تبليغاتX
استاد شجریان - گزارش بی بی سی از دومین کارگاه آواز
 
شجریان‌کنسرت‌دات‌کام | کلیک کنید

این روزها مهم ترین اتفاق موسیقایی ایران را برگزاری کارگاه های تخصصی آواز سنتی ایران توسط محمد رضا شجریان به خود اختصاص داده است.
از میان دو هزار نفری که برای حضور در این کارگاه ثبت نام کرده بودند، حدود چهارصد نفر برای حصور در این کارگاه پذیرفته شده اند. سه جلسه از این کارگاه برای آقایان و یک جلسه برای خانم ها برگزار شده است. شجریان این کارگاه را با انگیزه محک زدن جوان ها و برطرف کردن مشکلات آنها در آواز برگزار کرده است.
به نظر می آید او تصمیم دارد از میان این جمعیت گروهی را که برای دوره عالی مناسب باشند انتخاب و باز هم کارگاه خود را به صورت تخصصی تر ادامه دهد.
جلسه اول به پرسش و پاسخ گذشت. یکی از غذاهای ممنوع و اینکه آیا سرخ کردنی برای صدا و حنجره بد است یا خیر می پرسید و دیگری از شیوه های تحریر و صدا سازی. خلاصه صحبت های شجریان نشان می داد که او معتقد است تلاش و تمرین از استعداد و توانایی صدا مهم تر است.
او معتقد است هر کس باید بتواند به درستی اندام های صوتی اش را پرورش دهد. وحتی خوردن آب یخ، بستنی و سرخ کردنی هم ایرادی ندارد تنها نباید آنها را در زمان نامناسب خورد و از صدایتان مراقبت کنید اگر آماده نیست اوج نخوانید و به آن صدمه نزنید.
او گفت: من اگر پارچ آبم پر از یخ نباشد نمی‌خورم اما وقت خوردن این آب یخ را خوب می‌شناسم. وقتی تمرین کرده‌ام یا صدایم به هر نحوی گرم است، یک لیوان آب یخ نمی خورم. تکنیک‌ها و شگرد هایی را می‌دانم که اگر یک شب صدایم گرفته یا خراب باشد می‌توانم بدون دادن تحریر و استفاده از تکنیک‌های دشوار یک کنسرت را اداره کنم.
خواننده هایی که جایی برای تمرین ندارند
از جلسه دوم، در هر جلسه تمرین، بیست نفر به صورت داوطلبانه آواز خواندند تا شجریان اشکال آواز آنها را بگوید. یک ضعف عمده و مشترک میان این خوانندگان جوان که از بیست ساله تا پنجاه و چند ساله را تشکیل می دادند به چشم می خورد و آن این بود که هیچ کدام صدایشان را رها نمی کردند و در اوج نمی خواندند.
شجریان معتقد بود که این ضعف بزرگی برای یک خواننده است. خواننده باید بتواند در اوج و درست بخواند و صدایش را ندزدد. آپارتمان نشینی و ملاحظه آسایش اطرافیان باعث می شود خواننده ها نتوانند به راحتی در خانه تمرین کنند و آواز بخوانند. آنها وقتی در اوج می خوانند هم صدایشان را مهار می کنند به همین خاطر به این اوج خوانی عادت می کنند و نمی توانند بالاتر بخوانند.
شجریان گفت وقتی جوان بوده حداقل هفته ای یک بار به کوه می رفته و آنجا به تمرین آواز می پرداخته است. او جوان ها را تشویق کرد تا به کوه یا طبعت بروند و آواز بخوانند. تمرین در فضای باز باعث می شود که صدایشان را بهتر رها کنند و نگران آزار کسی نباشند.
نکته دیگری که باز هم تعداد قابل توجهی از هنرجوها از آن غافل مانده بودند، پرورش درست و کامل صدا و همینطور هماهنگ کردن صدا و ساز بود. شجریان کسی را ناامید نکرد اما در هر بار که این نکته را تذکر می داد فرد را تشویق می کرد هر چه بیشتر و سریعتر روی صدایش کار کند و تا سنش از این بالاتر نرفته بتواند آن را درست کند. ر میان خوانندگانی که به اجرای آواز پرداختند تعداد کمی از آنا توانستند صدایشان را با ساز کوک کنند.
تقلید و تکرار از شجریان
تعداد انگشت شماری از خوانندگان جوان سبک و شیوه خوانندگان دیگری غیر از شجریان را در خوانندگی انتخاب کرده اند. البته این موضوع در خوانندگان خانم کمتر دیده می شود. چون آنها از الگوهای زن استفاده می کنند و کمتر به سیوه شجریان آواز می خوانند. از طرف دیگر خوانندگان زنی که هنوز سبک آنها استفاده می شود متنوع تر و بیشتر از آقایان است. زن ها از قمر، پریسا، هنگامه اخوان و همینطور برخی از آقایان تقلید می کنند اما آقایان اکثرا از شجریان. این موضوع نیز مشکل دیگری بود که تقریبا بیشتر خوانندگان مرد حاضر در کارگاه به آن دچار بودند.
در اولین جلسه کارگاه هم یکی از حاضران دراین باره به شجریان انتقاد کرد و گفت برگزاری این کارگاه باعث می شود که خوانندگان جوان بیشتر از گذشته از شجریان تقلید کنند. در حالی که امروزه شجریان زدگی در آواز سنتی ایران دیده می شود.
شجریان ضمن رد این موضوع گفت: این شما هستید که مرا انتخاب کرده اید نه من شما را در ضمن من به شیوه و سبک خوانندگی شما کاری ندارم تنها اشکالات عمده آوازی شما را گوشزد می کنم. اولین کاری که می‌خواهم بکنم این است که شما صدای من را تقلید نکنید. این خیلی بد است که همه مثل من بخوانند. هر کسی باید به یک شیوه بخواند. ولی شما به راهنمایی احتیاج دارید.
شجریان ‌زدگی کلمه خوبی نیست مثل «عقرب‌زدگی». اگر این طور بود مردم من را نمی‌پذیرفتند.
خانم ها بهتر از آقایان می خوانند
شواهد امر نشان می داد که شجریان از خوانندگان جوان و سطح آنها جندان راضی نیست. در سه جلسه برگزار شده، پدیده و یا نکته قابل توجهی که یکی را از دیگران متمایز کند، به چشم نخورد. اما در اولین جلسه کارگاه خانم ها، تعدادی از آنها نظر استاد را به خود جلب کردند. تا جایی که او اعتراف کرد که خانم ها بهتر از آقایان هستند و به نکته هایی که آنها توجه نداشتند، توجه دارند.
البته استاد دلیل این موضوع را از دقت و ظرافتی دانست که خانم ها در انجام کارها دارند.
استاد کسی را نمی رنجاند
در بیشتر موارد اگر قرار بود شجریان به نکات منفی و ضعفشاگردان اشاره کند، باید شخت گیرانه تر و حتی شاید جدی تر با شاگردان خود در این کارگاه برخورد می کرد اما او ترجیح داد هیچ کدام از شاگردان را نرجاند و تنها به برخی از نکته های اساسی اشکالات صدایشان و خواندنشان اشاره کند. بسیاری از خوانندگان و کارشناسانی که در این کارگاه حضور داشتند معتقد بودند که شجریان باید سخت گیری بیشتری کند و ملاحظه را کنار بگذارد و بی پرده به بعضی ها بگوید که چقدر بد می خوانند. شاید این طور برخورد برای اصلاح و برطرف کردن مشکل کارساز تر باشد.
آنهایی که استاد را بیشتر می شناختند گفتند که این از خلقیات شجریان است و ترجیح می دهد که کسی را نرنجاند.
خوانندگانی که امیدی به پیشرفتشان نیست
این کارگاه می تواند مجموعه کوچکی از آوازخوانان نسل آینده باشد. به نظر نمی رسد که در میان شرکت کنندگان این کارگاه و در این رده سنی پدیده و یا هنرجویی باقی مانده باشد که در آواز تبحر کافی داشته اما از چشم پنهان مانده باشد. باید بپذیریم که خوانندگان آینده آواز ایرانی از میان این افراد خواهند بود در حالی که بسیاری از آنها از ضعف های عمده رنج می برند و زمان زیادی هم ندازند که آن را برطرف کنند. بهترین زمان آموختن و شکل گیری آواز سن ۱۲ تا ۲۵ سالگی است که متاسفانه هیچ کدام از حاضران در این کارگاه در این رده سنی قرار نداشتند
منبع : بي بي سي فارسي 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/01ساعت 22:49  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]
آمار بازديدکنندگان




استاد شجريان در ويکي پديا

فارسي
English
Polski

Baznegar


جهت اضافه کردن لينک خود ابتدا بايد لينک اين وبلاگ را تحت عنوان "وبلاگ استاد شجريان" در وبلاگ خود قرار دهيد
نظرخواهي

درحال حاظر هيچ نظر سنجي وجود ندارد

خبرنامه





Powered by WebGozar


آواها از وبلاگ ملکوت

فقط مي توانيد بشنويد.امکان دانلود نيست

  براي شنيدن فايل‌هاي فوق به فلش پلي‌ير نياز داريد. اگر اين نرم‌افزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد

معرفي اشعار و آثار


همکاران اين بخش

جستجو

Google




در كل اينترنت
در وبلاگ استاد شجريان

زندگینامه

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است. تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم. از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم. به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من. چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم. همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم. سال 1345 خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا. جوابی که بعد از یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد. سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانده بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید. با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی . 1319 تولد اول مهر ماه در مشهد 1324 اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت 1326 ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد. 1327 اموختن تلاوت قران در نزد پدر 1328 شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی. 1329 اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی. 1331 تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو. 1332 قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا. 1334 شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد. 1336 ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد). 1338 اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری. 1339 دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور. 1340 اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان. 1341 جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است. 1342 انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت. 1344 تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد. 1345 انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور. 1346 تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان. 1347 انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی. 1348 تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی. 1349 اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان). ...ادامه...
کافي شاپ


add

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

Search Engine Optimization