صدا و سيما، پيرشدن يا فقدان نسل طلايى موسيقى ايرانى به همراه ساير نوابغ دهه هاى گذشته- و كلاً به سر رسيدن عصر نوابغ-، تحولات تاريخى و اجتماعى و تغيير سليقه و ذائقه انسان امروزى، جاى نگرفتن شعر نو در قالب موسيقى سنتى و نابسنده بودن شعر كلاسيك براى آدم هاى جديد و... اينها همه و همه دلايلى هستند كه درست يا غلط هر كسى به فراخور درك خود از شرايط بر زبان مى راند.اما به نظر نگارنده چند علت اصلى و مهم ركود آواز تاكنون از نظرها پنهان مانده و يا ابراز نشده است. يكى از آنها اينكه فراگيرى هنر آواز، نيازمند سال ها شاگردى، كاوش، جست و جو، تحقيق، تمرين و ممارست در رشته هاى مختلف موسيقى و شعر و ادبيات است. حال ممكن است براى كسى اين توهم پيش بيايد كه مگر فلان آوازخوان صد سال پيش- كه صفحه هاى صداى او موجود است- استاد ادبيات بوده كه چنان خوب مى خوانده است؟ پاسخ اين است كه در آن سال ها مدل زندگى و طبعاً «استاد- شاگردى» به گونه اى بوده كه شاگرد در طول روزها، هفته ها و سال هاى متمادى آنچنان با استاد خود مأنوس مى شده كه در نهايت تمام گنجينه موجود در سينه استاد به شاگرد منتقل مى شده است. اينها را مقايسه كنيد باكلاس هاى ۱۰ ، ۲۰ نفره امروزى كه معمولاً به صورت يك جلسه يكى دو ساعته در هفته برگزار مى شوند. در اين كلاس ها اصلاً فرصتى گير كسى نمى آيد تا خلاقيت و استعدادش شكوفا شود.
تازه آدم ها اعم از استاد و شاگرد در چنبره مناسبات و روابط زندگى امروزى چنان گرفتارند كه اگر فرصتى بيابند و تمرين بكنند و فقط صداى خود را گرم نگه دارند، راضى و خشنود خواهند شد. صاحبان همين معدود صداهاى كال و نارسى نيز معمولاً از اولين موقعيتى كه براى توليد آواز و تصنيف نصيبشان مى شود استفاده مى كنند تا صداى خود را به گوش مردم برسانند و احياناً با استفاده از «زحمات»ى كه چند سال در راه يادگيرى هنر كشيده اند به پول و شهرت و اعتبار برسند! در هر حالت و با وجودى كه پول و شهرت و اعتبار هنرى و اجتماعى ممكن است به دليل درخشش يك هنرمند به سراغ او بيايد، اما در كار هنر هيچ گاه نمى تواند هدف و آرمان يك هنرمند قرار گيرد. پس نتيجه كار خواننده اى كه صرفاً براى رسيدن به اين مقاصد آواز بخواند از پيش معلوم است و اين مدار بسته اى است كه سال ها است هنر آواز در آن گرفتار شده و بدين ترتيب «عصر ركود آواز ايرانى» فرا رسيده است.
البته فراموش نكنيم كه گاه ريشه يابى علل رونق و ركود پديده ها بسيار پيچيده به نظر مى رسد: مثلاً اينكه چگونه در يك دوره زمانى در حيطه شعر ايران نيما، شاملو، فروغ، سهراب و اخوان ثالث ظهور مى كنند؛ يا پس از دهه ۴۰ تئاتر ايران آرام آرام افول مى كند و اينكه مثلاً چند صد سال ديگر بايد بگذرد تا يك «حافظ» يا «مولوى» ديگر پديد بيايد- يا نيايد؟!
نگارنده در زمينه ركود آواز با تاكيد بر «گسست تاريخى ۵۷» به زعم خود يك دليل ديگر را نيز موثر مى داند.
خاطرم هست كه چند سال پيش هنگام ضبط يك مسابقه تلويزيونى آواز «منوچهر همايون پور» به عنوان كارشناس به داورى كار آوازخوانان مى پرداخت. تا امروز از فرجام پخش شدن يا نشدن اين برنامه بى خبرم؛ اما «همايون پور» خواننده پيشكسوت موقع داورى در مورد كار دو شركت كننده جوان به نكته بديعى اشاره كرد.ماجرا از اين قرار بود كه از ميان اين دو جوان اولى آواز نسبتاً خوب و شسته رفته اى خواند و دومى آوازى متوسط و حتى ضعيف. همايون پور در بحث كارشناسى اولى را به دليل هنرش تحسين كرد و دومى را به دليل «هنر ارائه هنر»!او تاكيد كرد كه ارزش «هنر ارائه هنر» كه بعد از پيداكردن تسلط نسبى بر هر هنرى براى هنرجو لازم است به هيچ وجه از تسلط محض بر خود «هنر» و ابزار و تكنيك آن كمتر نيست. «همايون پور» مى خواست به نوعى هم از شركت كننده دوم كه به هر دليلى _ مثلاً شايد رابطه دوستى و آشنايى با برگزاركنندگان مسابقه- توانسته بود خود را وارد گردونه مسابقه و حضور در عرصه آواز بكند ستايش كرده باشد و هم اينكه بر دو شرط لازم و كافى حضور در عرصه هنر صحه بگذارد.
به نظرم در تمامى اين سال ها يكى از معضلات آواز، جمع نشدن اين دو ويژگى- داشتن توأمان «هنر» و «هنر ارائه هنر» - در آوازخوانان جديد بوده است؛ چرا كه در گوشه و كنار هنوز هم كم نيستند صداهاى مستعدى كه متفاوت مى خوانند. البته هر اثر هنرى در نهايت اعتبار خود را با اقبال مردم به دست مى آورد و بيان اينكه صاحبان اين صداها در صورت امكان پخش صداى خود در طول اين سال ها مى توانستند بر جايگاهى در هنر آواز تكيه بزنند، تنها يك پيش فرض به نظر مى رسد.
«راز حافظ بعد از اين ناگفته ماند
اى دريغا رازداران ياد باد
كامم از تلخى غم چون زهر گشت
بانگ نوش شادخواران ياد  باد
روز وصل دوستداران ياد باد
ياد باد آن روزگاران ياد باد»
از ترتيب نامتعارف چند بيت ذكر شده از غزل معروف «حافظ» در سطور بالا زياد تعجب نكنيد؛ به گمان من اگر «خواجه بزرگ شيراز» امروز در قيد حيات بود؛ احساس دورى خويش را در باب موضوع مورد بحث اين نوشتار به شكل فوق بيان مى كرد

+ نوشته شده در  جمعه 1384/09/25ساعت 23:27  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]
آمار بازديدکنندگان




استاد شجريان در ويکي پديا

فارسي
English
Polski

Baznegar


جهت اضافه کردن لينک خود ابتدا بايد لينک اين وبلاگ را تحت عنوان "وبلاگ استاد شجريان" در وبلاگ خود قرار دهيد
نظرخواهي

درحال حاظر هيچ نظر سنجي وجود ندارد

خبرنامه





Powered by WebGozar


آواها از وبلاگ ملکوت

فقط مي توانيد بشنويد.امکان دانلود نيست

  براي شنيدن فايل‌هاي فوق به فلش پلي‌ير نياز داريد. اگر اين نرم‌افزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد

معرفي اشعار و آثار


همکاران اين بخش

جستجو

Google




در كل اينترنت
در وبلاگ استاد شجريان

زندگینامه

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است. تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم. از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم. به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من. چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم. همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم. سال 1345 خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا. جوابی که بعد از یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد. سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانده بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید. با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی . 1319 تولد اول مهر ماه در مشهد 1324 اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت 1326 ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد. 1327 اموختن تلاوت قران در نزد پدر 1328 شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی. 1329 اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی. 1331 تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو. 1332 قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا. 1334 شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد. 1336 ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد). 1338 اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری. 1339 دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور. 1340 اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان. 1341 جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است. 1342 انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت. 1344 تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد. 1345 انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور. 1346 تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان. 1347 انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی. 1348 تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی. 1349 اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان). ...ادامه...
کافي شاپ


add

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

Search Engine Optimization