تبليغاتX
استاد شجریان - نورعلی خان برومند و جدال سنت و مدرنیته - فرج سركوهي - راديو فردا
 
شجریان‌کنسرت‌دات‌کام | کلیک کنید

نورعلی خان برومند در ۱۲۸۴ خورشيدی در تهران چشم به جهان گشود. در نوجوانی نواختن سه تار را نزد درويش خان فراگرفت که به آن روزگار برجسته ترين چهره سنت گرايی در موسيقی ايران بود.
جامعه هنری ايران در سی امين سالگرد درگذشت نورعلی خان برومند، ياد او را گرامی داشت.
شاگرد او محمد رضا شجريان، نقل می کند که ۲۹ دی ماه ۱۳۵۵ «همراه با استاد در کنسرت ارکستر سمفونيک تهران» حضور می يابند و ارکستر، غزلی از حافظ را همراه با موسيقی «غير سنتی» اجرا می کند.
برومند که «خيلی ناراحت شده بود، صورتش قرمز شده بود، ده رنگ عوض کرده بود» به شاگرد خود می گويد: «شعر حافظ را بايد با موسيقی حافظ خواند نه به صورت اپرا... کارشان به جايی کشيده است که حافظ را هم مسخره می کنند».
شجريان استاد خشمگين را به خانه می رساند. اما برومند همان شب به سکته قلبی چشم و گوش بر قيل و قال جهان می بندد. «آن روز حال استاد خيلی خوب بود. فکر می کنم اين شوکی که به او داده شد او را کشت».
برداشت محمد رضا شجريان می تواند مبالغه آميز باشد اما روايت او، به گويايی و به دقت، نه فقط شخصيت برومند که واکنش سنت را در برابر نوآوری ترسيم می کند.
نورعلی خان برومند در ۱۲۸۴ خورشيدی در تهران چشم به جهان گشود. در نوجوانی نواختن سه تار را نزد درويش خان فراگرفت که به آن روزگار برجسته ترين چهره سنت گرايی در موسيقی ايران بود.
پس از بازگشت از آلمان، ۱۲ سال در محضر رديف دانان سنت گرايی چون حبيب سماعی و اسماعيل قهرمانی رديف های سازی و آوازی را چنان فراگرفت که خود به يکی از انگشت شمار راويان معتبر رديف بدل شد و شاگردانی چون پريسا، محمد رضا شجريان، محمد رضا لطفی، حسين عليزاده و مجيد کيانی و.. را آموزش داد.
تضاد سنت و مدرنيته، که در صد و اندی سال گذشته بستر تحولات فرهنگی و سياسی جامعه ايرانی را شکل داده است، در عرصه موسيقی نيز در چالش موسيقی تک صدايی رديف و سازهای سنتی با موسيقی چند صدايی و سازهای اروپايی تجلی يافته است.
از روزگاری که ميرزاعلی اکبرخان فراهانی و پسران او حسينقلی و ميرزا عبدالله گوشه های موسيقی سنتی غير فولکوريک ايرانی را در قالب دستگاه های سازی و آوازی تدوين کردند، حفظ  چارچوب و بازنوازی و بازخوانی رديف، با اندک تنوعی در ترکيب و جا به جايی اين يا آن گوشه و قطعه، به مهم ترين کارکرد نوازندگان و خوانندگان سنتی بدل شد.
آشنايی با مدرنيته، تحولاتی که در مشروطه و پس از آن در عرصه تفکر، تخييل و عواطف رخ داد و گسترش مخاطبان موسيقی از محافل بسته درباری و خانقاهی به لايه های متنوع مخاطبان عام، نوآوری را در موسيقی نيز ناگزير کرد.
هنرمندانی چون شيدا و عارف کوشيدند تا با حفظ چارچوب های رديف سنتی در تصنيف های خود به نيازهای زمان و زمانه پاسخ دهند.
ارتش که برای رسته موزيک خود به سازهايی با صدادهندگی بيش تر از سازهای ايرانی و با قابليت اجرا در محيط های باز نياز داشت، کسانی را برای آموختن هارمونی، موسيقی چند صدايی و نواختن سازهای غربی به اروپا اعزام کرد.
سرانجام تحولی پديد آمد که برای بيان فکر و تخيل و عاطفه معاصر به موسيقی چند صدايی، سازهای اروپايی، آموزش علمی، موسيقی هارمونيک و اجرای عمومی برای مخاطبان نو گرايش داشت.
 به دوران پهلوی اول ۲ گرايش در موسيقی ايران پديد آمد.
گرايش اول، مکتب درويش خان، بر موسيقی تک صدايی رديف و شيوه های سنتی اجرا و آموزش پای می فشرد. از منظر اين گرايش موسيقی رديف يکی از مهم ترين مولفه های هويت سنتی و فرم ها و قالب های آن با فرهنگ ايرانی و عرفان اسلامی همخوان بود.
نورعلی خان برومند شاخص ترين چهره گرايش اول در نسل بعد از درويش خان بود.
گرايش دوم، مکتب وزيری، بر آن بود تا موسيقی رديف و سازهای سنتی را با موسيقی چند صدايی، سازهای اروپايی و قواعد هارمونی هماهنگ کند. بر بستر اين گرايش کسانی چون امير حسين دهلوی، صبا و خالقی پا گرفتند.
در دهه های چهل و پنجاه موج سنت گرايی در فرهنگ، چون واکنش منفی در برابر آنچه «مدرنيزاسيون استبدادی و شتاب زده پهلوی دوم» خوانده شده، چندان بالا گرفت که دفتر شهبانوی ايران نيز به يکی از مراکز مهم حمايت از فرهنگ سنتی و احياء و حفظ هويت بدل شد.
تاسيس مرکز حفظ و اشاعه موسيقی سنتی، احيای مکتب های سنتی سقاخانه و قهوه خانه در نقاشی، احيای تعزيه، نقالی و روحوضی در هنرهای نمايشی و حفظ بافت سنتی تهران از برنامه های سنت گرايانه شهبانوی سابق ايران بود.
هم بدين روزگار نورعلی خان برومند به درخشان ترين چهره و مهم ترين استاد مرکز حفظ و اشاعه موسيقی سنتی بدل شد.
نور علی خان برومند زنده نماند تا اوج گيری محبوبيت موسيقی سنتی به دوران انقلاب، حمايت گسترده دولت جمهوری اسلامی از موسيقی رديف و سازهای سنتی و افول موسيقی سنتی را در سال های اخير شاهد باشد اما برخی از بهترين شاگردان او در سه دهه اخير با خلق آثار با ارزش از آموزه های او فراتر رفتند
منبع : راديو فردا

+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/06ساعت 17:43  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]
آمار بازديدکنندگان




استاد شجريان در ويکي پديا

فارسي
English
Polski

Baznegar


جهت اضافه کردن لينک خود ابتدا بايد لينک اين وبلاگ را تحت عنوان "وبلاگ استاد شجريان" در وبلاگ خود قرار دهيد
نظرخواهي

درحال حاظر هيچ نظر سنجي وجود ندارد

خبرنامه





Powered by WebGozar


آواها از وبلاگ ملکوت

فقط مي توانيد بشنويد.امکان دانلود نيست

  براي شنيدن فايل‌هاي فوق به فلش پلي‌ير نياز داريد. اگر اين نرم‌افزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد

معرفي اشعار و آثار


همکاران اين بخش

جستجو

Google




در كل اينترنت
در وبلاگ استاد شجريان

زندگینامه

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است. تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم. از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم. به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من. چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم. همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم. سال 1345 خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا. جوابی که بعد از یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد. سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانده بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید. با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی . 1319 تولد اول مهر ماه در مشهد 1324 اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت 1326 ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد. 1327 اموختن تلاوت قران در نزد پدر 1328 شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی. 1329 اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی. 1331 تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو. 1332 قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا. 1334 شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد. 1336 ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد). 1338 اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری. 1339 دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور. 1340 اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان. 1341 جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است. 1342 انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت. 1344 تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد. 1345 انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور. 1346 تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان. 1347 انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی. 1348 تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی. 1349 اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان). ...ادامه...
کافي شاپ


add

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

Search Engine Optimization