براي شنيدن فايلهاي فوق به فلش پليير نياز داريد. اگر اين نرمافزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد
برو كه هيچ كس ندا به گوش كر نميزند
نه سايه دارم و نه بر بيافكنندم و سزاست
وگرنه بر درخت تر كسي تبر نميزند
در كوچه سار شب - هوشنگ ابتهاج (ه . الف .سايه)
پرکن پياله را
كه اين آب آتشين
ديري است ره به حال خرابم نمي برد
اين جامها
كه در پي هم مي شود تهي
درياي آتش است كه ريزم به كام خويش
گرداب مي ربايد و آبم نمي برد
من با سمند سركش و جادويي شراب
تا بيكران عالم پندار رفته ام
تا دشت پر ستاره انديشه هاي گرم
تا مرز ناشناخته مرگ و زندگي
تا كوچه باغ خاطره هاي گريز پا
تا شهر يادها
ديگر شرابم جز تا كنار بستر خوابم نمي برد
پر كن پياله را
هان
اي عقاب عشق
از اوج قله هاي مه آلوده دور دست
پرواز كن
به دشت غم انگيز عمر من
آنجا ببر مرا كه شرابم نمي برد
آن بي ستاره ام كه عقابم نمي برد
در راه زندگي
با اين همه تلاش و تمنا و تشنگي
با اين كه ناله ميكشم از دل
كه آب
آب
ديگر فريب هم به سرابم نمي برد
پر كن پياله را
آلبوم جام تهی با شعرزیبای پرکن پیاله را از شادروان فریدون مشیری در دستگاه ماهور آغاز می شود واستاد شجریان بصورت بداهه برای اولین بار بر روی شعر نو این آواز را اجرا می نمایند
پرکن پیاله را
کاین آب آتشین
دیریست ره به حال خرابم نمی برد
این جامها که در پی هم می شود تهی
دریای آتش است که ریزم به کام خویش
گرد آب می رباید و آبم نمی برد
من با سمند دلکش و جادویی شراب
تا بیکران عالم پندار رفته ام
تا دشت پر ستارهٌ اندیشه های گرم
تا مرز ناشناختهٌ مرگ و زندگی
تا کوچه باغ خاطره های گریز پا
تا شهر یادها
دیگر شراب هم جز تا کنار بستر خوابم نمی برد
هان ای عقاب عشق!
از اوج قله های مه آلود دور دست
پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من
آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد
آن بی ستاره ام که عقابم نمی برد
در راه زندگی
با این همه تلاش و تمنا و تشنگی
با اینکه ناله می کشم از دل که : آب ... آب ...
دیگر فریب هم به سرابم نمی برد
پرکن پیاله را
سپس راپسودی برای سنتور وارکستر( ساخته فریدون شهبازیان) بر روی چهار مضراب ماهور که نوازنده سنتور این اثر فرامرز پایور می باشد و همراه ارکستر این اثر ارایه شده است .
در ادامه راپسودی برای تار و ارکستر ( ساخته فریدون شهبازیان) که اجرای تار بر عهده حسین علیزاده به همراه ارکستر بر روی ملودی قدیمی می باشد.
و در ادامه باز هم استاد شجریان
تصنیف در کوچه سار شب ساخته استاد محمد رضا لطفی برای ارکستر در دشتی بر روی شعر هوشنگ ابتهاج
در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند
یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند
نشسته ام در در انتظار این غبار بی سوار دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند
گذر گهی است پر ستم که اندرو به غیر غم یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند
چه چشم پاسخ است ازین دریچه های بسته ات برو که هیچکس ندا به گوش کر نمی زند
نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم و سزاست وگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند
براي شنيدن فايلهاي فوق به فلش پليير نياز داريد. اگر اين نرمافزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد