تبليغاتX
استاد شجریان - ویژه شصت وششمین سالروز تولد استاد شجریان - وبلاگ دل آواز
 
شجریان‌کنسرت‌دات‌کام | کلیک کنید

شرف و قيمت و قدر تو ، به فضل و هنرست
نه به ديـدار و به ديـنار و بـه سـود و به زيـان

هر بزرگي كه به فضل و به هنر گشت بزرگ
نـشود خــرد به بد گــفتن بهــمان و فـــــلان

گـر چه بــسيار بماند به نـيام انـدر ، تــيــغ
نــشـود كـنـد و نـگــردد هـنــر تـيـغ نــهـــان

"‌بزن آن زخمه " شاهكاري است كه شعر آن از دكتر شفيعي كدكني و آهنگسازي آن از حسين عليزاده است . اين تصنيف فوق العاده دل انگيز و شنيدني ،‌ به زيبايي هر چه تمام تر و با سبكي كاملا نو و بديع توسط استاد شجريان و همايون خوانده مي شود ، و شايان ذكر است كه شنونده هم در نحوه همخواني و هم آوايي خواننده ها و هم در حالت آهنگسازي و فراز و فرودهاي تصنيف ، به راحتي به وجود ذهن خلاق دست اندركاران آن پي مي برد . مثل هميشه لحن و بيان شعر توسط استاد شجريان آنگونه است كه حق مطلب ادا مي شود و معناي لطيف شعر بر ضمير شنونده مي نشيند . " بزن آن زخمه " تصنيفي است كه اگر اهل موسيقي ايراني هستيد ، حتما بايد بشنويد ! قدمت صدها ساله موسيقي ايراني با نبوغ و استعداد موزيسين و شاعر امروز ايران زمين پيوند خورده است و آواي بي نقص استاد شجريان ، با تمام ظرافت و دقتي كه دارد ، اثري زيبا خلق مي كند .

بزن آن پرده، اگرچند تو را سيم از اين ساز گسسته
بزن اين زخمه، اگرچند دراين کاسه تنبور نمانده‌ست صدايي
بزن اين زخمه ، بر آن سنگ ، بر آن چوب ،  بر آن عشق ،  که شايد ،  بردم راه به جايي.

پرده ديگر مکن و زخمه به هنجار کهن زن ،  لانه ي جغد نگر     کاسه آن بربط سغدي ز خموشي
نغمه سر کن که جهان ،   تشنه ي آواز تو بينم .   چشمم آن روز مبيناد ،    که خاموش
درين ساز تو بينم.

نغمه ي توست، بزن     آنچه که ما زنده بدانيم     اگر اين پرده برافتد    من و تو نيز نمانيم
اگرچند بمانيم و     بگوييم همانيم

دانلود كنيد : تصنيف بزن آن زخمه - تصويري - كنسرت 1384 استاد شجريان

و اما " مرغ سحر " كه فكر نمي كنم توضيح زيادي لازم داشته باشد و اكثر شنوندگان موسيقي ايراني تمام زير و بم اين تصنيف را حفظ هستند . دوستان مي دانند كه استاد شجريان ، مرغ سحر را رسما در انتهاي آلبوم " سروچمان " منتشر كردند كه پس از آن تقريبا در همه كنسرت هاي استاد بنا به درخواست هاي مكرر و هميشگي مردم حاضر در سالن ، استاد اين تصنيف را اجرا مي نمايند . ( از جمله در كنسرت همنوا با بم دي ماه 1382 ) . كليپي كه دانلود مي كنيد از آن جهت اهميت دارد كه جديدترين اجراي استاد شجريان از تصنيف مرغ سحر است .

توصيه مي كنم كه حتما دانلود كنيد و ابتكارات استاد را در اين اجرا بشنويد . اميد است به زودي فيلم كامل كنسرت سال 1384 منتشر  شود.

دانلود كنيد : تصنيف مرغ سحر - تصويري - كنسرت 1384 استاد شجريان

از دوست عزيز و همراه همدل وبلاگ دل آواز ، كاوه عزيز ( kaveh3057@yahoo.com) بابت آماده سازي ، آپلود و ارسال آنها براي وبلاگ دل آواز بسيار سپاسگزارم .

توجه : براي دانلود از نرم افزارهاي دانلود استفاده نكنيد و از راست كليك و انتخاب Save Target as  نيز بپرهيزيد . بلكه بر روي لينك داده شده كليك نماييد تا صفحه مربوطه باز شود . در پايين صفحه روي گزينه DownLoad كليك نماييد و تا پايان دانلود منتظر باشيد . 


" رسواي دل " شده ام ، " شب وصل " تو كي فرا مي رسد از پس گردش هاي اين گنبد مينا

تقديم به استاد محمدرضا شجريان عزيز ،
به پاس همه آرامش و اشكي كه در خلوت ، با نواي او  داشتم ...

اي مرد ! با تو هستم ... چه در چنته داري ؟ چه در چنته داري كه آرامش من را ، اينگونه مشوش مي كني ؟ و اضطرابم را ، اينگونه آرام ؟ در نگاهت چيست ؟ چيست كه اينطور شراب رهايي و پرواز به من مي خوراند ؟ چه در چنته داري كه اينگونه نسيم وار‌ ، از هياهوي سنگين اطراف ، دورم مي كني ؟ درونت چيست ، كه آوازهايت اينطور جانفزاست ؟ مگر تو رمزي از رازهاي مگو خوانده اي ؟ مگر تكه اي از پرده غيب را كنار زده اي ؟ چه در درون داري ، كه سوز نوايت سر تا به پايم را شعله ور مي كند ؟

هر گاه كه بيمناك شدم ، بيمناك و غم آلود ، هر گاه كه مشوش و مردد بودم ، و درونم ولوله مي شد ، آواز تو بود كه زاري ام را به زمزمه تبديل مي كرد ، و فغانم را به ترانه ... چند سال است كه با تو هستم ؟ خودت مي داني ؟ من نمي دانم . اما سال هاست كه " آرام جان " مني ... همواره از  خود  پرسيده ام " معماي هستي " چيست و تو از آن چه مي داني ، كه اينگونه شرربار دم از " جان عشاق " مي زني و سر به گوش من ، مي خواهي "‌راز دل " فاش كني ؟ " فرياد " را نشانم نده ، من زاده سكوتم ! مگر به تو نگفته بودم " بي تو به سر نمي شود " ؟ پس كجا رفتي از آشيانه ام ؟ از اين "‌بيداد " شكايت به كه برم ؟ هاي مرد ! با تو هستم ! چه در چنته داري كه اينطور ملولم مي كني ؟ مگر از " چشمه نوش " چشيده اي ؟  و  مگر " سر عشق " را دانسته اي ؟ كه اينگونه راه آسمان  نشانم  مي دهي  ؟  كاش  " دستان " مرا مي گرفتي و با خود تا " آستان جانان "‌ مي بردي ... مگر مرا نمي شناسي ؟ نمي داني كه من هم چون تو " خلوت گزيده " ام ؟ هاي مرد ! به رسم " دلشدگان " با من بمان  ،  كه  من  " دل مجنون " خود را با زمزمه تو مي خوابانم ... تو كه قرار از من ربوده اي ، " رسواي دل " شده ام ، " شب وصل " تو كي فرا مي رسد  از  پس  گردش هاي اين " گنبد مينا " ؟ ا گر  باورم  نداري  ،  با  من " چهره به چهره " بنشين ، تا " ساز قصه گو " ي دلم برايت " نوا " ي عشقي را بزند ، كه زياد غريبه نيست !

اي مرد ! با تو هستم ... نمي دانم كه چه در چنته داري اما مي دانم كه هيچگاه صدايم را نمي شنوي ، و بعيد است كه نفسم به نفست برسد ، اما دوست دارم ، اينك كه پاييز گيسوي بيد را نوازش مي دهد ، در همين اولين روز پاييز ، شكوه شصت و شش سال زيستنت را ، به خودت ، و آن كه تو را اينگونه آفريد  ، شادباش بگويم ! ( نوشته : امير / وبلاگ دل آواز )


استاد محمدرضا شجريان در اولين روز از مهرماه سال 1319 چشم به دنيا گشود . اين را همه دوستداران استاد حفظ هستند ! مي دانم كه زندگي نامه و فهرست آثار استاد را هم حفظ هستيد ! اما به رسم همه مكتوبات و پرونده ها ، و براي رعايت سنت هميشگي ، در اولين گام از ميلادنامه استاد شجريان ، خوب است مروري بر زندگي و آثارش بكنيم ، و براي اين مرور ، كدام منبع بهتر از قلم خود استاد :

 " تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است... "

زندگي نامه كامل استاد را به قلم خود استاد ، در 
سايت شركت فرهنگي هنري دل آواز مرور كنيد .


كتاب شناسي استاد محمدرضا شجريان !

در اين قسمت كتاب هايي كه علاقه مندان به استاد محمدرضا شجريان مي توانند مطالعه كنند را معرفي مي كنم . البته كتاب هاي زيادي تحت عنوان انديشه ها و آثار استاد شجريان تا كنون به طبع رسيده اند ، اما از آ‌ن ميان ، خود استاد تنها كتاب " راز مانا " را مورد تاييد قرار دادند و تصديق كردند كه مصاحبه هاي اين كتاب واقعا و در طول چندين ماه با ايشان ضبط شده است و كتاب متن پياده شده مصاحبه با ايشان است . ساير كتاب ها عموما يك نوع جمع آوري هوشمندانه مطالب ، از گوشه و كنار جرايد و سايت ها هستند كه به گونه اي در كنار هم چيده شده اند كه گويا زندگي نامه خود نوشته استاد است و يا تمام كتاب را با استاد مصاحبه كرده اند . باري سه كتاب زير خوب هستند :

الف - راز مانا / ديدگاه ها ، زندگي و آثار استاد آواز ايران ، محمدرضا شجريان / گفت و گو و تدوين : محسن گودرزي ، محمدجواد غلامرضا كاشي ، علي اصغر رمضانپور / 248 صفحه / انتشارات نگاه نو / چاپ اول از اين ناشر : 1385 / چاپ چهارم در همين سال منتشر گرديد ، چاپ چهارم 3200 تومان

استاد چندي قبل در نامه اي ذكر كردند : " به آگاهي مردم شريف و هنردوست ايران كه همواره در سايه ي بزرگواري هايشان آسوده ام ، مي رسانم كه از مجموعه مطالبي كه به نقل يا عنوان و نام اينجانب چاپ شده ، فقط كتاب راز مانا مورد تاييد من مي باشد / محمد رضا شجريان " كه اكنون اين عبارات در پشت جلد اين كتاب حك شده است .

ب - سروش مردم / زندگي و انديشه هاي استاد محمدرضا شجريان / به كوشش عرفان قانعي فرد / انتشارات دادار / چاپ اول : ارديبهشت 1382 و چاپ دوم : خرداد 1382 ، چاپ دوم : 2000 تومان

 ج - هزار گلخانه آواز ... كه متاسفانه در هنگام نوشتن اين مطلب اصل كتاب در دسترس من نيست . اما بخش هاي زيادي از اين كتاب مشابه دو كتاب قبل است . نكته اختصاصي اين كتاب بخش آخر آن است كه اشعار آوازهاي استاد شجريان را به طور كامل با ذكر آلبوم و مشخصات آلبوم درج كرده است و بيت به بيت شعر را ، از لحاظ گوشه و دستگاهي كه استاد خوانده اند مشخص نموده است . البته توجه كنيد ! فقط اشعار آوازها ... نه تصنيف ها .

 د - مجله موسيقي قرن 21 - دو هفته نامه تخصصي موسيقي - شماره اول - مرداد 1382 - ويژه نامه محمدرضا شجريان - 72 صفحه - 700 تومان

براي عكس بزرگ روي جلد مجله كليك كنيد

 ديگران مي گويند :

بروشور كنسرت استاد در نيويورك ، كه توسط مسئولان توزيع گرديده است : " كنسرت هايي كه شجريان در ايران و در كشورهايي به ترتيب چون هندوستان ، ژاپن ، افغانستان ، عراق ، تركيه ، آمريكا‌، آلمان غربي ، سوييس ، فرانسه ، انگليس ، سوئد ، نروژ ، دانمارك ، اسپانيا ، تاجيكستان و ... داشته است همگي موفق و پرشور و بحث انگيز بوده است و علاقمندان او از دوترين نقاط خود را به كنسرت هاي او مي رسانند و ساكن كنسرتش از مشتاقان هنر او پر بوده است .

مقاله " موسيقي كلاسيك ايران روانه غرب مي شود " از نشريه مشهور وال استريت جورنال ، كه ترجمه آن در نشريه ايرانيان چاپ واشنگتن ، شماره 127 ، جمعه 4 آبان 1380 آمده است : " امروز ، عصر شنبه ، تالار تئاتر اودئون ( در پاريس )  مملو از جمعيت شيك پوشي است كه با يكديگر سلام و تعارف مي كنند و با گرمي و تحرك حرف مي زنند . ولي وقتي به آنها نزديك مي شويد مي بينيد كه به زباني غير از فرانسه صحبت مي كنند . دقايقي بعد چهار موزيسين به روي صحنه اي كه فقط سه قطعه گليم روي آن پهن شده است مي آيند و سكوتي سراسر سالن را در بر مي گيرد . اين برنامه ، كنسرت محمدرضا شجريان بزرگترين خواننده آواز كلاسيك ايران مي باشد .البته صداي شجريان آ‌ن وزن و هيبتي كه ما از پاواراتي و ديگر خوانندگان اپرا سراغ داريم را ندارد اما وقتي دهان مي گشايد و صداي تنور Tenor خود را ظاهرا بدون هيچ فشاري سر مي دهدو ترانه ها را با لطافت و رواني كامل ادا مي كند انسان متوجه مي شود كه شهرت او محبوبيت او بدون دليل نيست . "

خاطره اي از محمد ابراهيميان : " روح اثيري شجريان و اركستر او كافي بود تا ما را  بر بال خيال تا قله هاي دور دست پرواز دهد . در حين خواندن شجريان و، آهنگ ريتم تند پيدا كرد . جمعيت مشتاق كه پيدا بود سال ها تشنه ديدن او و شنيدن صداي جاوداني اش بودند ، ناگهان به طرب افتادند تا نشاط خود را با دست زدن ، با همان ريتم ، بروز دهند . استاد يك لحظه ، فقط يك لحظه ، از خواندن باز ايستاد . با احترام و تواضع فراوان گفت : از اين قرارها نداشتيم ها !!! اين جمله را انچنان متين و باوقار و در عين حال با صلابت ادا كرد كه سكوتي سرشار از احترام در تالاري كه حدود پنج هزار نفر را در خود جاداده بود مستولي شد . گويا ديگر حتي نفش نمي كشيدند تا نفس كشيدن و فرياد از گلو ، دل و سينه برآمده ي استاد را با همه جان خود بشنوند . "

اكبر گلپايگاني : " آقاي شجريان در موسيقي آوازي ايران بسيار زحمت كشيده ، كار كرده ، اساتيد محتلف را ديده و امروز يكي از شاخص ترين خوانندگان تاريخ موسيقي آوازي ايران هستند . آدم بايد قدر چنين هنرمنداني را بداند و ‌آنها را واقعا حفظ كند . امثال اينها كم پيدا مي شود . در هر دوره اي شايد دو سه نفر بيايند . من واقعا ايشان را دوست دارم . كارهاي خوبي انجام داده و اميدوارم كه همواره موفق باشد و باز هم بتواند اين راه را دامه بدهد و آن را هر طور كه صلاح مي داند و مي شناسد پيش ببرد . اصل خود انسان است كه بايد راه صحيح را بشناسد و ايشان الحمدالله اين راه را خوب پيش برد و امروز ديگر آقاي شجريان متعلق به خودشان نيستند . به ملت ايران تعلق دارند . "

و اما در پايان ، اظهار نظر عطاالله خرم :
شجريان مدت ها با دوامي كار كرد و با گوشه هاي ناشناخته موسيقي ايراني كه كسي نمي دانست آشنا شد . براي نيل به اين هدف به سراغ هر كسي كه مي توانست كمكش كند رفت و تا آنجا پيش رفت كه گوشه ناشناخته اي برايش نماند و رديف خواني را به درجه والاي خود رساند . شجريان گوشه هاي قشنگ گذشته را به اجرا در آورد و تازگي بخشيد و تمام اساتيد موسيقي تاييدش كردند و خدمات ارزنده اش را ارج نهادند . شجريان به همان حقوق اندك دبيري قناعت نمود و هرگز صدايش را نفروخت ... مثلا گوشه بسيار دلنشيني در شهر خاف وجود داشت ( و من شنيده بودم ) كه آرزو مي كردم كاش در كتب رديف جاي مي گرفت . يكي دو سال قبل به نواري از شجريان گوش مي دادم ديدم كه آن گوشه را با مهارت در ميان آواز خوانده است . بي اختيار زبان به تحسين او گشودم . آري عنوان استاد برازنده اوست . شجريان در موسيقي ايران ، چيزي را نياموخته با جا نگذاشته است ... شجريان گنجينه اي است از آواز ديروز و امروز ما .


تصنيف هاي كم پيدا !

دوست خوب و همراه ، كاوه عزيز ( Kaveh3057@yahoo.com ) چند سطري درباره تصنيف خواني استاد شجريان نوشته است ، و البته سه تصنيف از تصانيف قديمي و شايد كمياب را براي خوانندگان خوب وبلاگ دل آواز آماده دانلود كرده است . به شخصه از شنيدن اين تصنيف ها بسيار لذت بردم ، مثل هميشه پرواز صداي استاد شجريان ، پروازي است ديدني و پرشكوه . 
ضمن خواندن مطلب كاوه ، لينك دانلود تصنيف ها را نيز در ادامه مطلب ببينيد . ( البته كاوه قصد داشت كه يك سلسله مطلب با عنوان تصنيف خواني براي وبلاگ دل آواز بنويسد ، و آنچه در اين جا مي آيد در واقع قسمت اول از اين نوشته كاوه است . اميد است ساير قسمت هاي تصنيف خواني را نيز در آينده به قلم كاوه در دل آواز بخوانيد : )

تصنيف خواني شماره يك :

به خاطر سپردن نثر ، كار ساده اي نيست . اما هر نثر دشواري وقتي كه آهنگين ميشود ، يا بهتر بگويم به صورت شعر در مي آيد ، راحت تر حفظ ميشود . يعني آهنگين بودن شعر ، هم سبب بيشتر لذت بردن ميشود و هم دليلي براي بهتر به خاطر سپردن آن . حال تصور كنيد براي اين شعر ، موسيقي زيبايي نيز ساخته شود و علاوه بر آن ، يك صداي زيبا نيز آنرا بخواند .چه ميشود ؟! به راحتي ميتوان دريافت كه چرا تاثير تصنيف در ميان مردم بيشترست .
بعضي تصانيف ، جنبه هاي اجتماعي و سياسي گرفته اند مانند "مرغ سحر" ، كه هنوز پس از ساليان سال از ساخت آن ،  براي ابراز نارضايتي از وضعيت اجتماعي و سياسي ، خوانده ميشود . درين مورد بعدا بيشتر صحبت ميكنيم .

اما تصنيف خواني استاد شجريان :
نميدانم شما چقدر با اين حرف من موافقيد . اما به نظر من استاد شجريان بهترين تصنيف خوان وسيقي ماست . "صبح است ساقيا" را در نظر بگيريد . اينقدر دقيق و زيبا خوانده شده كه تا سالها كسي شك کند كه "دستان"از برترين آلبوم هاي موسيقي ايرانيست . يا مثلا تصنيف "جان عشاق". وقتي از دكتر درويشي پرسيدم : استاد بهترين اثر موسيقي ايراني چيه ؟ . استاد گفتند : كار خوب زياد داريم . گفتم : استاد ، بهترين كار جان عشاق نيست ؟ . استاد هم با يه خنده مليح  ، به من فهماند كه جان عشاق چه عظمتي داره .البته ، تعداد اين تصانيف بزرگ در موسيقي ما زياد نيستند . چون عوامل زيادي براي  ساخت يك تصنيف خوب ، بايد جور بشه .  بحث بيشتر درين رابطه را هم به بعد موكول ميكنيم .
در اينجا ، سه تصنيف از استاد شجريان آورده ام . در انتخابم دقت كردم كه  تصانيفي نباشند كه حتما شنيده باشيد ( منظورم تصانيف مشهوره كه توي بازار راحت گير ميان)

 تصنيف دل در عشقت بسته ام (شجريان و اركستر)
فرم موسيقي و شعر در اين تصنيف ، با آنچه تا حالا از شجريان شنيده ايم ، خيلي فرق دارد . خوانندگاني مانند ايرج و عهديه و .. و هم اكنون عليرضا افتخاري  ، مشابه اين اثر زياد دارند .
اما باز هم اجراهاي شجريان چيز ديگريست . استاد مثل هميشه ژوست و دلنيشن ميخواند .

تصنيف عيشم مدامست (با همراهي تاراستاد فرهنگ شريف و تنبك شادروان جهانگير ملك)
اين تصنيف حالت نيمه بداهه اي دارد و در يك محفل خصوصي خوانده شده . من لحن استاد را در اينجا خيلي دوست دارم . ادا كردن واژه ها به شيرين ترين شكل ممكن . خودتان قضاوت كنيد . لحن زيبا ، يكي از ويژگيهاي ممتاز صداي شجريان است .

تصنیف الا یا ایها الساقی ( ساخته پرویز مشکاتیان به همراه گروه عارف)
اين تصنيف كه از مجموعه كنسرت هاي استاد شجريان و گروه عارف است ، گستره ي صدايي زيادي ميخواهد .  اجراي منظم و دقيق گروه  قابل ستايش است . تصنيف اينقدر زيباست كه به هيچ تعريفي نياز ندارد . 

توجه كنيد كه براي دانلود ، از نرم افزارهاي دانلود نمي توان استفاده كرد . روي لينك كليك كنيد و در صفحه اي كه باز مي شود ، عبارت DownLoad را از پايين صفحه انتخاب كنيد .


و اما ، دوستاني كه آلبوم هاي استاد شجريان را شنيده اند و پيگير آثار اين استاد بزرگ هستند ، مي دانند كه در آلبوم " سرو چمان " ( يكي از آلبوم هاي سه گانه كنسرت هاي اروپا و آمريكا ) ، استاد يكي از تصنيف هاي ساخته خودشان را مي خوانند . اين تصنيف كه به حق يكي از زيباترين آثار موسيقي ايراني است ، با شعري از جواد آذر و آهنگي از استاد محمدرضا شجريان و در دستگاه ماهور خوانده مي شود . " بي همزبان " عنوان اين تصنيف دل انگيز است كه به شخصه ، لحظات درخشان و دوست داشتني اي را با آن گذرانده ام .
خلوت كردن با غصه ،  و شنيدن اين تصنيف با شكوه ، تسكين ملايمي است براي زخم هاي دل . اين تصنيف را استاد در دو تمپو (‌سرعت ) متفاوت اجرا مي كنند . قسمت اول تصنيف با سرعتي پايين تر و قسمت دوم با سرعتي بالاتر اجرا مي شود . ضمن آنكه در قسمت اول ، حضور سازها كمرنگ تر است و آواي استاد شجريان فضاي حسي عجيبي را مي سازد .

وبلاگ دل آواز خرسند است كه نت اين تصنيف را براي هنرجويان آواز و نيز نوازندگان تار و سه تار در دسترس قرار مي دهد . البته نتي كه قرار داده شده است در " ماهور فا " نوشته شده است و بيشتر براي خواندن مناسب است . اما براي نوازندگان تار و سه تار نيز دل انگيز است . بديهي است نوازندگان ساير سازها با ايجاد تغييرات لازم و بردن نت به مايه مناسب ، مي توانند آن را اجرا كنند .

نت تصنيف بي همزبان - صفحه اول   نت تصنيف بي همزبان - صفحه دوم  نت تصنيف بي همزيان - صفحه سوم

خود تصنيف را نيز با كليك بر [ اينجا ] مي توانيد دريافت كنيد . ( راست كليك و انتخاب Save Target as پيشنهاد مي شود )  شايان ذكر است كه نت اين تصنيف را من اولين بار از سايت آوازهاي روزانه دريافت كردم .

منبع:     وبلاگ دل آواز       امیرسپهر نوربخش

+ نوشته شده در  جمعه 1385/06/31ساعت 14:33  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]
آمار بازديدکنندگان




استاد شجريان در ويکي پديا

فارسي
English
Polski

Baznegar


جهت اضافه کردن لينک خود ابتدا بايد لينک اين وبلاگ را تحت عنوان "وبلاگ استاد شجريان" در وبلاگ خود قرار دهيد
نظرخواهي

درحال حاظر هيچ نظر سنجي وجود ندارد

خبرنامه





Powered by WebGozar


آواها از وبلاگ ملکوت

فقط مي توانيد بشنويد.امکان دانلود نيست

  براي شنيدن فايل‌هاي فوق به فلش پلي‌ير نياز داريد. اگر اين نرم‌افزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد

معرفي اشعار و آثار


همکاران اين بخش

جستجو

Google




در كل اينترنت
در وبلاگ استاد شجريان

زندگینامه

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است. تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم. از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم. به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من. چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم. همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم. سال 1345 خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا. جوابی که بعد از یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد. سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانده بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید. با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی . 1319 تولد اول مهر ماه در مشهد 1324 اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت 1326 ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد. 1327 اموختن تلاوت قران در نزد پدر 1328 شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی. 1329 اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی. 1331 تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو. 1332 قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا. 1334 شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد. 1336 ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد). 1338 اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری. 1339 دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور. 1340 اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان. 1341 جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است. 1342 انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت. 1344 تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد. 1345 انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور. 1346 تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان. 1347 انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی. 1348 تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی. 1349 اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان). ...ادامه...
کافي شاپ


add

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

Search Engine Optimization