تبليغاتX
استاد شجریان - گزارش تفصيلي از میزگرد موسیقی آوازی / یک خبر از استاد علیزاده
 
شجریان‌کنسرت‌دات‌کام | کلیک کنید

احمد ابراهیمیی- پیشکسوت و مدرس آواز ردیف دستگاهی گفت: در رژیم گذشته آنچنان که باید و شاید به موسیقی اصیل ایرانی توجه نمی شد و اگر ما آثار شایسته ای از آن سالها داریم، همت و نبوغ آهنگسازان و خوانندگان برجسته آن سالهاست احمد ابراهیمی طی سخنانی در میزگرد موسیقی آوازی در خبرگزاری مهر، ضمن بیان این مطلب افزود : موسیقی در سالهای پیش از انقلاب دست عده ای سود جو و بازاری افتاده بود که همه چیز را به نفع مسائل مادی واقتصادی مصادره می کردند .
وی در مورد هنر آواز در رژیم گذشته، اظهار داشت : در آن سالها وقتی یک علاقمند رادیو را روشن می کرد  صداهای مختلفی چون بنان، ادیب ، قوامی و ... را می شنید و طبیعتا این تنوع در معرفی باعث شده بود که هر کس در انتخاب خواننده مورد علاقه اش  آزادانه عمل کند، اما متاسفانه درحال حاضر این طور نیست.
این مدرس پیشکسوت با مقایسه موسیقی قبل و بعد از انقلاب گفت : موسیقی سازی نسبت به گذشته پیشرفت های قابل قبولی داشته است، اما در زمینه آواز با وجود این که خواننده های جوان با استعدادی تربیت شده اند، تا حدودی دچار سکون ورکود هنری بوده ایم.

احمد ابراهیمی با اشاره به بی توجهی مسئولین هنری سالهای قبل از انقلاب به مقوله هنر وبه  خصوص هنرمند، تصریح کرد : خوشبختانه در سالهای  پس از انقلاب  به هنرمندان بیشتر بها داده می شود. وی با ذکر خاطراتی  ازخوانندگان و نوازندگان برجسته سالهای طلایی موسیقی آوازی ایران، خاطر نشان کرد : شرایط اجتماعی در پرورش یک هنرمند بسیار موثر است و هنرمند به تبع آن می بایست با حفظ  شأن هنر اصیل تغییر کند. 
احمد ابراهیمی پیشرفت گفت :  موسیقی آوازی، به شناخت مخاطب از فرهنگ و هنر مملکت نیاز دارد. در حقیقت شناخت مخاطب لازمه  پیشرفت موسیقی آوازی است.
وی در پایان گفت :  امیدوارم بزرگان موسیقی ایرانی، مثل گذشته با همت، اتحاد و سعه صدر بیشتر درکنار هم حضور پیدا کنند و ارتباط عاطفی میان آنها بیشتر شود تا کوچکتر ها نیز بتوانند در فضای پراز مهر پرورش پیدا کنند

همه آواز خوان ها باید در یک صدای واحد متجلی شوند

علی جهاندار - خواننده و مدرس آواز - گفت: احساس کمبود و نقصانی که امروزه در موسیقی آوازی ما دیده می شود به خاطر نبودن یک مرجع برای رفع اشکال و رسیدن به یک حالت درست است. علی جهاندار با حضور در میزگرد موسیقی آوازی که در خبرگزاری مهر برگزار شد، ضمن بیان این مطلب، اظهار داشت : در گذشته ، جوانها با مراجعه و اتکا به بزرگان موسیقی می توانستند علاوه بر خلق آثار ماندگار، خود را نیز به اجتماع معرفی کنند. در واقع بزرگان موسیقی ، حکم صافی را برای جوان ها ایفا می کردند. اما امروزه جوان های علاقه مندی پیدا می شوند که علیرغم تلاش های شبانه روزی خود به نقطه مناسبی نمی رسند و در نتیجه سرخورده می شوند و از حرکت باز می مانند.وی افزود : مادامی که هنرمندان بزرگ عرصه موسیقی دست از حرکت های انفرادی و "منم منم" ها بر ندارند موسیقی ما به جایی نخواهد رسید. همه آواز خوان ها باید در یک صدای واحد متجلی شوند.

خواننده  "صبح مشتاقان"  درباره شیوه ای آموزش آواز ایرانی، گفت : من معتقدم آموزگار هر کاری باید در آن کار تبحر داشته باشد. آواز هم از این قاعده مستثنی نیست . یک معلم آواز علاوه بر آشنایی با ردیف باید صدای خوبی داشته باشد و به لحاظ پرورش صدا بتواند شاگرد خوبی تربیت کند مثلا برای تربیت حنجره نمی توان به ردیف مرحوم کریمی مراجعه کرد. ردیف مرحوم کریمی از لحاظ علمی منبع خوبی است ، اما برای رشد صدا باید از کسانی چون مرحوم تاج  و ... آواز خوان های درجه یک تقلید کرد.جهاندار با اشاره به موج جدید موسیقی های کامپیوتری در گوش و هوش جوانان خاطرنشان کرد : این کار خیانت به ذهن جوانهاست . در گذشته هم خواننده های پاپ فعالیت داشتند و هم آواز خوان های اصیل ایرانی که هر دو قشر به شکل کاملا درستی به کار خود می پرداختند و از اصالت برخوردار بودند . اما اگر امروز کسی دیگر به شعر حافظ و سعدی توجه نمی کند، تقصیر خواننده نیست  بلکه حد سلیقه مردم به واسطه الگوهای غلطی که طی این سالها به آنها ارائه شده است ، نزول پیدا کرده است.

این آواز خوان در خصوص ارائه الگوی گذشتگان موسیقی ایرانی (شعری از قدما و موسیقی ردیف دستگاهی) ، افزود : مشکل اصلی این است که مراجع ما کم شده اند و کانون های اصالت بخش وجود ندارند طبییعی است که وقتی آنها نباشند ، این نوع شعر و موسیقی هم به طور سالم وجود نخواهد داشت. علی جهاندار در پایان با انتقاد از عملکرد مدیران و متولیان امر هنر گفت : ما به جوانان چیزی نداده ایم که از آنها چیزی بخواهیم. بزرگان باید دور هم جمع شوند و طوری عمل کنند که مردم بیایند از این چشمه نوش بنوشند

آوازخوان ها بعد از انقلاب فقط صدای شجریان را شنیده اند

علیرضا قربانی- خواننده ارکستر موسیقی ملی گفت : بعد از انقلاب آواز خوان های ما فقط صدای استاد شجریان را آن هم از دور شنیده اند.،علیرضا قربانی در میزگرد موسیقی آوازی ایران که در محل این خبرگزاری تشکیل شد با اعلام این مطلب گفت : تنوع آوازی موسیقی  ایرانی در چند سال اخیراز بین رفته و این روند  کم کم به سوی تک صدایی  پیش رفته است . در این شرایط طبیعی است که صدایی غیر از صدای استاد شجریان به گوش آواز خوان ها  نرسد.   قربانی افزود : عوامل دیگری چون نبود مراجع آوازی ، دگرگون شدن روند آموزش درعصر ارتباطات ، نبود منابع شنیداری دیگر و ... در تسریع  و تثبیت این روند سهم بسزایی داشته است.  وی  آموزش آواز را مستلزم دانستن تکنیک و ردیف دانست و خاطرنشان کرد : به طور یقین برای آموزش آواز در موسیقی ایرانی  آگاهی استاد از علم   ردیف و دانستن  تکنیک باید به اندازه هم باشد ، چرا که این دو مولفه لازم و ملزوم یکدیگرند و کسی که  تکنیک نداند علم آن کار را نمی تواند به هنرجوی خود یاد دهد.  این خواننده جوان به دهکده جهانی اشاره کرد و گفت : متاسفانه در دهکده جهانی عمق مسائل معنوی و پرداختن به آن  کم شده است . در این شرایط وظیفه ما حمایت از میراث ادبی و موسیقایی گذشته  است.  وی ادامه داد : کسانی که ادعای فرهنگی داشته ومی خواهند گوشه ای ازبار فرهنگ غنی و کهن این جامعه و توسعه آن را بردوش بگیرند وظیفه میراث داری از این فرهنگ را نیز به عهده دارند. به همین خاطر نباید انتظار داشت که کسانی که  تفکری از جنس  دیگر دارند به این وادی قدم نهند. این هنرمند که در حال حاضر از ارکستر موسیقی ملی فاصله گرفته و با گروه های موسیقی سنتی بیشتر همکاری دارد، در پایان اظهار کرد : عصر حاضر و تبعات آن ، روابط و احساسات بین انسان ها را نادیده گرفته است. به طور طبیعی در این شرایط باید تلاش هنرمندان این عرصه  دو چندان شود ، در غیر این صورت تا چند دهه دیگرحتی ممکن است تمام اشعار حافظ و سعدی نیز به دست فراموشی سپرده شود.

سطح سلیقه مردم در شنیدن آواز و موسیقی تنزل یافته است

معصومه مهرعلی- مدرس آواز گفت : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، رسانه ها و به ویژه صدا و سیما برای ارائه موسیقی آوازی خوب و تربیت گوش مردم ، گام های مثبت بر نداشته اند.معصومه  مهرعلی در میزگرد موسیقی آوازی که در خبرگزاری مهر برگزار شد ، با بیان این مطلب گفت : بهترین نوع  حمایت از موسیقی آوازی اصیل  در برهه کنونی به عهده صدا وسیما است در صورتی که  این رسانه ملی  نه تنها کمکی به موسیقی اصیل ایرانی نکرده بلکه منجر به پایین آوردن سطح سلیقه مردم شده است .  مهر علی در پاسخ به این انتقاد که خود هنرمندان وخوانندگان نیز با کم کاری و ارائه ندادن آثار ارزشمند و شنیدنی مقصر هستند گفت : مسئولیت کیفیت و پخش آثاربرترصدا وسیما دیگر به عهده هنرمند و موزیسین و آواز خوان نیست . به تبع بهتر شدن این روند گوش  دیگری یعنی  گوش مسئولان را طلب می کند. به گفته این هنرمند، صدا و سیما با پخش موسیقی های دست چندم، چنان   ذهن مخاطب و جوان  را تحت تاثیر خودقرار داده که گوش دادن موسیقی آوازی به مدت نیم ساعت برای وی غیر قابل تحمل است.وی در ادامه توجه به " آموزش "صحیح و اصولی را در موسیقی آوازی بسیارمهم وازشرایط اولیه پیشرفت درموسیقی آوازی دانست و اظهار داشت : تا زمانی که جای ثابتی برای آموزش علاقه مندان برای فراگیری موسیقی آوازی وجود نداشته باشد و به تبع آن اساتید برای آموزش به این قشر قدمی برندارند ، نمی توان درباره مشکلاتی چون توجه همه خوانندگان به یک صدا ،عدم گرایش جوانان نسبت به موسیقی ایرانی  ،خستگی مخاطبان از موسیقی آوازی و... صحبت کرد. این مدرس گفت : ما باید این واقعیت را که تربیت و آموزشی "شرقی" داریم بپذیریم .زمانی که این امر بدیهی را پذیرفتیم درک می کنیم که موسیقی کلامی در جامعه ما و برخلاف جوامع غربی از قدمت وارزش خاصی برخوردار است . پس پرداختن به این مهم طبعا آموزش سخت تری را  نیزمی طلبد.

آوازخوانان ایرانی صاحب دیدگاه نیستند

علیرضا شاه محمدی - خواننده گفت : خوانندگان ایرانی باید مطالعات بیشتری داشته باشند، چرا که یک هنرمند و بویژه یک خواننده با مطالعه علوم نظری و ادبیات و ... است که صاحب دیدگاه می شود.در میزگردی که در خبرگزاری "مهر" و با حضور چند نسل ازخوانندگان موسیقی آوازی ایران برگزار شد، "علیرضا شاه محمدی" ضمن بیان این مطلب افزود : بیشترین مشکلی که در حال حاضر موسیقی آوازی ایران با آن روبروست، نبود بیان شخصی در آوازخوانندگان ایران است.  وی ادامه داد : هنرمندان آواز ایرانی ما به دنبال یافتن صدایی مخصوص به خود نیستند که البته این امر دلایل مختلفی دارد که از جمله آن می توان به کمبود مطالعه در زمینه علوم مختلف و نداشتن سیر و سلوک است. هنرمند آواز ایرانی موظف است که از اتفاقات عصر خود با خبر باشد نه اینکه خودش را از مردم دور کند.

این خواننده جوان افزود: ما فقط نباید مجری معلومات هنری مان باشیم، ما باید به مسائل معنوی و روحی هم توجه کنیم. موسیقی ایرانی و به خصوص آواز ایرانی نیاز به عشق دارد. نمی توان از خواننده ای که هیچگاه در عمرش عاشق نشده است، توقع آواز درجه یک داشت. آواز خوب خواندن نیاز به شناخت مسائل پیرامونی هنر و عرفان دارد . وی ادامه داد : معتقدم که برای اجرای بهتر آواز ایرانی می توان شاخصه هایی را مثل تقویت حال درونی هنرمند قائل شد یا اینکه یک هنرمند، به خصوص خواننده آواز ایرانی باید با توجه به زمان، ندای خودش را سر بدهد.  از سویی در آواز ایرانی یک مساله دیگر هم مطرح است، اینکه خواننده باید نسبت به وقت اجرا و زمانی که به آن اختصاص می دهد، حساس باشد، باید کوتاه بخواند. باید به حال و هوای فضاو مکانی که در آن به اجرای موسیقی می پردازد، واقف باشد.

همه خوانندگان می خواهند از یک صدا تقلید کنند

مظفر شفیعی - خواننده ومدرس آواز گفت متاسفانه خوانندگان امروز ایران ، در ورطه تکرار افتاده اند و اغلبشان از یک صدای خاص تقلید می کنند.در میزگرد آواز ایرانی که در خبرگزاری "مهر" برگزار شد، "مظفر شفیعی" خواننده با بیان این مطلب افزود: در زمان گذشته هر خواننده ای اگر هم چند سالی از استادان مختلف تقلید کرده بود، پس از طی آن مراحل در جستجوی صدای خودش بود و راه خودش را انتخاب وویژگی صدای خودش را حفظ می کرد.   وی افزود : پیش از این، صدا در جامعه موسیقی آوازی ایران رنگ های مختلفی داشت و مخاطب هم می توانست در انتخاب آزاد باشد. آواز ایران  دارای طیف ها وطنین های گوناگونی بود که این اختلاف و تفاوت، بسیار خلاقانه و در فضایی هنری به وجود می آمد، اما متاسفانه امروزه همه خوانندگان ما می خواهند از یک صدای خاص تبعیت و تقلید کنند و در نتیجه از خلاقیت به دور می مانند و به موفقیتی هم دست پیدا نمی کنند.  این خواننده آواز ایرانی در ادامه خاطر نشان کرد: از سویی رسانه ها هم مقصر هستند، آنها باعث شده اند تا گوش مردم به شنیدن کارها و آوازهای خوب و ارزشمند عادت نکند. زمانی که ما پیوسته کارهای نازل را به نام موسیقی به سمع مخاطب ایرانی برسانیم، به هرشکل او را از موسیقی فاخر و از شنیدن آواهای خوب موسیقی ایرانی دور کرده ایم.   شفیعی افزود : متاسفانه نمی توان با این شرایط از مخاطب بیش از این انتظار داشت. زمانی که مخاطب موسیقی ایرانی پیوسته در معرض شنیدن موسیقی های دیگری است، خود به خود گوشش بر اثر مرور زمان به شنیدن این صداها عادت می کند و حتی اگر آواهای خوب را هم بشوند، دیگر حوصله تفکر روی آنها را ندارد و دیگر خودش هم تبدیل به فردی شده است که ترجیح می دهد به همان موسیقی های نازل گوش کند.

منبع : مهر
+ نوشته شده در  جمعه 1384/12/05ساعت 17:31  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]
آمار بازديدکنندگان




استاد شجريان در ويکي پديا

فارسي
English
Polski

Baznegar


جهت اضافه کردن لينک خود ابتدا بايد لينک اين وبلاگ را تحت عنوان "وبلاگ استاد شجريان" در وبلاگ خود قرار دهيد
نظرخواهي

درحال حاظر هيچ نظر سنجي وجود ندارد

خبرنامه





Powered by WebGozar


آواها از وبلاگ ملکوت

فقط مي توانيد بشنويد.امکان دانلود نيست

  براي شنيدن فايل‌هاي فوق به فلش پلي‌ير نياز داريد. اگر اين نرم‌افزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد

معرفي اشعار و آثار


همکاران اين بخش

جستجو

Google




در كل اينترنت
در وبلاگ استاد شجريان

زندگینامه

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است. تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم. از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم. به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من. چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم. همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم. سال 1345 خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا. جوابی که بعد از یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد. سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانده بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید. با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی . 1319 تولد اول مهر ماه در مشهد 1324 اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت 1326 ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد. 1327 اموختن تلاوت قران در نزد پدر 1328 شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی. 1329 اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی. 1331 تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو. 1332 قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا. 1334 شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد. 1336 ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد). 1338 اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری. 1339 دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور. 1340 اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان. 1341 جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است. 1342 انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت. 1344 تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد. 1345 انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور. 1346 تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان. 1347 انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی. 1348 تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی. 1349 اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان). ...ادامه...
کافي شاپ


add

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

Search Engine Optimization