تبليغاتX
استاد شجریان - نگاهى گذرا به چند اثر نوروزى در موسيقى ايران
 
شجریان‌کنسرت‌دات‌کام | کلیک کنید
محمد به منش
از زمانهاى گذشته، شاعران اشتياق و رغبت خود را به سرودن اشعارى پيرامون عيد و نوروز نشان داده اند. اين اشعار كه مى توان آنها را بهاريه ناميد، در شعر اغلب شاعران گذشته حضور دارد. اگر بپذيريم كه در سنت گذشته فرهنگى ايران، شعر و موسيقى بسيار عجين بوده و اغلب شعرا يا موسيقيدان بوده و يا با موسيقى پيوند وخويشاوندى داشته اند، آنگاه بهاريه ها را به نوعى تصانيف نوروزى ادوار ماضى محسوب مى كنيم. اين رويه وسنت امروزه چندان به روال پيشين باقى نمانده است. با اين حال آثارى با رويكرد نوروزى توسط آهنگسازان ساخته وارائه شده است. گرچه در رسانه اى مانند تلويزيون، اين آثار و آثارى با زمينه عيد به وفور ساخته شده، اما منظور ما آثار شاخص و در خود تأمل موسيقى ايرانى است. از اين رو به شاخص ترين، مشهورترين و ممتازترين آثار دودهه اخير بسنده شده است:
بوى نوروز _ حميد متبسم:
بوى نوروز اثرى ازگروه دستان در اوايل دهه هفتاد است. اين گروه كه در اواخر دهه شصت در خارج از كشور تشكيل شده بود، در سالهاى اوليه تأسيس خود با همكارى موسيقيدانهاى داخل و خارج از كشور ۳ اثر برجسته و شاخص به نامهاى بامداد، بوى نوروز و سر و سيمين را ارائه كرد. بوى نوروز مجموعه اى شامل قطعات وتصانيفى در اصفهان، چهارگاه و سه گاه است. بوى نوروز كه عنوان مجموعه را يدك مى كشد، نام تصنيفى در سه گاه، ساخته متبسم است كه با صداى مرحوم ايرج بسطامى ضبط شده است. ضمن آنكه مقدمه تصنيف به عنوان مقدمه بخش سه گاه آمده است. تصنيف ذكر شده، مشابه ساير آثار اين دوران متبسم از سيستم تنظيم بر پايه استفاده از عناصر و امكانات سازهاى ايرانى شكل گرفته است. در اين سيستم، برخلاف روال مرسوم، گروه از اجراى تك صدايى (اوتيسون) پرهيز كرده و تلاشهايى در جهت توان گروه نوازى صورت مى پذيرد. اين رويكرد كه شايد براى نخستين بار توسط حسين عليزاده به كار گرفته شد، با تلاشهاى حميد متبسم و كيانى نژاد و كيهان كلهر در گروه دستان، تجربيات ديگرى آغاز شد. اين تجربيات به خصوص در اثر ديگر متبسم به نام بامداد بسيار رخ مى نمايد، بوى نوروز با مقدمه اى از اجراى نى و پاسخ گروه سازها آغاز مى شود. در ادامه در فضاى تثبيت شده دستگاه سه گاه گروه به اجراى تنظيمى شعرى از سعدى مى پردازند. اين تنظيم در حد استفاده از خطوط همراهى كننده (كنترپوان)، در بسترى ساده وملموس با فضاى موسيقى ايرانى پديد آمده است. در ابتداى آواز نيز گروه به صورت همخوان اين شعر را مى خوانند:
برآمد باد و صبح و بوى نوروز
به كام دوستان و وقت پيروز
آنگاه بسطامى ادامه مى دهد:
مبارك بادت اين سال و همه سال
همايون بادت اين روز و همه روز
ساير قطعات مجموعه بوى نوروز، در فضايى همسان با كل اثر شامل تصنيف اصفهان از (على اكبر شيدا)، تصنيف باده شبگير (شعر حافظ)، چهار مضراب تار و گروه (چهارگاه)، قطعه جنگ و صلح (ساخته استاد شهنازى)، تصنيف بوى نوروز و همه با تنظيم حميد متبسم ضبط شده است.
اعضاى گروه در اين اثر علاوه بر تار متبسم، محمد على كيانى نژاد (نى)، پشنگ كامكار (سنتور)، بيژن كامكار (دف _ دايره)، مرتضى اعيان (تنبك)، كيهان كلهر و اردشير كامكار (كمانچه)، حسين بهروزى نيا (بربط) و سيامك نعمت ناصه (تار) بوده اند.
نسيم باد نوروزى _ شجريان، پيرنياكان:
بى ترديد آنهايى كه نوروز۱۳۷۳ را به ياد دارند، اين مورد را نيز كه قدرى هم عجيب مى نمود، به ياد مى آورند محمد رضا شجريان در شب اول نوروز در تلويزيون و پس از سالها ظاهر شد. آن شب پس از گفت وگو با مجرى، برنامه اى از پيش ضبط شده ارائه شد. اين برنامه كه در ماهور و چهارگاه شكل گرفته بود با شعرى از حافظ با مطلع: زكوى يار مى آيد نسيم باد نوروزى از اين بادار مددخواهى چراغ دل برافروزى به همراه تار داريوش پيرنياكان و تنبك همايون شجريان ضبط شده و در اين شب تنها صداى آن پخش شد!
اثر با درآمد ماهور به وسيله تار آغاز و سپس چهارمضراب كوتاهى ادامه مى يابد. شجريان مانند بسيارى از مواقع، اين آواز را نيز با تسلط و استادى خوانده است. (هر چند با همه ممتاز بودن آواز، اين اثر از جمله آثار شاخص و مرجع او محسوب نمى شود). نكته جالب توجه در اين آواز نه در مهارت شجريان در مركب خوانى و به كارگيرى گوشه هاى مختلف و حركت در چهارگاه و فرود به ماهور است كه اين امر از استادى چون او امرى سهل است. اما لحن آواز در دستگاه ماهور جاى تأمل دارد. دستگاه ماهور در چند دهه اخير، به دلايل متعدد، حال و هوايى متفاوت و شايد بتوان گفت با حالتهايى از موسيقى غرب به لحاظ فواصل و حركت ملودى همراه شده است. اما شجريان هرگاه ماهور خوانده(سه عشق، آهنگ وفا، باد نوروزى) لحن، فواصل و حالتهاى قديمى اين دستگاه را ارائه داده است. حالتها و فواصلى كه ماهور را به مقام راست قديم و دستگاه راست پنجگاه پيوند مى دهد. توجه به اين حالت اجرا، نكته در خور تأملى بخصوص براى آنانى است كه امروزه گوش مخدوش يافته اند!
از حق و انصاف هم نگذريم يكى از موارد تكنيكى با شاخصه هاى ممتاز در گوشه شكسته با اين بيت: ندانم نوحه قمرى به طرف جويباران چيست مگر او نيز همچون من غميدارد شبان روزى رخ نموده است. شجريان پس از واژه شبان روزى، با تحرير مناسبى وارد درآمد چهارگاه به فاصله يك پنجم بالاتر (فاصله پنجم) از شاهد ماهور در آغاز آواز شده است. اين مورد نيز علاوه بر نشان دادن مهارت، مى تواند براى هنرجويان و مدرسان وپژوهشگران آواز، نكات در خورى را فرارو نهد.
نوروز،۶۲ نوروز۶۳- حسين عليزاده:
نوروز۶۲ و نوروز۶۳ هر دو در آواز بيات ترك از ساخته هاى حسين عليزاده است. نگاه متفاوت به عنصر ريتم و ساخت قطعات توصيفى در فضاى موسيقى ايرانى كه از جمله شاخصه هاى ممتاز اين هنرمند است، در اين دو اثر به خوبى هويدا است. نوروز،۶۲ قطعه اى است با الگوهاى ريتميك متنوع و به ظاهر پيچيده.
قطعه با بيت ضربى آغاز و در فواصل اثرگاه، ريتم هفت ضربى و پنج ضربى مى شود. با اين حال ريتم و ملودى كه در نگاه اول سخت، مبهم و پيچيده مى نمايد، در شنيدار، قابل هضم، مطبوع و دلپذير است. به واقع اين قطعه از يك دور ريتميك با گردش ملودى منطبق بر ريتم درونى شكل گرفته و شنيدن آن، حس همخوانى ومطبوع شنيدارى را در مخاطب پديد مى آورد. نوروز۶۲ در بهار۶۲ توسط گروه عارف و شيدا به سرپرستى و تنظيم عليزاده ضبط شده است. قطعه ديگر، اثر معروف و مشهورى از اين هنرمند است كه در ابتداى نوار شورانگيز (با صداى شهرام ناظرى) ارائه شده است. نوروز۶۳ با ريتم ۴ضربى و گاه دوضربى، به لحاظ ريتم ساده تر اما گردش ملودى متنوع و پيچيده اى دارد. با اين حال مجموعه ملوديهاى زيبا، شنيدار آن را نيز راحت و قابل قبول مخاطب مى سازد. اثر حاضر، با گروه شيدا و عارف ضبط شده و در فواصل اين قطعه، آواز با شعر مولوى: دگرباره بشوريدم بدان سانم به جان تو ارائه شده است و به جاى جواب آوا: گروه بخشهايى از نوروز۶۳ را اجرا مى كند. اين پيوند و تقابل آواز و گروه در آن زمان بسيار بديع و جالب توجه رخ مى نمايد. تحرك و شادابى درونى، خاص اغلب آثار عليزاده است كه عمق، محتوا و در عين حال اندوه شادمانه اى را ارائه مى كند.
بهاران آبيدر، هوشنگ كامكار _ ماهى براى سال نو، اردوان كامكار:
بهاران آبيدر قطعه اى براى اركستر سمفونيك براساس ملودى هاى كردى است كه توسط هوشنگ كامكار ساخته و تنظيم شده و بيژن كامكار آن را خوانده است. اين اثر از اولين تجربيات هوشنگ كامكار در عرصه آهنگسازى است و اثر مربوط به اوايل دهه شصت است. اين هنرمند ديدگاه و رويكرد خود را در مورد آثار اركسترال موسيقى ايرانى، تحت عنوان موسيقى ملى در گفتار و نوشتار شرح داده است. آنچه آثار اين آهنگساز را مهم جلوه مى دهد نحوه برخورد او با اركستر و پديده  هارمونى است. كامكار (و چند آهنگساز معدود) به استفاده سهل پسندانه از هارمونى تيرس و سده۱۷ و ۱۸ موسيقى اروپا بسنده نكرده و با تلاش و جست وجو سعى در ارائه راههاى تازه براى اركستراسيون آثار ايرانى دارند. در بهاران آبيدر اين تكاپو در پيوندسازهاى ايرانى و اركستر، مسيرهاى آغازين خود را نشان مى دهد. اشعار كردى با آواز بيژن كامكار در هر چه بومى كردن مجموعه مثمرثمر بوده اند.
ماهى براى سال نو نيز اثرى از اردوان كامكار براى سنتور و اركستر زهى است. اين اثر به نوعى در ادامه تفكر هوشنگ كامكار است و رد پاى او را نيز مى توان در اين اثر يافت. اين كنسرتينو از ۳قسمت تشكيل شده است و در هر قسمت سنتور باسلو و ارائه نغمات توصيفى، فضا و ملودى اثر را ارائه مى كند. استفاده از تم ها و نغمه هاى محلى نيز در اين اثر به خوبى هويداست. اردوان خود در مقدمه اى اثر را الهام از آواز ماهى فروش پير كه نزديك عيد نوروز ماهى هاى سياه مى فروختند، دانسته است.
موسم گل _ محمدرضا درويشى:
هر چند موسم گل به صورت مستقيم اثرى نوروزى نيست و اين تصنيف در حال و هوا و شرايط ديگرى ساخته شده، اما به دليل عنوان اثر و تصنيف (موسم گل) حال و هواى بهارى را تداعى مى كند. ضمن آنكه مطلب را با اثرى همراه آواز بسطامى آغاز كرديم و با اثرى همراه آواز بسطامى (و به ياد او) به پايان مى بريم! موسم گل اثرى براى اركستر و آواز است. بخش اول اثر، دوتصنيف گريه كن از عارف و موسم گل منسوب به موسيقى معروفى در بافتى به هم پيوسته ارائه شده است. استفاده از تنوع ريتميك و ملوديك ميان دوتصنيف و وجه مفهومى اشعار، پيوند آنها را در اين اثر سبب شده است. آنچه آثار اركسترال درويشى را مهم جلوه مى دهد، نحوه نگرش او به اين گونه موسيقى وبه كارگيرى متفاوت هارمونى و كنترپوان در اركستراسيون است. (موردى كه تنها در و وعده معدودى خلاصه مى شود).
در اين نگرش على رغم استفاده و به كارگيرى عناصر موسيقى غربى بخصوص دستاوردهاى آثار آهنگسازان قرن۲۰ ما با تلاش و تكاپوى فردى، جست وجو در جهت ارائه اكسترال آثار ايرانى بر پايه فضا و ساختار درونى شكل مى گيرد. اين مهم نخستين بار توسط شادروان حنانه بنيان نهاده شد. در موسم گل همچنين بيان حالات درونى و روحى عارف مدنظر بوده است. موسم گل از جمله مشهورترين تصانيف موسيقى ايرانى است كه در اثر حاضر با استفاده از اركستر سمفونيك ارائه شده و اركستر شايد براى نخستين بار تجربياتى تازه را در به كارگيرى فواصل ربع پرده (در سال۶۹) تجربه كرده است.
البته شنيدن تصنيف با تار و آواز در اجراهاى پيشين چنان ذهن شنونده را به خود معطوف كرده كه براى شنونده  عادى، ارتباط با اين اثر اركسترال كمى سخت و پيچيده به نظر مى رسد. بسطامى در ارائه آواز اين اثر نيز به خوبى و با مهارت از عهده برآمده و يكى از آثار باارزش اين خواننده فقيد را رقم زده است. اگر يك بار اين اثر را بشنويد، صداى آواز با خاطره هاى پيشين پيوند مى يابد و رهايتان نمى كند كه:
موسم گل دوره حسن يك دو روز است در زمانه
اى به دل آرايى به عالم فسانه!
منبع : ايران
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/12/25ساعت 22:51  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]
آمار بازديدکنندگان




استاد شجريان در ويکي پديا

فارسي
English
Polski

Baznegar


جهت اضافه کردن لينک خود ابتدا بايد لينک اين وبلاگ را تحت عنوان "وبلاگ استاد شجريان" در وبلاگ خود قرار دهيد
نظرخواهي

درحال حاظر هيچ نظر سنجي وجود ندارد

خبرنامه





Powered by WebGozar


آواها از وبلاگ ملکوت

فقط مي توانيد بشنويد.امکان دانلود نيست

  براي شنيدن فايل‌هاي فوق به فلش پلي‌ير نياز داريد. اگر اين نرم‌افزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد

معرفي اشعار و آثار


همکاران اين بخش

جستجو

Google




در كل اينترنت
در وبلاگ استاد شجريان

زندگینامه

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است. تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم. از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم. به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من. چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم. همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم. سال 1345 خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا. جوابی که بعد از یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد. سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانده بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید. با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی . 1319 تولد اول مهر ماه در مشهد 1324 اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت 1326 ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد. 1327 اموختن تلاوت قران در نزد پدر 1328 شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی. 1329 اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی. 1331 تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو. 1332 قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا. 1334 شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد. 1336 ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد). 1338 اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری. 1339 دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور. 1340 اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان. 1341 جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است. 1342 انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت. 1344 تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد. 1345 انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور. 1346 تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان. 1347 انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی. 1348 تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی. 1349 اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان). ...ادامه...
کافي شاپ


add

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

Search Engine Optimization