تبليغاتX
استاد شجریان - استاد شجريان، عزت اله انتظامي و مجيد مجيدي از باغ هنر دیدن کردند
 
شجریان‌کنسرت‌دات‌کام | کلیک کنید

در بازديدي که استاد شجريان، عزت اله انتظامي ، مجيد مجيدي و جمعي ديگر از هنرمندان کشور براي پيگيري مراحل ساخت مجموعه باغ هنر داشتند ، مسائل و مشکلات فرا روي اين پروژه مورد ارزيابي قرار گرفت !
به گزارش خبرگزاري مهر به نقل از روابط عمومي اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان بم ، درحاشيه اين حضور علي رغم تراکم برنامه هاي يک روز شجريان به همت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان بم ، جلسه گفت و گوي دوستانه با وي و مجيد مجيدي ترتيب داده شد وتني چند ازهنرمندان رشته هاي مختلف هنري و فعالان عرصه موسيقي وسينما دربم به بيان ديدگاهها و مشکلات جامعه هنري اين شهرستان پرداختند.
در ابتداي اين جلسه محمد علي جوشايي،رييس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي بم، ضمن خير مقدم و تشکر از اساتيد بزرگ کشور گفت : فرهنگ وهنرشهرستان بم هم به واسطه قدمت ،تاريخ و تمدن و هم بواسطه ظهور چهره هاي جاودانه اي در آسمان فرهنگ و هنر اين مرز و بوم که هر يک به تنهايي عناصري جريان ساز و حرکت آفرين با نگاه و بياني منحصر به فرد بودند.، از جمله زنده ياد ايرج بسطامي ، داريوش سرهنگ زاده ، کوروس سرهنگ زاده، بهزادپورو يا چهره هاي پيشگام و پيش قدمي همچون روح انگيز سام نژاد به عنوان نخستين هنرپيشه زن در تاريخ سينماي کشور و دهها هنرمند نخبه ديگر شايسته توجه ويژه و سرمايه گذاري هاي مناسب دانست .
 در ادامه محمد رضا شجريان خطاب به همه هنرمندان ، هنرجويان حاضر در جلسه گفت : جوانان هنرجو و هنرمندان پيشکسوت اين خطه و حتي سراسر ايران هميشه بايد به زندگي و به توانايي هاي  و خرد خود اميد داشته باشند.هرلحظه زندگي ارزش زندگي کردن را دارد و انسان بايد درهرشرايطي زندگي کند وبه پشتکار و فکر خود تکيه کند و مشکلات زيادي را که بر سر راه جوانان ، نوجوانان براي يادگيري است بردارد چرا که جوان اگر راه خودش را پيدا کند نيروي عظيمي دارد
وي افزود: اين مشکلات خاص بم نيست اما دربم مشکلات کمي بيشتر شده ولي نبايد مانع پيشرفت باشد.خود من تا سن 27 -28 سالگي معلم نداشتم .هيچ امکاناتي برايم در آن زمان مهيا نبود .من از صفر شروع کردم و با توان خود به اينجا رسيدم .
شجريان گوشه اي از مشکلات هنر را يادآور شد و گفت : اگر تلاش و اميد باشد ، همه چيز را مي توان از نو ساخت و کساني را که مي خواهيم بر اي آموختن پيدا مي کنيم.خواستن توانستن است .مطمئن باشيد جوينده يابنده است و ما نيز در خدمت علاقه مندان و هنرجويان هستيم.
وي به مجموعه باغ هنر بم اشاره کرد و گفت :خيلي از افراد گفتند که اين مراکز را در بم نسازيد. بم کشش اين مجموعه عظيم را ندارد و جواب من اين است که بم بايد کشش اين مجموعه را داشته باشد و ما يک مرکز فراستاني در بم مي سازيم ؛ به گونه اي که بم درزمينه فرهنگ وهنر آبروي ايران باشد که با توجه به حضورجوانان با استعداد وچهره هايي که من مي بينم،انصافا شايستگي اين را دارد که درآينده هاي نزديک دانشجويان ازسراسر ايران بيايند و دربم درس فرهنگ و هنر بياموزند ؛چرا که هنر، فرهنگ را شکل مي دهد و فرهنگ پاسداشت جامعه خواهد بود1.
استاد بزرگ آواز ايران آينده فرهنگ و هنر شهر بم را روشن ترسيم کرد و گفت : هر چند بم چهره اي فرهنگي دارد ، اما ما مي خواهيم اين چهره در دنيا روشن تر شود و اساتيد هنر از سراسر ايران بيايند تا بم زنده و اميدوار باشد.
وي اضافه کرد:خيلي ها در سراسر ايران به فکر بم هستند و دلشان مي خواهد در اين شهر که هنوز وظيفه داريم کمکش کنيم ،يک کار اساسي بکنند.پس مي بينيم که همه ما همدليم و مثل هم فکر مي کنيم .فقط نمي توانيم يکديگر را پيدا کنيم و اين عواطف را گره بزنيم .اگر خدا ياري کند و باغ هنر به پايان برسد ، اين مکان گسترش دهنده هنر اصيل ايراني خواهد شد  و اکنون همه هم و غم من اين است که اين مجموعه به پايان برسد .متاسفانه پروژه احداث اين بنا خيلي کند پيش مي رود ؛چرا که دستمان خالي است .اما مطمئنا به همت هنرمندان و خيرين اين مجموعه به اتمام خواهد رسيد!
اين هنرمند خاطرنشان کرد:در اين مجموعه تاکنون 400 ميليون تومان هزينه شده است و فعلا کار به دليل نبود بودجه متوقف شده است و تاکنون پيشرفت خوبي داشته است که مي طلبد براي ادامه ، همه دوستداران فرهنگ اصيل کشور ياري رسانند!
شجريان اضافه کرد:اميدواريم چه باغ هنري که در اينجاست و چه اداره ارشاد بم بتوانيم کمک کنيم تا روحيه اين مردم ساخته شود و پروژه اي همچون ورزشگاه بزرگ بم، مجتمع هاي فرهنگي و هنري و کتابخانه ها و همه مجموعه هاي در دست احداث بم و همچنين تلاش همه جانبه عاملاتن حوزه فرهنگ و هنر نويد بخش يک بم فرهنگي خواهد بود.
وي به آينده موسيقي سنتي اشاره و تصريح کرد: من به بعضي از مشکلات که اختلاف سليقه و هنر و سياست است ،اشاره نمي کنم. اما آينده موسيقي سنتي ايران هيچ جاي نگراني ندارد موسيقي اصيل ايران هيچ وقت فراموش نمي شود توجه همه ايرانيان به موسيقي سنتي به گونه ايي است که در هيچ کجا من اين علاقه را که يک ملت اينگونه عاشق موسيقي اصيل و کلاسيک شان باشند ،نديدم.
وي کم شدن گرايش جوانان به سمت موسيقي سنتي را امري طبيعي دانست و گفت : عوامل مهمي دست به دست هم داده اند و توجه را به سمت وسوي ديگري کشانده است به گونه اي که جوانان را از موسيقي سنتي دور کرده است و اين عامل از کم کاري اساتيد نيست و زمينه فراهم نمي باشد اگر اساتيد قديمي حضور کم رنگ تري دارند به دليل اينکه اساتيد بزرگ خسته هستند و حوصله تمرين را مثل جوانان ندارند. بهر حال راه براي جوانان فعال و کوشا باز است و همه اساتيد بزرگ امروز روزي جواناني بودند که با تلاش و جديت به اينجا رسيده اند.
وي در پايان به استاد بسطامي اشاره اي کرد و گفت: بسطامي هنرمند خوبي در زمينه موسيقي براي کشورمان بود و دوره عالي را هم به پايان رسانده بود او حس ناسيوناليستي عجيبي به شهرش داشت وعاشق بم بود بگونه اي که جانش را نيز در بم گذاشت و با مردم شهرش به خاک سپرده شد.وي اضافه کرد: زنده ياد ايرج بسطامي در زمينه موسيقي درختي شده بود که تازه ميوه اش رسيده بود.
مجيد مجيدي کارگردان بزرگ سينماي ايران وبرنده جوايز معتبر جشنواره هاي بين المللي نيز دراين جمع صميمي گفت : خوشحالم که دربين اهالي فرهنگ وهنر مردم بم حضور دارم و يقين بدانيد که همه جامعه هنري ايران دراين غم بزرگ سوگوار شدند و هر چه در توان داشتند براي ياري بم آمدند.
وي گفت : بعد از اين حادثه عظيم ،ساختن بناها آغاز شد و ساختمانها دوباره احيا مي شوند اما آنچه که بايد احيا شود دلهاي مردم بم است و جامعه هنري برخود مي داند که در کنار شما باشد و ما اميدواريم که باغ هنربم به زودي به اتمام برسد چرا که نقش به سزايي  در کاستن آلام مردم بم دارد.
کارگردان برجسته سينما ايران افزود : بايد خاطره واقعه بم ثبت شود وجامعه هنري بم تلاش کند وخاطرات مردم بم و روزهاي زندگي آنان ثبت شود تا از آن در بخش هاي مختلف فرهنگي وهنر استفاده شود وبراي فعاليت هنري ساير هنرمندان کشورمنابعي مفيد باشد.
وي خاطر نشان کرد: زبان هنر تنها چيزي است که مي تواند به اين واقعه تلخ و دردناک زندگي دوباره بخشد چرا که فقط با اميد مي توان دلهاي سوخته بم را زنده کرد و آن را سرپا نگه داشت.
وي خطاب به هنرجويان و هنرمندان بم صميمانه گفت: قطعا مشکلات بم زياد است ولي نبايد نشست بلکه هر روز بايد يک قدم به سمت پيشرفت شهر در زمينه روحي و فيزيکي برداشت و من به سهم خودم در راه اندازي مرکزي براي بررسي پيشنهادات و ايده هاي جوانان سينمايي بم فعاليت مي کنم. همه هنرمندان سينمايي کشورمان و هنرمندان بم بايد نسبت به فرهنگ اين شهر دينشان را ادا کنند.
مجيد مجيدي افزود: در حال حاضر در بم آثار تصويري بهتر مي تواند شهر و وضعيت آن را به عموم مردم نشان دهد. چرا که توقع همه مردم ايران و حتي جهان اين است که بم بيشتراز اين چيزي که امروز ما ديديم بازسازي شده باشد که اميدواريم به همت جوانان اين اتفاق بيفتد.
در پايان اين ديدار دسته گلهايي توسط هنرمندان پيشکسوت بم به نمايندگي از طرف مردم بم به استاد شجريان و استاد مجيد مجيدي اهدا شد.
استاد محمدرضا شجريان و استاد مجيدي پس از بازديد از ارک قديم به ديداراستاد عزت اله انتظامي هنرمند سينمايي کشور رفته و ضمن استقبال از سوي ايشان و امير شهاب الدين رضويان کارگردان فيلم، از نزديک درجريان کار ساخت فيلم رنگهاي خاطره قرار گرفتند، ضمنا در اين ديدار گفتگوهايي نيز در خصوص تهيه بودجه پروژه باغ هنر صورت گرفت.
 يادآور مي شود که استاد عزت اله انتظامي مدتي است که براي بازي در فيلم سينمايي بلند رنگهاي خاطره به کارگرداني شهاب الدين رضويان در بم حضور دارد.


+ نوشته شده در  شنبه 1385/02/09ساعت 20:39  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]
آمار بازديدکنندگان




استاد شجريان در ويکي پديا

فارسي
English
Polski

Baznegar


جهت اضافه کردن لينک خود ابتدا بايد لينک اين وبلاگ را تحت عنوان "وبلاگ استاد شجريان" در وبلاگ خود قرار دهيد
نظرخواهي

درحال حاظر هيچ نظر سنجي وجود ندارد

خبرنامه





Powered by WebGozar


آواها از وبلاگ ملکوت

فقط مي توانيد بشنويد.امکان دانلود نيست

  براي شنيدن فايل‌هاي فوق به فلش پلي‌ير نياز داريد. اگر اين نرم‌افزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد

معرفي اشعار و آثار


همکاران اين بخش

جستجو

Google




در كل اينترنت
در وبلاگ استاد شجريان

زندگینامه

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است. تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم. از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم. به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من. چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم. همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم. سال 1345 خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا. جوابی که بعد از یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد. سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانده بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید. با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی . 1319 تولد اول مهر ماه در مشهد 1324 اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت 1326 ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد. 1327 اموختن تلاوت قران در نزد پدر 1328 شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی. 1329 اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی. 1331 تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو. 1332 قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا. 1334 شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد. 1336 ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد). 1338 اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری. 1339 دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور. 1340 اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان. 1341 جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است. 1342 انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت. 1344 تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد. 1345 انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور. 1346 تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان. 1347 انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی. 1348 تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی. 1349 اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان). ...ادامه...
کافي شاپ


add

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

Search Engine Optimization