تبليغاتX
استاد شجریان - هوشنگ كامكار در نخستين برنامه نقد نغمه:اعتقادي به برتري نقش خواننده ندارم
 
شجریان‌کنسرت‌دات‌کام | کلیک کنید

هوشنگ كامكار آهنگساز و سرپرست گروه كامكارها در نخستين نشست نقد نغمه كه 11 آذرماه در فرهنگسراي شفق برگزار شد، به تشريح ديدگاههاي خود درباره موسيقي ايراني ، آهنگسازي ونيز انتقادات وارده بر كنسرت اخير كامكارها پرداخت وگفت كه در يك گروه موسيقي  براي خواننده همان نقشي را قايل است كه براي نوازندگان و هيج كدام بر ديگري برتري ندارند.

هوشنگ ساماني ج ب ۱

به گزارش روابط عمومي برنامه نقد نغمه در اين نشست كه با حضور چهره هايي چون مهدي آذر سينا ، كيوان ساكت، جواد بطحايي، حسين پيرنيا، سيد عليرضا مير علينقي و جمعي ديگر از كارشناسان و دوستداران موسيقي برگزار شد مهران مهرنيا آهنگساز و ازشاگردان نامي محمد رضالطفي  كه به عنوان منتقد دركنار كامكار قرار گرفته بود درباره اجراي اخير گروه كامكار ها گفت : : اجراي اخير تقريباً از هر لحاظ بي نقص بود، چرا كه افراد گروه از توانايي انفرادي بسيار بالايي برخوردار بودند. اردوان در اين كنسرت نقش ويژه اي داشت. او وظيفه وصل ملودي ها را بر عهده گرفته بود. تنظيم ها خيلي جديد بودند به طوري كه مي توان گفت در ايران سابقه نداشتند. جنس تنظيم ها بيشتر از نوع آوازي بود. در ساير گروه هاي ايراني ما شاهد تنظيم هاي چند صدايي هستيم كه معمولاً اين كار بين سازها صورت مي گيرد. تقابل صداي زن و مرد در تنظيم هاي آوازي كامكارها خيلي جالب و برجسته بود. كانن آوازي – نوعي چند صدايي- در اين كنسرت زياد بود و من در ديگر كنسرت ها نشنيده بودم. تنظيم هاي ارسلان كامكار هم مايه اميدواري بود. او علاوه بر اين به خوبي از عهده هدايت صحنه اي گروه برآمد و نشان داد كه موسيقي ايراني به يك تكنيسين و نيز مدير فني موسيقي دراستانداردهاي بالا دست يافته است .
وي گفت كه اجرا گروه كامكارها در كل  اجرايي موفق بود ولي بايد اذعان كرد كه صداي  اركستر گروه كامكارها مقداري زير است كه با افزايش باس ها مي توان آن را برطرف كرد.

هوشنگ ساماني ج ب ۲

بعد از صحبت هاي منتقد، هوشنگ كامكار ابتدا از بي توجهي رسانه هاي ايران به موسيقي گله كرد و گفت من هفت سال پيش از كار راز نوي آقاي عليزاده موسيقي چند صدايي اوازي را در يكي از كارهايم اجرا كردم اما متاسفانه بسياري گمان مي كنند كه مبدع اين كار شخص ديگري است  اين درحالي است كه هر كسي كه آشنايي با موسيقي داشته باشد مي داند كه تمامي اين تجربه ها كه به عنوان نوآوري برخي مدعي آنند پيش از اين صورت در موسيقي غرب صورت گرفته است و نو آوري نيست .
وي ضمن انتقاد از روزنامه ها كه  افراد با دانشي را براي پوشش خبري موسيقي به كار نمي گيرند تا از اين طريق خدمت شايسته اي به موسيقي بكنند ضمن تاييد برخي نكته هاي مورد اشاره مهرنيا( منتقد برنامه) ادامه داد: اكثر كارهاي ما چندصدايي است. خود من از ديگر گروه هاي ايراني كاري به اين شكل نشنيده ام. اينكه افراد گروه علاوه بر نوازندگي، آوازي متفاوت از ملودي سازها را بخوانند.
كامكار در پاسخ به اينكه چرا نام گروه بر اساس نام خانوادگي آنها شكل گرفته است  آ اعضاي گروه آيا در ساير گروه ها هم به همين قدرت ظاهر مي شوند يا نه، گفت: پدر من براي موسيقي ايران خيلي زحمت كشيد و ما با انتخاب نام گروه عملاً نام او را زنده نگه داشتيم. با اين وجود من حساسيتي روي اسم ندارم. به هر حال ما در كردستان بزرگ شديم و طبيعي است كه اينگونه باشد. اما اينكه يك نوازنده در كدام گروه بهتر مي نوازد، به نظر من پرسش درستي نيست. اگر نوازنده حرفه اي باشد چه در گروه كامكارها بنوازد و چه در ساير گروه ها، مي تواند خود را نشان دهد و كامكارها نشان داده اند كه درديگر گروهها هم خوب و جدي مي نوازند.
پخش قطعه "سرود زمين" با شعري از لنگستون هيوز" و آهنگسازي هوشنگ كامكار،‌ تا بحث به شكل ويژه بر اين قطعه وكنسرت اخير متمركز شود.
بر همين بنيان مهرنيا گفت : از نكات مثبت اجراي كامكارها مي توان به تميز بودن اجرا و كوك بودن دقيق سازهاي  گروه  آن اشاره كرد كه از  تمرينات جدي و مستمر گروه حكايت مي كند.
در ادامه وي از كامكار پرسيد آيا به مرزبندي در موسيقي اعتقاد داريد؟ و اگر اينطور است،‌ نوع موسيقي شما چه نام دارد؟ و هدف نهايي شما چيست؟ يعني مي خواهيد چه نوع گروهي باشيد؟
كامكار گفت: هر كاري بايد در درجه اول مردمي باشد. يعني مردم آن را گوش بدهند و لذت ببرند. از اين نظر اين موسيقي مردمي است. از طرفي لازم است علاوه بر توجه به ويژگي هاي موسيقي ايراني، از تمام تكنيك هاي رايج در جهان استفاده كرد. با اين توضيح موسيقي گروه ما مشخصاً سنتي نيست و فكر مي كنم بتوان گفت نوعي از موسيقي ملي ايران است.  هدف ما در نهايت رسيدن به نوعي از موسيقي است كه نغمات ايراني محور اصلي آن باشد و از تكنيك هاي تجربه شده ساير ملل هم صرفاً به منظور زيباتر ساختن موسيقي خودمان استفاده كنيم.
در ادامه مهرنيا از يكنواختي ريتم و تمپو در بخش كردي كنسرت پرسيد و اينكه آيا اين موضوع  خستگي شنوندگان را سبب نشده است ؟  كه كامكار در پاسخ گفت: شايد اين يكنواختي كه شما مطرح مي كنيد به خاطر آن بوده  كه همه قطعات بخش كردي در دستگاه شور بود يا شايد هم شنوندگان انتظار اجراي قطعات مهيج داشتند.
سيد ابوالحسن مختاباد، مجري و يكي از طراحان  برنامه نقد نغمه  خطاب به كامكار گفت شما در اين كنسرت وجه عامه پسندي را خيلي مد نظر قرار نداده بوديد و به نظر مي رسيد كه مي خواستيد كارهاي پيچيده تري در آهنگسازي را ارائه كنيدكه   كامكار پاسخ داد: مهم نيست. همين كه ده درصد افراد از كار خوششان بيايد براي ما كافي است. گوش ما بايد به شنيدن موسيقي هاي پيچيده تر عادت كند. به نظر من اگر از ده هزار مخاطب اين كنسرت،‌ دو هزار نفر كار را پسنديده باشند، كار ما خوب است. در ضمن به جز يك قطعه كردي كه ساخته اردوان بود، ساير قطعات اجرا شده همگي از نغمه هاي اصيل كردي بودند و براي كردها جذابيت خود را دارد. از طرفي ما نمي توانيم خيلي دنباله رو مردم باشيم. براي خودمان تفكري داريم و به آن نيز بايد بپردازيم.

هوشنگ ساماني ج ب ۳۳

مهر نيا منتقد نخستين برنامه نقد موسيقي، پيچيدگي تنظيم ها و سادگي ملودي ها را مورد پرسش قرار داد كه چرا تنظيم بر ملودي مي چربيد؟  كه كامكار ضمن رد اين مسئله  در پاسخ به پرسش ديگر كه چرا بيژن كامكار در اين كنسرت دف ننواخت گفت:  اولاً ما بايد به جوان ها ميدان بدهيم تا خود را پيدا كنند و ثانياً بيژن نقش مهمي در گروه داشت. اگر قرار بود او دف بزند پس چه كسي رباب مي نواخت؟ در گروه ما هر كسي يك نقش ويژه اي دارد.
مهدي آذر سينا كه در ميان حاضران بود،‌از كامكار پرسيد اينكه روي شعر لنگستون هيوز آهنگ گذاشتيد، بر اساس چه تفكري بود؟ كامكار گفت: من به اين شعر علاقه داشتم. به ويژه آنكه زنده ياد احمد شاملو ترجمه خوبي از آن ارائه داده بود. براي اين كار،  در درجه اول روي ريتم هاي سياه پوستان متمركز شدم تا بتوانم به نوعي تلفيق دست يابم. از طرفي در نظر داشتم كه  خيلي به سمت موسيقي سنتي نروم. شعر ايجاب مي كرد كه موسيقي يك مقدار حال و هواي غير ايراني پيدا بكند. البته مي پذيرم كه مي شد جور ديگري روي اين شعر زيبا آهنگ گذاشت.

هوشنگ كامكار ج ب ۵

بي نمكي صداي خواننده بخش كردي يعني عدنان كريم، علي رغم بي نقص خواندن وي مورد پرسش  مهرنيا  قرار گرفت و پاسخ كامكار اين بود: عدنان يكي از مشهورترين و با شخصيت ترين خوانندگان كرد است. به همين دليل وي را انتخاب كرديم.  اما در كل ما خواننده نداريم و كار ما بر محور خواننده نمي چرخد. حتي بيژن و ارسلان كه گاهي در گروه مي خوانند،‌خواننده نيستند. اگر هم كسي در گروه ما بخواند، خوانندگي وي را همطراز يك نوازنده ارزيابي مي كنيم نه بيشتر.
منتقد برنامه بحث شعر نو را مطرح كرد و گفت تلفيق شعر نو با موسيقي ايراني،‌ يك تجربه شكست خورده اي است. چرا اين تجربه را تكرار كرديد؟ و كامكار بي آنكه نظر منتقد را رد كند، گفت: چند قرن شاعران ما تجربه كردند تا يك نيما از دل آن بيرون آمد. شايد ما به قول شما شكست خورده باشيم ولي اگر كار نكنيم هيچ اتفاقي نمي افتد. بايد تجربه كنيم تا راهي باز شود. قبول دارم كه هنوز راه درست اين امر پيدا نشده است. يعني اصولاً در موسيقي ما هنوز نيمايي نتوانسته ظهور كند. كسي هم نمي تواند چنين ادعايي بكند. بدون كار كردن، نتيجه اي حاصل نخواهد شد. از طرفي اين تجربيات اندك مي تواند دستمايه جوانان باشد تا در آينده شايد آنها بتوانند راهي پيدا كنند.
مهرنيا از تكنيكي شدن كار كامكارها و دورشدن ايشان از سلايق عامه شنوندگان، اظهار نگراني كرد كه ممكن است به تدريج مخاطبان كامكارها كم بشوند. اما كامكاركه نگران اين موضوع نبود، گفت: ما اگر بتوانيم سي تا چهل درصد شنوندگان  را راضي نگه داريم، خوب است. به هر دو وجه كار فكر مي كنيم. هم كار عامه پسند باشد و هم حرفي براي گفتن در آن پيدا شود.
يكي از شنوندگان مجلس با رد شكست خورده بودن تلفيق شعر نو با موسيقي ايراني، وارد بحث شد و براي نمونه از كار مشترك محمدرضا شجريان و پرويز مشكاتيان در "قاصدك" ياد كرد. وي همچنين در بي عيب و نقص بودن اجراي اخير كامكارها اظهار ترديد كرد و از نبود تكنوازي در كل اجرا به عنوان يك نقص نام برد. به اعتقاد اين شنونده، حجم صداي گروه در طول اجرا يكنواخت بود و ديناميك ها در آن رعايت نمي شد. در نتيجه خستگي گوش شنونده ها را به دنبال داشت. كامكار انتقاد نبود تكنوازي را پذيرفت و اظهار كرد براي تنظيم آن،‌ وقت كافي نداشتند.

هوشنگ ساماني ج ب ۴

عدم استفاده از خوانندگان مطرح در گروه كامكارها يكي از پرسش هاي بحث برانگيز اين نشست بود. به اعتقاد كامكار، خوانندگان مطرح مشكلات زيادي دارند. وي ادامه داد: به همين دليل ما نمي خواهيم خود را درگير اين مشكلات كنيم. از نظر ما خواننده هيچ برتري نسبت به نوازنده ندارد و اين براي غالب خوانندگان قابل قبول نيست.
اين اظهار نظر كامكار با واكنش حسين عليشاپور – خواننده آواز ايراني و روزنامه نگار- مواجه شد. كامكار در جواب وي گفت: من براي اين ديدگاه دليل دارم. حنجره خوش صدا يك موهبت خدايي است و در نتيجه خواننده با اندكي تمرين مي تواند آواز بخواند. اما پنجه نوازندگي با زحمت به دست مي‌آيد. زحمتي كه يك نوازنده براي حرفه اي شدن مي كشد به مراتب از يك خواننده بيشتر است. من با نوازنده اي چون محمدرضا لطفي هشت سال زندگي كردم و شاهد بودم كه چقدر زحمت مي كشيد. اصلاً قابل قياس با ميزان تلاش خواننده ها نيست. برخي از خواننده هايي كه الان محبوب ميليون ها ايراني هستند، دو شبه به وجود آمده اند.
پيش از شروع برنامه سخنان عباس سجادي مدير بخش موسيقي سازمان فرهنگي و هنري شهرداري تهران از سوي يكي از دست اندركاران خوانده شد . وي در اين سخنان ضمن اشاره به انواع نقد  ابراز اميد واري كرد كه حركت نقد موسيقي در سازمان فرهنگي و هنري شهرداري تهران، با پيش زمينه خوبي كه پيدا كرده تداوم منطقي داشته باشد و بتواند فضايي را براي معرفي اثار خوب موسيقي در انواع مختلف فراهم كند .
پيش از سخنان سجادي سيد ابوالحسن مختاباد، منتقد و روزنامه نگار با نقل قولي از هابرماس فيلسوف آلماني، اهميت نقد در حوزه عمومي را يادآور شد. وي گفت به اعتقاد هابرماس وقتي نقدها از حوزه هاي خصوصي به حوزه هاي عمومي و رسانه اي راه مي يابند، زمينه هاي رشد فرهنگي در جامعه ايجاد مي شود و اين برنامه هم با چنين پيش زمينه نظري و به همت گروهي از روزنامه نگاران و منتقدان موسيقي مي خواهد آغاز گر مسيري باشدكه با همدلي وهمراهي به رشد آگاهيهاي شهروندان از انواع موسيقي بينجامد ودانش آنها را در انتخاب موسيقي ارتقاء دهد.
نشست دوم  نقد نغمه قرار است  ساعت 17 دوم دي ماه آينده با حضور فريدون شهبازيان به عنوان آهنگساز آلبوم گريز و نادر گلچين به عنوان خواننده ونيز سيد عليرضا مير علينقي به عنوان منتقد درهمين محل برگزار شود.
منبع : سايت هنر و موسيقي
+ نوشته شده در  جمعه 1385/09/24ساعت 19:15  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]
آمار بازديدکنندگان




استاد شجريان در ويکي پديا

فارسي
English
Polski

Baznegar


جهت اضافه کردن لينک خود ابتدا بايد لينک اين وبلاگ را تحت عنوان "وبلاگ استاد شجريان" در وبلاگ خود قرار دهيد
نظرخواهي

درحال حاظر هيچ نظر سنجي وجود ندارد

خبرنامه





Powered by WebGozar


آواها از وبلاگ ملکوت

فقط مي توانيد بشنويد.امکان دانلود نيست

  براي شنيدن فايل‌هاي فوق به فلش پلي‌ير نياز داريد. اگر اين نرم‌افزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد

معرفي اشعار و آثار


همکاران اين بخش

جستجو

Google




در كل اينترنت
در وبلاگ استاد شجريان

زندگینامه

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است. تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم. از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم. به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من. چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم. همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم. سال 1345 خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا. جوابی که بعد از یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد. سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانده بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید. با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی . 1319 تولد اول مهر ماه در مشهد 1324 اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت 1326 ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد. 1327 اموختن تلاوت قران در نزد پدر 1328 شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی. 1329 اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی. 1331 تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو. 1332 قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا. 1334 شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد. 1336 ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد). 1338 اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری. 1339 دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور. 1340 اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان. 1341 جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است. 1342 انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت. 1344 تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد. 1345 انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور. 1346 تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان. 1347 انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی. 1348 تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی. 1349 اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان). ...ادامه...
کافي شاپ


add

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

Search Engine Optimization