براي شنيدن فايلهاي فوق به فلش پليير نياز داريد. اگر اين نرمافزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد
چندي پيش گردهمايي اهالي موسيقي شرايط و موقعيتي را پيش آورد تا بحث آواز نقل مجالس باشد و مجلس افروز ما نيز در آغازين شبهاي بهاري کسي نبود جز استاد موسيقي آوازي ايران «محمدرضا
شجريان» و سوال مطرح اين که اگر بخواهيم در تاريخ موسيقي آوازي ايران يک نفر را برگزينيم.
آن انتخاب چه کسي مي تواند باشد؟ هر چند که همه صاحبان نظر و قلندران معني با اين اگر و مگرها و انتخاب و گزينش هاي تام و تمام ميانه اي ندارند، اما اين سوال وسوسه انگيز است که هر صاحبدلي را به وجد مي آورد و ذهنش را به تکاپو وامي دارد که اين صعوبت انتخاب را با چه تمهيدات و تاکيداتي مي تواند هموار نمايد. این آواز چیست که می تواند آنقدر گسترده و فراخ مورد ارزیابی قرار گیرد؟ این آواز چه سحری دارد که به تنهایی به هیچیک از ارکان مهم سازنده اش همچون «صدا»، «قدرت»، «تکنیک» و... متکی نیست و همه چیز را با هم ، درهم و در آن واحد می خواهد تا «آنیت» بیابد و شنونده را مجذوب و مبهوت نماید.
حکايت «آواز» همان حکايت همکاري ابر و باد و مه و خورشيد و فلک است که بايد به هم بيايند تا اتفاقي رقم بخورد و خواننده اي تاثيرگذار و ماندگار تحويل جامعه بدهد و اين اتفاق خجسته در تاريخ معاصر موسيقي ايران با حضور محمدرضا شجريان رقم خورده است و خجسته تر اين که اين اسطوره آواز که دهه ششم عمرش را پشت سر گذاشته است به صرافت انتقال دانسته ها و تجربيات خودش به نسل جوان است.
استاد در مصاحبه راديويي اش در روزهاي نخستين فروردين امسال گفت: «...همه مي خواهند مثل شجريان بخوانند؛ پس من راهش را بايد ياد بدهم ، من به کسي که مي خواهد مثل شجريان بخواند راهش را ياد مي دهم که بهتر از شجريان بخواند... اين راه دارد.»
اخبار مربوط به کارگاه هاي آواز استاد شجريان در اواخر سال گذشته حجم زيادي از اخبار مربوط به موسيقي کشور را به خود اختصاص داد. صحبتهاي رسمي و غيررسمي در محافلي گفته و رد و بدل شد. اما مهمترين گفته هاي نقدآميز که جاي تامل دارد و تاکنون نيز پاسخ صريح و روشني نيافته در مورد انتشار و شيوع بيش از پيش سبک و شيوه آوازي شجريان بود. که خطر حذف ديگر شيوه ها و رنگهاي صدا و آواز را در بر دارد. اين سخن استاد که مي خواهد راه از شجريان بهتر شدن را بنماياند تاييد تلويحي اين نکته بود هر چند که آن چهار کارشناس محترم در مصاحبه هاي خويش اين نکته را که مي خواهيم فقط شاگردان سبک استاد را گزينش کنيم شائبه خوانده بودند و بايد انصاف داد که در کارگاه ها نيز خوانندگاني به سبک و شيوه هاي غيرشجريان هم آواز خواندند و چه بسا مورد تشويق استاد هم قرار گرفتند.
در هر حال برگزاري اين کارگاه ها فضاي جنب وجوش و تحرک و پويايي را در عرصه موسيقي آوازي پديد آورد، خون تازه اي در رگهاي بي رمق آواز به جريان انداخت و طبعا واکنشهايي را هم در پي داشت برخي فعالان و آوازخوانان به اندازه اي تحريک شدند تا نسبت به خطر همسان سازي و يکدست شدن سبک آواز ايراني اعلام خطر کنند و برخي نيز به آن گفته استاد خرده گرفتند که چرا 95 درصد مدرسان و معلمان آواز بي صلاحيت هستند و آنها که کمي خوش انصاف تر بودند (و يا به زعم آن 95 درصد بي انصاف) انتقادشان اين بود که هر راستي را نشايد گفتن!
در اين باره سخني به طنز و کنايه از استاد به واسطه شنيده شده که صحت و سقم آن بر ما معلوم نيست اما بامزه است. ايشان گفته بود آنها که معترضند جزو همان 5 درصدند!
باري تاريخ و گذشت زمان بهترين قاضي و داور جامعه بشري از آغاز تاکنون بوده است. مردي از خويش برون آمده و کاري مي کند که مي داند و مي خواهد، حرکتي ، جوششي و غيرتي در کار است که پير ديري هنرمند وقت و همت و دانش خود را در راه خدمت به خيل مشتاقاني تشنه به کار مي گيرد و در عمل نيز ثابت مي کند که موسيقي کار عمل است و نه حرف!
حال اگر حتي نتيجه آن شود که هر خواننده جواني در آينده شجرياني ديگر از آب درخواهد آمد حتي ضعيف و کم بنيه کسي مانع فعاليت ديگران نبوده و نيست و اين گوي و اين ميدان!
رضا عطوفت ـ جام جم
براي شنيدن فايلهاي فوق به فلش پليير نياز داريد. اگر اين نرمافزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد