تبليغاتX
استاد شجریان - يک مملکت 60-70 ميليوني نمي تواند فقط يک شجريان داشته باشد
 
شجریان‌کنسرت‌دات‌کام | کلیک کنید
اساتيد آواز بايد فکري اساسي کنند تا مشکل استعدادها، کشف شود. چون يک مملکت 60-70 ميليوني نمي تواند فقط يک شجريان داشته باشد.
استاد علیزاده ضمن بيان اين مطلب گفت: در زمينه آواز سنتي مساله آموزش از مهم ترين مسائل است. اما آنچه واضح است اين است که افرادي که در حال حاضر به امر تدريس مشغولند، آنقدر هنرجو دارند که از عهده شان بر نمي آيند. در مورد صلاحيت افراد صحبت نمي کنم. اما قطعا کسي صلاحيت تدريس را دارد که خودش آموزش ديده و هنرمند باشد و بتواند هنرمند بار بياورد وگرنه هرکسي ممکن است تدريس کند و مورد تاييد هم نباشد.
"عليزاده " در مورد کمبود خوانندگان جوان در موسيقي سنتي ايران گفت: مساله اينجاست که تدريس ناهماهنگ است. در زمينه ساز،هماهنگي بيشتري وجود دارد ، چون بيشتر به آن پرداخته شده است . کتب مختلفي چاپ شده و کلاس هاي آموزشي بيشتري هم وجود دارد. اما ما در حال حاضر حتي در هنرستان ها و دانشگاه ها هم رشته آواز را به طور رسمي نداريم، يعني به عنوان يک واحد اصلي در نظر گرفته نشده است و بيشتر در کلاس هاي خصوصي شاگردان آواز،به تمرين مشغولند
حسين عليزاده" در ادامه در مورد ضرورت وجود انواع موسيقي در کشور گفت: وجود هر نوع موسيقي به خاطر ضرورت آن پيش مي آيد. اگر فکر مي کنيم داراي فرهنگ غني هستيم، نبايد نگران از دست رفتنش باشيم. ما مدعي هستيم که رهبر کشورهاي اسلامي هستيم. در مورد موسيقي هم اوضاع به همين شکل است. هر نوع موسيقي مخاطب خاص خودش را دارد و اين موضوع بر مي گردد به شناخت فرهنگ شنونده. قرار نيست که همه موسيقي سنتي گوش کنند. هر فردي با موسيقي هاي متفاوت و بسيار خوب مي تواند اوقاتش را پر کند.
وي افزود: گرايشات مختلف در جامعه وجود دارد و ما قرار نيست که نگران اين باشيم که چرا مردم تا اين حد به موسيقي پاپ توجه دارند. اما زماني که در يک جامعه مردم بيش از اندازه به موسيقي پاپ گوش مي کنند، يعني جامعه اي داريم که از نظر موسيقي مصرف کننده است و فقط با موسيقي روز سر و کار دارد. اين موسيقي ها از نظر چارچوب هاي هنري در هنر موسيقي قرار نمي گيرند، اما در تمام رشته هاي هنري اين مساله وجود دارد که بايد هنر روزمره اي وجود داشته باشد تا مردم عادي هم بتوانند از آن استفاده کنند. اما در زمينه هنر موسيقي که مد نظر ماست، بايد بپذيريم که مخاطبين کمتر و خاصي براي آن وجود دارد . قرار نيست که همه افراد با مقوله هاي هنري ارتباط برقرار کنند. افرادي با اين مقولات ارتباط پيدا مي کنند که زمينه فرهنگي اش را در وجودشان داشته باشند.
"عليزاده" در ادامه در مورد حمايت هاي دولت از موسيقي گفت: وضعيت موسيقي از نظر حمايت هاي دولتي در شرايط بسيار نامطلوبي قرار دارد. شما دانشگاه ها ، هنرستان ها و کلاس هاي خصوصي را نگاه کنيد، هيچکدام برنامه ريزي درستي ندارند، علت هم اينجاست که خود موسيقي در ايران وضعيت روشني پيدا نکرده است. از نظر دولت وملت ايران، موسيقي در روح و جان مردم جريان دارد. در شرايط بعد از انقلاب مردم از نظر فرهنگي خودشان را وارث اين ميراث مي دانسته اند وخوب وضعيت موسيقي بهتر شد وامکانات بيشتري به آن تعلق گرفت.
وي افزود: موسيقي را بايد ازجنبه هاي تبليغاتي جدا کرد واگر تمام اين بودجه اي را که براي برگزاري جشنواره هاهزينه مي شود ، از ريشه صرف خود موسيقي و هنرستان هاي موسيقي کرد، هنرستان هاي ما، دچار اين وضعيت نابسامان نخواهند شد و آنوقت اساتيد بزرگي را مي توانند جذب کنند. اين مشکل به خاطر نبود امکانات مادي پيش نمي آيد بلکه بايد محيطي هنري به وجود بيايد. در حال حاضر محيط هاي آموزشي ما بيشتر محيط هايي اداري هستند و در ضوابط و روابط اداري گم مي شوند. با اين وضعيت هم طبيعي است که هنرمندان ميلي به کار کردن نداشته باشند. اما با همه اين احوال افرادي که در زمينه آموزش تعهدي را احساس کنند، اين کار را انجام مي دهند.
"عليزاده" گفت: من شاگردان زيادي تربيت کرده ام و بعضي از آنها حتي بهتر ازخودم ساز مي زنند. اين افراد در محيط هنرستان يا دانشگاه نبوده اند و به طور خصوصي کار کرده اند. اما محيط خصوصي ما سازگاري بيشتري
نشان داده است
وي در ادامه در مورد مسائل اقتصادي که باعث مي شود هنرمندان از مسيرهنري کنار بيافتند،گفت: اين اصلا درست نيست. وقتي واژه هنرمند را در مورد کسي به کار مي بريم، اجازه نداريم بحث مسائل اقتصادي را مطرح کنيم. در مورد موسيقي روز مي توان اين صحبت ها را داشت چون با مسائل اقتصادي رابطه مستقيم دارد و در همه جاي دنيا هم به همين ترتيب است. وقتي ما را جع به هنر حرف مي زنيم جنبه اقتصادي در درجه چندم اهميت قرار دارد. معني اش اين نيست که هنرمند از گرسنگي بميرد، ولي هنرمند صرفا هدفش پول نيست و اين را بايد با توجه به اهداف افراد ،از آنها پرسيد.
"حسين عليزاده"خاطر نشان کرد: اگر کسي صداقت و شجاعت داشته باشد ، مي تواند با جرات بگويد که من مي خواهم آلبومي درست کنم که پر فروش ترين باشد. خوشبختانه امکاناتش هم هست، مخاطبش هم وجود دارد و مراکز دولتي مانند راديو وتلويزيون هم به صورت شبانه روزي آن را پخش مي کند.
وي در پايان در مورد موسيقي هايي که از صدا و سيما پخش مي شود گفت: همانطورکه قبلا گفته ام، موسيقي صدا و سيما به بقيه برنامه هايش مي خورد. اگر دقت کنيد مي بينيد در زمينه موسيقي همان قدراشکال وجود دارد که دراداي زبان فارسي. شما هر زماني که يک سريال يا يک گوينده را پيدا کرديد که درست فارسي صحبت کند، مي توانيد توقع داشته باشيد که موسيقي هم درست شود
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/01/20ساعت 1:52  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]
آمار بازديدکنندگان




استاد شجريان در ويکي پديا

فارسي
English
Polski

Baznegar


جهت اضافه کردن لينک خود ابتدا بايد لينک اين وبلاگ را تحت عنوان "وبلاگ استاد شجريان" در وبلاگ خود قرار دهيد
نظرخواهي

درحال حاظر هيچ نظر سنجي وجود ندارد

خبرنامه





Powered by WebGozar


آواها از وبلاگ ملکوت

فقط مي توانيد بشنويد.امکان دانلود نيست

  براي شنيدن فايل‌هاي فوق به فلش پلي‌ير نياز داريد. اگر اين نرم‌افزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد

معرفي اشعار و آثار


همکاران اين بخش

جستجو

Google




در كل اينترنت
در وبلاگ استاد شجريان

زندگینامه

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است. تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم. از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم. به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من. چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم. همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم. سال 1345 خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا. جوابی که بعد از یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد. سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانده بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید. با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی . 1319 تولد اول مهر ماه در مشهد 1324 اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت 1326 ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد. 1327 اموختن تلاوت قران در نزد پدر 1328 شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی. 1329 اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی. 1331 تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو. 1332 قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا. 1334 شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد. 1336 ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد). 1338 اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری. 1339 دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور. 1340 اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان. 1341 جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است. 1342 انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت. 1344 تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد. 1345 انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور. 1346 تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان. 1347 انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی. 1348 تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی. 1349 اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان). ...ادامه...
کافي شاپ


add

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

Search Engine Optimization