تبليغاتX
استاد شجریان - گفت و گوي تهران امروز با صاحبنظران موسيقي:كارگاه آواز شجريان؛بيم ها و اميدها
 
شجریان‌کنسرت‌دات‌کام | کلیک کنید

بي‌شك آواز ايراني يكي از اصلي‌ترين مولفه‌هاي موسيقي ايراني است و به نوعي مي‌تواند در جايگاه نماد موسيقي ايراني از آن دفاع كند. از طرفي بايد به سيطره بلامنازع ادبيات در فرهنگ ـ به خصوص موسيقايي ـ اشاره كرد كه سبب شده عمده مخاطبان موسيقي در ايران، كلام و آواز را ركن اصلي موسيقي تلقي كنند. طبيعي است كه در اين شرايط آموزش آواز به يك ضرورت فرهنگي تبديل مي‌شود و برگزاري كارگاه‌هاي پيشرفته آموزشي اقدامي درخور. برگزاري كارگاه آواز از سوي استاد محمدرضا شجريان در شرايطي كه جريان‌هاي مختلف موسيقايي و ژانرهاي متفاوت در حال رشد هستند، بي‌شك، كاري پسنديده و اتفاقي در راستاي حفظ هويت و ثبات فرهنگي است اما با وجود اينكه امروزه موسيقي آوازي ايران به دليل حضور استاد محمدرضا شجريان ـ به نوعي‌ـ مورد توجه‌ترين و قابل‌اعتناترين بخش موسيقي ايراني را به خود اختصاص داده است، آواز او محمل تجمع و تمركز همه نگاه‌ها و نوشته‌ها و از طرفي آسيب‌پذيرترين و در عين حال قابل انتقادترين بخش اين رشته است. برگزاري كارگاه آموزش آواز استاد شجريان نيز علاوه بر اينكه به عنوان نخستين گام، اقدامي موثر تلقي مي‌شود اما به نوبه خود در معرض بررسي است.
شيوه شجريان به تنهايي پاسخ گو نيست
داريوش طلايي كه يكي از رديف‌دان‌هاي برجسته موسيقي ايراني است درباره اين كارگاه و برگزاري آن گفت: برگزاري كارگاه‌هاي آموزشي به ويژه پرورش استعدادهاي نهفته علاقه‌مندان به آواز در موسيقي حركتي نيكو و پسنديده است اما گمان مي‌كنم سبك و شيوه شجريان به‌تنهايي پاسخگوي نيازهاي موسيقي آوازي ما نيست.اين رديف‌دان و استاد دانشگاه همچنين خاطرنشان كرد: نكته و پرسشي كه باقي مي‌ماند اين است كه به دليل گستردگي در حوزه آواز آيا مجال براي آموزش آواز در حوزه‌هاي ديگر آوازي باقي مي‌ماند؟اين نوازنده تار در ادامه گفت: تشكيل كلاس‌هاي آموزش آواز از سوي آقاي شجريان بسيار خوب است، چرا كه ايشان در اين زمينه استاد و صاحب سبكند و طبيعتا كشف استعدادهاي آوازي در كلاس‌هاي آموزشي از اين دست ضروري است. داريوش طلايي با تاكيد بر ايجاد چنين كارگا‌هايي ابراز كرد: آواز در موسيقي ايران مقوله‌اي گسترده و دانه‌دار است در نتيجه برگزاري كلاس‌هاي آموزشي از اين دست تنها بخشي از نياز علاقه‌مندان را مرتفع خواهد كرد.فرهنگستان هنر به عنوان يكي از متوليان امور هنري ـ از جمله موسيقي ـ در طول فعاليتش نشان داده كه موسيقي در اين بخش نيز با بي‌مهري و كم‌توجهي‌هايي روبه‌رو بوده است و در اين زمينه نيز اندك مشكلاتي وجود دارد.
به نحوه تشكيل اين كارگاه معترضم
استاد عبدالمجيد كياني، نوازنده سنتور و مدير گروه موسيقي فرهنگستان هنر در اين رابطه اظهار داشت: تشكيل كلاس آموزش آواز با نظارت و محوريت استاد شجريان بسيار خوب است و قطعا برگزاري كلاس‌هاي آموزشي براي اعتلاي فرهنگ موسيقي ايران مفيد است، اما نسبت به نحوه تشكيل اين كلاس از سوي معاونت هنري فرهنگستان هنر معترض هستم. اين نوازنده سنتور و رديف‌دان پرسابقه در ادامه به داورها در تشكيل كلاس آواز اشاره كرد و گفت: فرهنگستان هنر بدون مشورت با گروه موسيقي اقدام به برگزاري اين كارگاه كرده است و عنوان داور براي اين كار درست نيست. داوري مربوط به جشنواره‌هاي رقابتي است و عنوان داور در اين مقوله غير رقابتي درست نيست. محمدرضا شجريان با وجود اينكه كمتر به عنوان يك معلم و رديف‌دان مطرح بوده است اما با هر اجرا و ارائه هر كاست، كلاس داير نموده است كه خروجي‌هاي بسياري از آن حاصل شده است.
آقاي شجريان رديف منتشر كنند
عبدالحسين مختاباد كه آواز و آموزش آن را يك عمليات فردي مي‌داند، گفت: كلاس آواز كارگاه سخنراني نيست و طبيعتا آقاي شجريان وقت نمي‌كنند به اين همه شاگرد رسيدگي كنند. وي در ادامه افزود: فكر مي‌كنم وقت آن رسيده كه آقاي شجريان دست به انتشار رديف آواز بزند. رديفي منقح و اصولي كه ما در آواز كمبود آن را احساس مي‌كنيم. مختاباد به اقدامات آينده‌نگر از سوي شجريان اشاره كرد و اظهار داشت: اين كار يك اتفاق موقت است و حكم يك تب‌بر را دارد. به هر حال يك بيماري با مسكن از بين نمي‌رود. اين خواننده در پايان خاطرنشان كرد: تعداد آواز‌خوان‌هاي واقعي از تعداد انگشتان يك دست كمتر است. در كشور ما بهتر است اقداماتي از اين قبيل با يك آينده‌نگري صورت پذيرد. داوراني كه با قضاوتشان اجازه ورود شركت‌كنندگان به اين كارگاه را مي‌دهند عبارتند از علي جهاندار، محسن كرامتي، مظفر شفيعي و حميد نوربخش كه يكي از نقاط قابل بحث در اين باره هستند. به هر حال هر 4 نفر از شاگردان استاد شجريان هستند و بهتر بود با افزوده شدن افرادي ديگر وسعت انتخاب‌ها بيشتر مي‌شد.
در اين كارگاه روي تكنيك و صداي افراد كار مي شود
حميدرضا نوربخش كه خود يكي از اعضاي هيات داوران است در اين خصوص گفت: آموزش كارگاهي آواز در وهله اول يك جريان است كه مي‌تواند با حضور اساتيد واجد صلاحيت به يك حركت مستمر تبديل شود. از طرفي ديگر كارهاي اينچنيني مي‌تواند دسترسي جوانان را به استاد ميسر كند. وي در خصوص مولفه‌هاي انتخاب افراد نهايي گفت: در اين كارگاه بيشتر نگاه ما به مسائل تكنيكي و صداي افراد است، نه به آموزش يك مكتب آوازي خاص. چيزهايي كه در اين كارگاه به آنها پرداخته خواهد شد، رفتارهاي عمومي آواز است. از جمله صداسازي.مديرعامل خانه موسيقي در ادامه افزود: ما در آزمون‌مان فقط از نقطه‌نظر صدا افراد را گزينش مي‌كنيم. به هر حال صدا يك امر ذاتي و خدادادي است و با آموزش و تمرين نمي‌توان به آن رسيد. نوربخش در پايان صحبت‌هايش از برنامه‌ريزي‌هاي بلندمدت خانه موسيقي براي برگزاري كارگاه‌هاي آموزش ساز و آواز پيشرفته خبر داد.
اگر چه داوران اين كارگاه از يكدستي و يكپارچگي برخوردارند اما وجود چند هنرمند از مكاتيب ديگر مي‌توانست هيات داوران را در انتخاب‌هايشان بيشتر ياري و حوزه تفاوت‌ها را افزايش دهد.
همه چيز به وقت استاد بستگي دارد
علي جهاندار كه در حال حاضر يكي از مدرسين برجسته آواز ايراني است در پاسخ به اين پرسش كه ضرورت برگزاري اين كارگاه چيست؟ گفت: خيلي بديهي است كه آموزش استاد شجريان براي هر هنرجويي غنيمت است و جريان‌ساز. اما همه چيز به وقت استاد بستگي دارد. وي در خصوص وضعيت فعلي و موج تقليدي كه از شجريان مي‌شود، اظهار داشت: من معتقدم هر كس راه خودش را مي‌رود. به قول بنان نگوييد تقليد، بگوييد تشويق. هر كس به طور ذاتي از صدايي خاص برخوردار است كه بعد از استقلال اين صدا نمايان خواهد شد. جهاندار با اشاره به اينكه اين كارگاه اميدواري و هدفمندي به بار مي‌آورد، درباره اعضاي هيات داوران گفت: طبيعتا اگر تعداد افراد هيات داوران بيشتر بود از تمام لحاظ نتايج بهتر به بار مي‌آمد اما پوشيده نماند كه دشواري اين انتخاب‌ها بسيار زياد است.
بايد به ريشه ها بپردازيم
عليرضا شاه‌محمدي كه در سال‌هاي اخير صدايي متفاوت از او شنيده‌ايم در اين خصوص گفت: من معتقدم اين حركت به تبعيت از شيوه‌هاي آموزشي استاد محمدرضا لطفي پايه‌ريزي شده است و در مجموع فكر مي‌كنم ضرورتي براي اين كار وجود ندارد.وي با اشاره به اينكه اين كارگاه نمي‌تواند چيز تازه‌اي داشته باشد، افزود: با توجه به اينكه موج شجريان‌زدگي در فضاي موسيقي آوازي رايج است، هيچ توجيهي براي اين كار وجود ندارد. اين خواننده جوان در ادامه پرداختن به منابع و سرچشمه‌هاي اصلي آواز ايراني را ضروري دانست و خاطرنشان كرد: ما با پرداختن به شيوه‌هاي قديمي مي‌توانيم دريچه‌هاي جديدي به روي آواز ايراني باز كنيم و به فرم‌هاي جديدي برسيم. من معتقدم بايد به كاوش ارزش‌هاي ناشناخته آواز بپردازيم و ريشه‌ها را جست‌وجو كنيم. وي در پايان گفت: با ارادت بي‌‌نهايت به استاد شجريان بايد بگويم كه ايشان بايد از آموزش كناره‌گيري ‌كنند. به هر حال شاگردان ايشان هستند و راه ايشان ادامه خواهد داشت. به نظر مي‌رسد اگر به مجموعه داوران كه برآمده از مكتب و متاثر از شيوه استاد شجريان هستند، چند مدرس ديگر اضافه مي‌شد، مي‌توانست اين مجموعه را كامل‌تر در پايان و فارغ از هرگونه نگاهي جانبدارانه مي‌توان به اين نكته رسيد كه آموزش آواز بي‌شك در اين شرايط بسيار ضروريست اما اينكه اين مهم چگونه آغاز شود و انجام آن چه پديده‌هايي به بار خواهد آورد، به يك بررسي كارشناسانه و خارج از اين گزارش نياز دارد. آنچه مسلم است اينكه ظهور هر پديده هنري احتياج به گستردگي و تنوع انواع آن دارد و اميد مي‌رود شرايط به سمتي برود كه علاوه بر اين كارگاه ـ كه از سوي فرهنگستان هنر حمايت مي‌شود ـ اساتيد ديگر نيز بتوانند با حمايت دولت و موسسه‌هاي فرهنگي كارگاه‌هايي را تشكيل دهند تا در اين مسير هنرجويان وارد فضايي شوند كه نتيجه‌اش چيزي جز گفتمان موسيقايي و ارتقاي سطح آواز ايراني نيست

منبع : تهران امروز
+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/25ساعت 7:12  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]
آمار بازديدکنندگان




استاد شجريان در ويکي پديا

فارسي
English
Polski

Baznegar


جهت اضافه کردن لينک خود ابتدا بايد لينک اين وبلاگ را تحت عنوان "وبلاگ استاد شجريان" در وبلاگ خود قرار دهيد
نظرخواهي

درحال حاظر هيچ نظر سنجي وجود ندارد

خبرنامه





Powered by WebGozar


آواها از وبلاگ ملکوت

فقط مي توانيد بشنويد.امکان دانلود نيست

  براي شنيدن فايل‌هاي فوق به فلش پلي‌ير نياز داريد. اگر اين نرم‌افزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد

معرفي اشعار و آثار


همکاران اين بخش

جستجو

Google




در كل اينترنت
در وبلاگ استاد شجريان

زندگینامه

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است. تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم. از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم. به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من. چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم. همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم. سال 1345 خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا. جوابی که بعد از یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد. سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانده بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید. با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی . 1319 تولد اول مهر ماه در مشهد 1324 اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت 1326 ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد. 1327 اموختن تلاوت قران در نزد پدر 1328 شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی. 1329 اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی. 1331 تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو. 1332 قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا. 1334 شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد. 1336 ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد). 1338 اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری. 1339 دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور. 1340 اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان. 1341 جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است. 1342 انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت. 1344 تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد. 1345 انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور. 1346 تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان. 1347 انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی. 1348 تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی. 1349 اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان). ...ادامه...
کافي شاپ


add

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

Search Engine Optimization