تبليغاتX
استاد شجریان - معرفی 'گزيده ای از صد سال آواز ايران'
 
شجریان‌کنسرت‌دات‌کام | کلیک کنید
'گزيده ای از صد سال آواز ايران' بر روی سی دی و نوار کاست توسط موسسه فرهنگی-هنری ماهور  در سال ۸۲منتشر شده است. اين گزيده به شکل مجموعه ای متشکل از سه "سی دی" و چهار نوار کاست در برگيرنده نمونه های آواز چهل و دو خواننده از حدود صد سال پيش تا دوره فعاليت استاد محمد رضا شجريان است.
سی دی اول با قلی خان شاهی آغاز و با نمونه هايی از آواز اقبال آذر، نکيسا، طاهرزاده و ديگران با عبدالله دوامی پايان می يابد.
نخستين نمونه در سی دی دوم از سليمان اميرقاسمی است و آخرين آن از يوسف دردشتی. در اين سی دی می توان نمونه های آواز جلال تاج اصفهانی و رضا قلی ميرزا ظلی را يافت. سی دی سوم شامل نمونه هايی از ۹ خواننده از جمله بنان، صديف و رضوی سروستانی است که با محمد طاهرپور شروع و به محمدرضا شجريان ختم می شود. جزوه کوچکی که به طور مختصر اطلاعاتی از مکاتب آوازی و زندگی نامه خوانندگان دربر دارد، همراه با مجموعه در اختيار خريداران قرار می گيرد.
در متن همراه اين مجموعه ارزنده آمده است: « متاسفانه آثار مکتوب در مورد تکنيک ها و مکتب های آوازی بسيار اندک اند. با اينکه نزد اهل فن سه مکتب مختلف تهران ، اصفهان و تبريز در هنر آوازی ايران قابل تشخيص است، اما در مورد ويژگی های هر کدام از اين مکاتب و وجوه تمايز ميان آنها يا بسيار کم نوشته شده است يا تا حد زيادی مبهم و متناقض... گذشته از ابهامات و تناقضات، پاره ای تعصبات نيز مانع فهم واقعيت اين تمايزات می شود: برتری جويی مکتب اصفهان، ترديد در وجود مکتبی مختص تهران، منازعه قزوين و تبريز بر سر عنوانی که بايد به شيوه خوانندگی اقبال آذر داد ... »
در اين يادداشت در باره موارد تمايز بين اين مکاتب آمده است: « ...شکل تحريرها، شيوه های استفاده از ادوات تحرير و نحوه تلفيق شعر و موسيقی مهم ترين مبناهای تمييز ميان مکاتب به حساب می آيند. مکتب اصفهان با نمايندگانی چون سيد رحيم، جلال تاج اصفهانی، طاهرزاده و اديب خوانساری به تنوع تحرير، به کارگيری مناسب ادوات تحرير، مدگردی های ظريف، دقت در انتخاب مناسب کلام و توجه به بيان دقيق شعر معروف است. برای دو مکتب ديگر، يکی تهران با نمايندگانی همچون حسين قصاب، اميرقاسمی، دوامی، ظلی و حتا به اعتقاد برخی خبرگان طاهرزاده و اديب خوانساری در دوره های بعدی زندگی هنری شان، و ديگری مکتب تبريز با نمايندگانی چون آقا حسين تعزيه خوان و اقبال آذر، چيز زيادی باقی نمی ماند جز استفاده گسترده تراز رديف برای اولی و احيانا تاکيد بر تحريرهای بلبلی برای دومی
در اين يادداشت پس از تاکيد بر لزوم يک پژوهش عميق و نظام مند برای تشخيص اين مکاتب و مهم تر از آن برای اطمينان از وجود آنها، به دسته بندی کلی از نظر زمانی اشاره شده و آمده است : « ...سبک آواز ايرانی دو دهه نخست قرن حاضر هجری خود را به روشنی از سبکی که با ظهور راديو رفته رفته برتری يافت، جدا می کند. فضای پرتنش آواز ابتدای قرن که تحريرهای فشرده و سريع ارجحيت صدای زير موجد آن بود جای خود را به فضايی کم تنش با برتری صدای بم و تحريرهای منبسط تر و کندتر می دهد و تنوع تحريرها و مقدار آنها کاهش می يابد. اگر در گذشته يک يا دو بيت شعر در هاله ای از تحرير و پيچ و خم احاطه می شد از اين پس تعداد ابيات خوانده شده افزايش می يابد و در عوض تحريرها که ساده تر شده اند فضای کمی در آواز اشغال می کنند. نوع تحرير نيز عموما دچار تغيير می شود. ذوق تازه ديگر به اندازه گذشته به تحريرهای مبتنی بر تناوب سريع صدای سروسينه، معروف به تحرير بلبلی، علاقه ندارد.....به نظر می رسد که در دوره دوم استادان برجسته آواز تمايل چندانی به احيای همه ويژگی های سبکی ابتدای قرن نشان نداده اند. تمرکز بسيار بر روی شعر، عوامل فنی وابسته به آن و بيان شعر اهميت بيشتری برای خوانندگان داشته است. با توجه به طبيعت آواز که با کلام سروکار دارد اين تمرکز می تواند موجه باشد، اما به نظر می رسد که گذشتگان با استفاده از حنجره همچون يک ساز مستقل، هم مستقل از سازهای ديگر و هم تاحدودی مستقل از کلام ، برداشت بازتری از آواز داشته اند.»شنوندگان اين مجموعه از شنيدن صداهای دلنشين قمرالملوک وزيری و ملوک ضرابی محروم هستند چون به دستور وزارت ارشاد نمونه آوازی آنها از اين مجموعه حذف شده است.
در اين مجموعه ماندنی و شنيدنی علاوه بر صدای خوانندگانی که در طول اين سال ها جز اهل موسيقی و تحقيق کمتر کسی آنها را می شناسد، صدای ساز استادان برجسته ای همچون: تار قوام شيرازی، کمانچه صفدر خان، تار ميرزا عبدالله، تارعلی اکبر شهنازی، آقا حسينقلی و جليل شهناز، ويلن موسی نی داوود و ابولحسن صبا ، تجويدی و ياحقی ، پيانو مرتضی محجوبی و مشير همايون شهردار، نی محمد موسوی و سنتور مجيد کيانی و تعداد ديگری از نوازندگان به نام نيزشنيده می شود. دو مثنوی خوانی از سيد جواد ذبيحی و محمود کريمی هم در اين مجموعه هست.
موسسه ماهور که اين مجموعه نفيس و ارزشمند را منتشر کرده در سال ۱۳۶۶ با انگيزه توليد و انتشار آثار موسيقی تاسيس شده و تا کنون بيش از صد و پنجاه عنوان سی دی، صد و پنجاه عنوان نوار کاست، چهل عنوان آلبوم ( نوار کاست) و صد عنوان کتاب و جزوه موسيقی توليد و منتشر کرده است.
اين موسسه « دايره المعارف سازهای ايران » را با همکاری بيش از دويست استاد، هنرمند ، مطلع موسيقی، عکاس، صدابردار و... منتشر کرده و در مجموعه « گنجينه موسيقی ايرانی» بيست اثر از آوازهای اقبال آذر، طاهرزاده ، رضا قلی ميرزا ظلی، علی اصغر کردستانی و نواخته های استادانی مانند يوسف فروتن، استاد سعيد هرمزی، استاد علی اکبر شهنازی، آقا حسين قلی، درويش خان را در دسترس علاقه مندان قرار داده است.
از ديگر مجموعه هايی که ماهور منتشر کرده است می توان به « داستان های شاهنامه» و شرح و تفسير آن با صدای زنده ياد دکتر محمد جعفر محجوب و « تاريخ فشرده موسيقی آکسفورد» اشاره کرد.
از مجموعه های شنيدنی ای که در تاريخ هنر ايران ثبت و ضبط شده و خواهد ماند جز « گزيده ای از صد سال آواز» و مجموعه های ديگری که به آنها اشاره شد، ماهور مجموعه سروده های احمد شاملو و مجموعه شعرهای از اشعار شاعران ايرانی و خارجی را با صدای شاملو، به صورت سی دی و نوار کاست منتشر کرده است.
اين موسسه همچنين نشريه تخصصی موسيقی را با عنوان « فصلنامه موسيقی ماهور» منتشر می کند.
با گوش کردن به گزيده ای از صد سال آواز و با شنيدن آوازهايی با صدای خوانندگان و صدای ساز هنرمندانی که نه در پی نام و نه در پی پول بوده اند و با فروتنی تمام به آموزش هنرمندان ديگر پرداخته اند، گوش و روح و جان تواما نوازش می شود
جالب است که تعدادی از اين خوانندگان در آغاز تعزيه خوان يا شبيه خوان ويا اذان خوان بوده و سپس به فراگيری جدی موسيقی دل سپرده اند از جمله: قلی خان شاهی، قربان خان ، سيد احمد خان، جناب دماوندی، حسين علی نکيسا.
اين مجموعه با « سيد رحيم» (۱۲۲۹ هجری) آغاز و با محمدرضا شجريان ( ۱۳۱۹ ) پايان می پذيرد. فهرست هنرمندان مجموعه را شجريان پالوده است. در متن همراه مجموعه آمده است : « ... در آواز پس از عارف قزوينی و قمر الملوک وزيری چهره ای چون شجريان تا اين حد فراگير با مردم ارتباط بر قرار نکرده است و نيز کسی چون او در نقش دادن به سليقه های امروزين ما در آواز دخيل نبوده است. همچنان که اگر شجريان نبود به ميراث آوازمان در اين فراگير توجه نمی کرديم و از آن لذت نمی برديم.»
موسسه ماهور اين مجموعه ارزشمند را به استاد شجريان اهدا کرده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/12/03ساعت 10:1  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]
آمار بازديدکنندگان




استاد شجريان در ويکي پديا

فارسي
English
Polski

Baznegar


جهت اضافه کردن لينک خود ابتدا بايد لينک اين وبلاگ را تحت عنوان "وبلاگ استاد شجريان" در وبلاگ خود قرار دهيد
نظرخواهي

درحال حاظر هيچ نظر سنجي وجود ندارد

خبرنامه





Powered by WebGozar


آواها از وبلاگ ملکوت

فقط مي توانيد بشنويد.امکان دانلود نيست

  براي شنيدن فايل‌هاي فوق به فلش پلي‌ير نياز داريد. اگر اين نرم‌افزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد

معرفي اشعار و آثار


همکاران اين بخش

جستجو

Google




در كل اينترنت
در وبلاگ استاد شجريان

زندگینامه

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است. تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم. از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم. به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من. چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم. همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم. سال 1345 خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا. جوابی که بعد از یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد. سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانده بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید. با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی . 1319 تولد اول مهر ماه در مشهد 1324 اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت 1326 ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد. 1327 اموختن تلاوت قران در نزد پدر 1328 شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی. 1329 اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی. 1331 تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو. 1332 قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا. 1334 شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد. 1336 ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد). 1338 اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری. 1339 دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور. 1340 اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان. 1341 جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است. 1342 انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت. 1344 تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد. 1345 انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور. 1346 تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان. 1347 انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی. 1348 تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی. 1349 اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان). ...ادامه...
کافي شاپ


add

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

Search Engine Optimization