تبليغاتX
استاد شجریان - شجریان، آوازخوانی برای همه زمان ها _ وبلاگ نواهای ایرانی
 
شجریان‌کنسرت‌دات‌کام | کلیک کنید

بدون کمترین شک و شبهه ای و بدون هیچ حس متعصبانه و غیر منطقی اگر قرار باشد نام پنج موسیقیدان برجسته تاریخ موسیقی ایران را نام ببریم، از نام محمدرضا شجریان به راحتی نمی توانیم بگذریم. در واقع باید گفت که نام شجریان و موسیقی ایرانی به نوعی به هم گره خورده است. این را حق مسلم او هم می توان دانست. تلاش و کوشش و ممارست جدّی به علاوه استعداد و خلّاقیت و ذهن فعّال از هر شخصی یک استثنا به وجود می آورد، آن گونه که از حافظ و سعدی و فردوسی و باربد و نکیسا و شاملو و اخوان و پایور و صبا و ... به وجود آورد. این ذهن خلّاق نکته ای است که اگر نباشد، تلاش ها هم بی فایده می شود. انسان سال ها بکوشد، امّا از ابتکار و ابداع و پرواز ذهن و اندیشه در او خبری نباشد، درست عین ماشین آخرین مدل و سنگین قیمتی است که صاحب اش مجبور است هر روز، آن را با هل دادن روشن کند! هنرمند بدون خلّاقیت هم منتظر اندیشه دیگران باید بماند تا به او دیکته شود و او به طور صرف پیاده کننده آن اندیشه باشد. شجریان، بی خود شجریان نشده است. 

ما گدایان خیل سلطانیم           شهربند هوای جانانیم

       اثر "نوا، مرکب خوانی" ماحصل جمع دو اندیشه است که به جرأت می توان گفت برترین اثر تاریخ موسیقی ایران زمین را به وجود آورده اند: شجریان و مشکاتیان به علاوه نوازندگانی که خود، دنیایی از اندیشه اند، امّا تفکر شخصی چون مشکاتیان، جهت آگاهانه تر و مثبت تری بدان داده است. گوشه نهفت در نوا که در اصل اوج آن مقام می تواند به حساب آید، به زیباترین و لطیف ترین و ظریف ترین شکل ممکن بر روی این بیت اجرا شده است که معلوم نیست ذهن چند خواننده و آوازخوان مملکت ما تا آن نقطه می تواند پرواز کند. این تنها یک بیت است که به ذهن ام آمد که بگویم. به همین دلیل است که از شجریان به عنوان تنها خواننده ای می توان یاد کرد که آوازهای اش، ماندگار است و مردم و علاقه مندان، آوازهای او را زیر لب زمزمه می کنند و حتـّی دیگر خوانندگانی که از وی می خواهند تقلید کنند، آوازهای او را تقلید می کنند! این مسأله، یعنی یک موفقیت بزرگ برای یک خواننده در جامعه ای که امروزه دیگر مردم اش حال و حوصله شنیدن چهچهه این و آن را ندارند و فوری می خواهند دستی بزنند و پایی بکوبند! امروزه حتّی رفتن به کنسرت های شجریان، خود، مایه مباهات و افتخار آن دسته ای است که هیچ چیزی از آوازهای شجریان درک نمی کنند! آنانی هم که علاقه دارند که دوست دارند که او تا چند شب برای شان بخواند!

       مسیر صحیح آوازخوانی و تقویت صدا که متأسفانه اکثر قریب به اتفاق خوانندگان ما، از آن به طور کامل به دور هستند، نکته ای است که صدای شجریان را حتّی تا مرز هفتاد سالگی، همان طور سر پا و استوار نگه داشته است و همین مسیر و موفّقیّت های وی، تا بدان پایه بوده است که خوانندگان بسیاری مقلّد صرف او هستند، حال داستان شاگردان کلاس های آواز که دیگر سر جای خود بماند! در واقع چه بخواهیم و چه نخواهیم، او به معیار آواز ایرانی تبدیل شده است و همه انتظار دارند که بقیه هم مثل او بخوانند و هیچ کس هم مثل او نخواند!!!

       در جایی از فراز و نشیب های آوازخوانان ایرانی گفتیم. باید گفت که به طور حتم شجریان تنها خواننده ای است که فراز و نشیب هایش به طور کامل اختیاری و از سر قصد و هدف خاص و آگاهانه بوده است. اگرچه آثار متعلّق به این دوره، علاقه مندان حرفه ای او را راضی نکرد، امّا واقعیت آن است که همین آثار غیر قابل انتظار هم در سطح بالاتری از آثار بسیاری از آوازخوانان دیگر قرار می گیرد. البتّه این که می گوییم بسیاری از خوانندگان، خب، همه می دانیم که کل خوانندگان معروف و قابل بحث این نوع موسیقی در ایران، به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسد!

       شعرشناس بودن و آشنایی با ادبیات، لازمه آوازخوان خوب بودن است، امر مهمّی که با اظهار تأسف باید گفت که آن را هم خیلی از خوانندگان و به خصوص عمده سرشناسان این رشته موسیقی، آن را چندان جدّی نگرفتند و به یک تحریر و چه چه زدن بسنده نمودند. امبا کسانی چون بنان و شجریان از این لحاظ در رأس قرار می گیرند که شعرشناس هم بودند. در روش نوین و منحصر به فرد آوازخوانی بنان، این امر به طور کامل واضح است و شجریان هم در ادامه طی مسیر موفّقیّت خود در سال های جوانی، به آن چه که در این مورد باید می رسید، رسید. همچنین ارایه تحریر که نیازمند درک زمان و موقعیت شعری و موسیقایی است، از ذهن تیز پرواز خواننده نباید دور بماند. بررسی کنیم ببینیم تعداد کسانی که غیر از شجریان، این امر را مورد توجه کامل و دقیق داشتند، به عدد  و پنج می رسد یا نه!

       رمز ماندگاری حافظ، بیان نو و اجتماعی اشعار او بود و همین رمز ماندگاری را هم شجریان در آوازهای اش آشکارا دارا است؛ یعنی همان چیزهایی که در ابتدا گفتیم: خلّاقیت، اندیشه والا و مبتکر، نگاه همه جانبه به ویژه نگاه اجتماعی و خاص بودن. سعدی، شعر خاص و پیچیده تر از حافظ سروده است و چون با نگاه فراتر از نگاه عام و خوش سروده است، پس او هم به نوعی دیگر رمز ماندگاری را در خود دارد. پس چنین اسن که خاص بودن را حسن بزرگی می توانیم به حساب آوریم.

       یادمان باشد خیلی از آثار هم که در جمع های دوستانه و خصوصی ایجاد می شود، خیلی مواقع پر بارتر و پر احساس تر است که بهتر است علاقه مندان آن ها را هم بیابند. امّا کوتاه سخن آن که با رعایت و حفظ حرمت همه آنانی که در زمینه موسیقی آوازی، کشیده اند و می کشند و ضمن توجّه به تفاوت سلیقه ها و اندیشه ها، ولیکن با توجه به یک بحث کلّی که داریم، باید گفت که شجریان دیگر چیزی از آواز برای فرد دیگری نگذاشته است! به راستی از نوا و همایون و دشتی و راست پنج گاه و شور و ماهور و سه گاه و چهارگاه و بیات ترک و ابوعطا و ... چیزی هم برای کسی گذاشته است که بخواند؟!!! اگر این گونه باشد، او را به "آوازخوانی برای  همه تاریخ" می توان ملقّب نمود. البتّه درست است که روش های آوازخوانی متفاوت است، امّا خب، مبحث ما در اینجا اصلاً روش آوازخوانی صرف نیست که "هزار نکته باریک تر ز مو اینجا است."

      آن چه را که در مورد ذهن فعّال و خلّاق او گفتیم، در هنرهای پرشماری که دارد، به راحتی می توان دید و حدس زد، حتّی اگر به آوازهای اش هم گوش ندهیم! در خاطرمان باشد بیشتر از هر هنری، این شخصیت وی هست که نقش مهر ماندگاری را بر دفتر هنر او ثبت می کند، درست عین قهرمانی که پهلوانی اش سرّ ماندگاری او است.

وبلاگ نواهای ایرانی  ر.زارعی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/06/26ساعت 17:39  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]
آمار بازديدکنندگان




استاد شجريان در ويکي پديا

فارسي
English
Polski

Baznegar


جهت اضافه کردن لينک خود ابتدا بايد لينک اين وبلاگ را تحت عنوان "وبلاگ استاد شجريان" در وبلاگ خود قرار دهيد
نظرخواهي

درحال حاظر هيچ نظر سنجي وجود ندارد

خبرنامه





Powered by WebGozar


آواها از وبلاگ ملکوت

فقط مي توانيد بشنويد.امکان دانلود نيست

  براي شنيدن فايل‌هاي فوق به فلش پلي‌ير نياز داريد. اگر اين نرم‌افزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد

معرفي اشعار و آثار


همکاران اين بخش

جستجو

Google




در كل اينترنت
در وبلاگ استاد شجريان

زندگینامه

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است. تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم. از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم. به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من. چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم. همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم. سال 1345 خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا. جوابی که بعد از یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد. سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانده بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید. با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی . 1319 تولد اول مهر ماه در مشهد 1324 اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت 1326 ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد. 1327 اموختن تلاوت قران در نزد پدر 1328 شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی. 1329 اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی. 1331 تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو. 1332 قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا. 1334 شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد. 1336 ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد). 1338 اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری. 1339 دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور. 1340 اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان. 1341 جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است. 1342 انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت. 1344 تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد. 1345 انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور. 1346 تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان. 1347 انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی. 1348 تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی. 1349 اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان). ...ادامه...
کافي شاپ


add

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

Search Engine Optimization