براي شنيدن فايلهاي فوق به فلش پليير نياز داريد. اگر اين نرمافزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد
نخستين نشست مشترك اهل ادب، هنر و فلسفه به ميزباني فرهنگستان هنر و با حضور افرادي چون رضا سيدحسيني، محمدرضا شجريان، محمود عزيزي، سيدمحمد بهشتي و احمد مسجدجامعي در مجموعه فرهنگي - هنري آسمان فرهنگستان هنر برگزار شد.
به گزارش خبرنگار بخش حكمت و فلسفه خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، سيدمحمد بهشتي - مدرس دانشگاه - در اين مراسم، در سخناني دغدغهي خود را اينگونه بيان كرد كه شايد يكي از گرفتاريهاي ما در حوزهي فعاليت هنري، نداشتن حشر و نشر و رفاقت اهل رشتههاي مختلف هنري با يكديگر باشد. هر كدام از ما در حال كار كردن در غرفهي خودمان هستيم و تماس مستقيم بين ما چندان رايج نيست.
به اعتقاد او، نميتوان تصور كرد كه در يك رشتهي هنري بيمارياي وجود دارد، اما رشتههاي ديگر در سلامت كامل به سر ميبرند. بايد علائم بيماري در ساير رشتهها هم مشهود باشد و شايد بتوان گفت امروز اين بيماري مشترك، وجه تشابه و نقطهي تلاقي رشتههاي هنري با هم است كه بايد به ما كمك كند تا اين ديوار حايل برداشته شود.
بهشتي كه تاكنون در سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري سمتهايي را داشته، گفت: نگاهي به تاريخ هنر معاصر و تاثير و تاثر نهضتهاي هنري و فكري بر هم بر ما آشكار ميسازد كه فقدان انس اهالي اين رشتهها با هم چه خساراتي را به ما وارد كرده و ما تا امروز اين خسارات را تحمل كردهايم. اما خوشبختانه برگزاري چنين نشستهايي نشان از اين دارد كه هنرمندان و معماران در حال آشنايي با مباحث نظري هستند و اهل فلسفه هم نزول اجلال كرده، اهل هنر را بهجا ميآورند.
رضا سيدحسيني - مترجم - هم در سخناني كوتاه با تاكيد بر اين مطلب كه بايد به ضرورت همراهي هنر، ادبيات و فلسفه بيش از اين پرداخته شود، اظهار اميدواري كرد كه با اين حركت شاهد توفيقات خوبي در اين راستا باشيم.
يوسف اباذري - جامعهشناس - نيز سخنران ديگري بود كه به نمايندگي از اهل فلسفه از طرف مجلهي "ارغنون" در اين نشست حضور پيدا كرد. او محور مبحث خود را خلط بين تقدم و تاخر علوم دقيقه و علوم انساني در ايران زمان قاجار به بعد قرار داد كه به گفتهي وي، در ايران درست عكس آن چه در فرنگ رخ داد، اتفاق افتاد و هنوز هم به نظر ميرسد توجه بيش از حد به تكنولوژي و شيفتگي نسبت به آن، راه را بر توجه به علوم انساني و اخلاقي و فلسفه بسته است؛ چنان كه رئوس مديريتهاي ارشد كشور همگي در دست پرورشيافتگان علوم دقيقه است.
وي گفت: در غرب، اول هنر، ادبيات و فلسفه تغيير پذيرفت و بعد تكنولوژي جديد پا به عرصهي وجود گذاشت؛ درست عكس آنچه در ايران اتفاق افتاد و البته ما ضررهاي بسياري از اين ناحيه ديدهايم و اميدواريم كه نشستهاي اينچنيني برطرفكنندهي اين سوء تفاهمهاي تاريخي باشد. به نظر من صرفا گردهمايي هنرمندان و ادبا و فيلسوفان ناكافي است و در اين نشستها بايد از اهالي علوم پزشكي و مهندسي نيز خواست كه حضور پيدا كنند. موضوع را بايد جدي بگيريم. در دنيايي چندرشتهيي زندگي ميكنيم كه امثال آدورنو و هايدگر راه گشايش از اين آشفتگي را نه در جامعهشناسي و فلسفه، كه در هنر ميبينند.
محمود عزيزي - كارگردان تئاتر - هم كه آخرين سخنران اين مراسم بود، اظهار عقيده كرد كه به نظر اهالي تئاتر، اين پديده، پديدهاي واقعي و پيشيني بوده و حتا قبل از استفاده از كلام، براي رد و بدل پيام از اين پديده در شكل ابتداييتر آن براي ارتباط استفاده شده است. بعدها فلاسفه با دقت در اين پديدهي واقعي پي بردند كه از آن ميتوان بهرههاي مفيد برد و سپس دستورالعمل اجراي آنرا تبيين كردند.
وي با اشاره به مقاطع مختلف تاريخي و خصوصا بعد از جنگ جهاني دوم كه تئاتر دستاويزي براي بيان افكار افرادي چون سارتر قرار گرفت، اظهار عقيده كرد كه تئاتر اولين پديدهاي است كه تفاوت و به تبع آن تعامل را پذيرفته و هميشه مشكلاتش را از طريق گفتوگو حل كرده است.
وي گفت: در همه جريانات اجتماعي - تاريخي شاهد حضور تئاتر براي جبران برخي كاستيها هستيم، اما در ايران هيچگاه اين اتفاق نيفتاد. اهميت اين نشستها همين است كه به اين موضوع بپردازند كه چرا ما هيچگاه يك جريان نداشتهايم. در تاريخ معاصر ايران هم مشاهده ميشود كه تئاتر در زمانهاي مختلف، رسالت فيلسوفان گروههاي سياسي و حاكميتي كه مسووليت ملتش را فراموش كرده، به دوش كشيده است، اما هيچگاه نتوانسته به صورت يك جريان به حيات خود ادامه دهد.
به اعتقاد عزيزي، ما از رسالت آن انديشهي پاكي كه بنيان نمايش را گذاشته است، فاصله گرفتهايم و اين نشستها بايد غفلتهاي ما را يافته و راهكار ارايه دهد.
براي شنيدن فايلهاي فوق به فلش پليير نياز داريد. اگر اين نرمافزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد