تبليغاتX
استاد شجریان - انتشار آلبوم «عشق استاد» منتفى شد/آواز و شيوه‌هاي آوازي خوانندگان 150ساله اخير
 
شجریان‌کنسرت‌دات‌کام | کلیک کنید

عليرضا افتخارى كه چندى پيش خبر از انتشار آلبوم عشق استاد، به ياد محمدرضا شجريان و به منظور كمك به باغ هنر بم را داده بود، به دليل عدم موافقت ناشر اين آلبوم به منظور كمك رسانى به باغ هنر بم، اعلام كرد كه اين مسئله منتفى شده و از هشت ترانه عشق استاد، در آلبوم هاى ديگر خود بهره خواهد گرفت. عليرضا افتخارى به ايرانيوز گفته كه قرار بود نيمى  از فروش آلبوم «عشق استاد» به پروژه بم اختصاص يابد، اما به دليل عدم موافقت ناشر، چنين مسئله اى در حال حاضر منتفى است.وى ادامه داد: آلبوم «عشق استاد» متشكل از هشت ترانه خراسانى بود كه سعى دارم در آثارى كه پس از اين ارائه خواهم داد، از ترانه هاى آن بهره بگيرم.افتخارى افزود: به عقيده من بايد حرمت هنرمندان پيشكسوت از جمله استاد شجريان و ديگران از سوى كوچكترها، با چنين اقداماتى حفظ شود. افتخارى با بيان اينكه صداقت در چنين وضعيتى فاجعه آميز است، به ايرانيوز گفته: من اهل جنجال نيستم و شجريان را بسيار دوست دارم و قصد دارم بدون آن كه نياز به يارى ديگران داشته باشم، بخش هايى از اموال خود را براى ساخت باغ هنر بم اختصاص دهم.پيش از اين هنرمندانى همچون مجيد مجيدى، پرى صابرى و انجمن هنرمندان ميراث فرهنگى براى كمك به پروژه باغ هنر بم اعلام آمادگى كرده بودند كه تاكنون هيچ يك تحقق نيافته است.اين خواننده پيش از اين با بيان اينكه نفس شجريان به نفس هر كس بخورد، بركت است، عنوان كرده بود شجريان از نظر شخصيتى و هنرى انسان بزرگى است و من به خاطر ارادتى كه به ايشان داشتم تصميم به انتشار اين كاست گرفتم.به گزارش آژانس هنر افتخارى در گفت وگوى ديگرى عنوان كرده است با توجه به شرايطى كه براى ارائه آلبوم «عشق استاد» اعلام شد، ترجيح مى دهم كه فعلاً اين آلبوم را عرضه نكنم و عشقم به استاد درونى باشد.

شرق


آواز و شيوه‌هاي آوازي خوانندگان یکصدوپنجاه ساله اخير ـ مژگان شجریان
بسياري از علماي موسيقي، متفق‌القولند كه موسيقي ابتدا به صورت آواز به وجود آمده است و به تدريج آلات موسيقي اختراع شد تا به همراهي آواز و حركات موزون نواخته شود و از لحاظ منطق و زيبايي، آن را تقويت كند مژگان شجريان در پايان نامه كارشناسي موسيقي خود « آواز و شيوه‌هاي آوازي خوانندگان صد و پنجاه ساله اخير » را مورد بررسي قرار داده و آورده است: « راحت‌طلبي و عيش دوستي و علاقه به تشريفات و تجمل و امور تفنني و ذوقي و تفريحي در دوره نخستين پادشاهان قاجار، به ويژه فتح‌علي شاه و ناصرالدين شاه و توجه آنان به رشته‌هاي هنري سبب رواج و رونق شعر، خوشنويسي و موسيقي شد و باعث شد در هر رشته نمايندگان به نامي پيدا شود.» در ادامه آمده است: « موسيقي ملي ايران كه بر همان اساس قديم، به صورت هفت دستگاه و رديف در زمان فتح‌علي‌شاه و محمدشاه شكل گرفته بود، در زمان اين پادشاهان، نمايندگان معتبري داشت و به وسيله همين نمايندگان به عصر ناصري انتقال يافت. در اين دوره‌ استادان به نامي ظهور كردند كه با تعليم و تعلم به توسعه و رواج آن همت گماشتند و آنچه از پيشينيان به آنان رسيده بود، براي آيندگان باقي گذاشته و گذشتند، موسيقي ملي كنوني ما همان است كه از اين استادان و مربيان روايت و تعليم شده و به عصر ما رسيده است.» در اين پايان نامه كه در سال تحصيلي 75 با راهنمايي محمدرضا شجريان تدوين شده، همچنين آمده است: « تكنيك آواز، توانايي و تسلط بر صدا و كيفيت اجراست. تكنيك، وسيله بيان احساس درون، آگاهي و دانش، تجربه و خلاقيت است. هرگاه سخن از آواز مي‌شود، دو جنبه براي آن بايد در نظر گرفت، يكي جنبه تكلم و تلفظ، تعيين ارزش و رعايت تناسب ميان كلمات، تاكيدات و احساس و مفهوم كلام و هدف شاعر است كه مبتني بر اطلاعات ادبي مي‌باشد و ديگري خود صداست كه ايجاد آن مستلزم داشتن اطلاعات علمي است. متاسفانه در آواز ايراني، خوانندگان هر يك به سليقه خود، از صدا استفاده مي‌كنند و متخصصي آگاه در اين زمينه وجود نداشته و معلمي نبوده كه تكنيك درست صدا درآوردن را بياموزاند، تكنيك زيباتر كردن صدا و يا استفاده از آن به گونه‌اي كه در عين قدرت، دوام كافي نيز داشته باشد.» مژگان شجريان در ادامه اين پايان نامه آورده است: « يكي ديگر از علل محدود شدن حدود صداي خوانندگان ايراني، محدود بودن وسعت سازهاي متداول چند قرن اخير ايران است، چرا كه سازهايي كه حدود وسعت صدايشان به نت‌هاي باس برسد، كمتر بوده و اگر هم در بعضي از آنها، قسمت‌هاي بم وجود داشته، براي اجراي ملودي اصلي كه خواننده با آن مي‌خوانده نبوده، بلكه به عنوان ”پايه” در چهار مضراب‌ها و رنگ‌ها يا به جاي سكوت، سر ضرب‌ها به كار مي‌برده‌اند. از اين رو در ايران خواننده “ بم خوان “ وجود نداشته و يا اگر هم بوده، بسيار نادر است. تنها رد پاي آنان را در برخي از نقش‌هاي تعزيه در قديم، به طور استثنايي و يا در برخي خوانندگان محلي مي‌توان يافت.» نتايج پايان نامه فوق كه در دانشكده موسيقي دانشگاه هنر تدوين شده، مي‌افزايد: « اگر از ديد صاحبنظري به صداي خوانندگان سده اخير بنگريم، مي‌بينيم كه اغلب از نظر تكنيكي ضعف داشته و نتوانسته‌اند از صداي خود، درست استفاده كنند. تنها معدودي از خوانندگان اين صد ساله بوده‌اند كه حداكثر استفاده را از صداي خود كرده‌اند كه قمرالملوك وزيري از نمونه‌هاي بارز آن است.»

+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/20ساعت 21:52  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]
آمار بازديدکنندگان




استاد شجريان در ويکي پديا

فارسي
English
Polski

Baznegar


جهت اضافه کردن لينک خود ابتدا بايد لينک اين وبلاگ را تحت عنوان "وبلاگ استاد شجريان" در وبلاگ خود قرار دهيد
نظرخواهي

درحال حاظر هيچ نظر سنجي وجود ندارد

خبرنامه





Powered by WebGozar


آواها از وبلاگ ملکوت

فقط مي توانيد بشنويد.امکان دانلود نيست

  براي شنيدن فايل‌هاي فوق به فلش پلي‌ير نياز داريد. اگر اين نرم‌افزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد

معرفي اشعار و آثار


همکاران اين بخش

جستجو

Google




در كل اينترنت
در وبلاگ استاد شجريان

زندگینامه

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است. تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم. از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم. به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من. چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم. همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم. سال 1345 خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا. جوابی که بعد از یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد. سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانده بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید. با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی . 1319 تولد اول مهر ماه در مشهد 1324 اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت 1326 ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد. 1327 اموختن تلاوت قران در نزد پدر 1328 شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی. 1329 اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی. 1331 تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو. 1332 قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا. 1334 شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد. 1336 ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد). 1338 اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری. 1339 دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور. 1340 اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان. 1341 جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است. 1342 انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت. 1344 تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد. 1345 انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور. 1346 تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان. 1347 انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی. 1348 تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی. 1349 اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان). ...ادامه...
کافي شاپ


add

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

Search Engine Optimization