تبليغاتX
استاد شجریان - نگاهي به فعاليت هنري شجريان با حسين عليزاده و کيهان کلهر- شرق ویژه استاد شجریان
 
شجریان‌کنسرت‌دات‌کام | کلیک کنید

نگاهي به فعاليت هنري شجريان با حسين عليزاده و کيهان کلهر
فرياد ساز خاموش
حسن ظهوري
نخستين بار در سال 1379 بود که خبر همکاري سه موسيقيدان برجسته ايراني يعني محمدرضا شجريان، حسين عليزاده و کيهان کلهر به همراه همايون شجريان در نشريات ايراني به چاپ رسيد. سال ها از قرار گرفتن نام شجريان در کنار حسين عليزاده مي گذشت و اين گذر سال ها شايد بيش از هميشه به شايعاتي که در همکاري نخست اين دو موسيقيدان بنام ايراني در اواخر سال هاي 60 شمسي و ساخت موسيقي دلشدگان به وجود آمده بود دامن مي زد. اما حضور يک باره اين دو در کنار کيهان کلهر و فرزند خلف شجريان تيتري بود که همه روزنامه هاي داخلي و خارجي را در کنار علاقه مندان موسيقي ايراني - که به غلط موسيقي سنتي خوانده مي شود - به وجد مي آورد.
همکاري محمدرضا شجريان و حسين عليزاده به همراه گروه هم آوايان که در آن سال ها توسط عليزاده پي ريزي شده بود خاطره اي را سبب شد که از آن پس گويي همه اهل موسيقي منتظر تکرار دوباره آن شده بودند. در اين سال ها کيهان کلهر در خارج از کشور فعاليت هاي اجرايي خود را در زمينه موسيقي ايراني دنبال مي کرد و آوازه اين فعاليت ها نيز به ايران رسيده بود. حتي تجربه هاي اخير وي که با شجاعت حسين خان و انتشار آثار غزل نيز بر شهرت او افزوده بود، همکاري اين سه تن از موسيقيدانان ايراني را براي مردم معقول جلوه داده بود و شايد اين خواسته زبان به زبان از مردم به گوش آنها رسيد که ناگهان در زمستان سال 1379، دانشگاه کاليفرنيا امريکا شاهد همنشيني آن ها شد.
از قرار در آن زمان اين گونه تفسير مي شد که شجريان از آن دسته آوازخوانان ايراني است که به اصول اجرايي روش هاي سنتي موسيقي ايران علاقه مند است و گويا در اين زمينه اصرار دارد. اين علاقه او با ذهن کاوشگر و فرار حسين عليزاده در موسيقي نمي خواند و در اين ميان پيوند کيهان کلهر با آنها که ديگر از عجايب بود. اما اين تفسيري به غلط بود که شايد اين گونه تفسيرها زماني همنشيني اين نوازندگان و موسيقيدانان را به تاخير مي انداخت. همکاري مشترک شجريان در آلبوم نوانديشي، چون «شب، سکوت، کوير» با کيهان کلهر، خود گواه بر اين ادعا است که شجريان از هر نوانديشي خوش قريحه و درستي استقبال مي کند و پيش از اين نيز در آثار خود به نحوي اين موضوع را يادآور شده بود. از سوي ديگر حسين عليزاده با هدف تجربه گرايي در موسيقي، مرزهاي موسيقي ايراني را تا آن سوي تفکر به اصطلاح سنتي شکسته بود و در ميان آهنگسازان نوانديش جهان جايگاه ويژه اي را اختيار کرده بود. اما با تمام اين تفاسير بيرون آمدن آلبوم «زمستان است» حکايتي ديگر بود. حسين عليزاده پيش از اين در آلبوم «راز نو» به موفقيتي شگرف در موسيقي ايران دست يافت. او در اين اثر که با همکاري گروه منحصر به فرد خود يعني هم آوايان به انجام رسانده بود بدعتي نو گذاشت و مقامي به نام «داد و بيداد» را از دو گوشه ايراني استخراج کرد. اين کار عليزاده در محافل موسيقي ايراني با تشويق و نقد زيادي مواجه شد و شايد تيغ برنده نقد ايراني گمان مي کرد با اين قبيل انتقاد ها مي تواند بر کرسي تفکر سنتي خود بنشيند. اما آلبوم «زمستان است» و همکاري محمدرضا شجريان به عنوان استاد بي بديل آواز ايراني با حسين عليزاده و اجراي موفق اين دو با همکاري کيهان کلهر و همايون شجريان از مقام «داد و بيداد»، مهري بر دهان برخي منتقدان ايراني زد تا زين پس کم گو و گزيده گو سخن بگويند. اثر «زمستان است» که روي شعري از مهدي اخوان ثالث ساخته شده در همان سال ها اروپا و امريکا را پيمود تا صداي تازه اي از موسيقي ايراني را به گوش جهانيان برساند. البته اين صداي تازه مرزهاي تازه موسيقي سرزمين مان بود و صداي ساز و آواز خبر از موسيقي ايراني مي داد. اجراي تلفيق گوشه هاي موسيقي ايراني که طي ساليان درازي با شعر کلاسيک الفت خاصي داشته است اين بار روي اثر مشهور از مهدي اخوان ثالث و با زبان نوين شعر فارسي همنشيني مي کرد. اين خود اتفاق خرسندي بود که البته پيش از اين نيز توسط خود شجريان و با شعر قاصدک اخوان ثالث تجربه شده بود. در اين ميان بوده اند خوانندگان و آهنگسازان ايراني از جمله شهرام ناظري که در اين زمينه کوشش فراواني کرده اند.
يک سال بعد و در ادامه همکاري گروه چهار نفره شجريان ها، حسين عليزاده و کيهان کلهر، اثر ديگري روانه بازار موسيقي ايران شد. «بي تو به سر نمي شود» که اين بار نقش کيهان کلهر به عنوان آهنگساز در اين اثر ديده مي شود و تاکنون بارها بر اساس شعر مشهور مولانا آهنگسازي شده است که خود شجريان نيز يک بار اين شعر را زمزمه کرده است. اما شايد اجراي اين قطعه با همکاري اساتيد موسيقي نوين ايراني جلوه اي ديگر به شعر مولانا داده باشد. اجراي اين قطعه در کنسرت هم نوا با بم که براي درد کشيده هاي زلزله ديده آن ديار اجرا شد نيز بر غناي آن افزود و شايد امروز هر کسي با شنيدن اين قطعه به ياد آن کنسرت و آن روزها بيفتد.
«بي تو به سر نمي شود» در دستگاه نوا و آواز کرد بيات اجرا شده است. اين اثر نيز به مانند «زمستان است» داراي نوآوري هايي در آواز ايراني بوده و شجريان با اشاعه شيوه هاي آوازي خود به ساختار اثر جان داده است. اجراي قطعات ضربي نوا و چهار مضراب نوا از جلوه هاي اين اثر است و خود تصنيف بي تو به سر نمي شود که مهمترين تصنيف اين مجموعه را شامل مي شود.
در سال 1381 و با سفر دوباره اين گروه چهار نفره به امريکا و اين بار به لس آنجلس باعث شد اثر ديگري به بازار آيد که يک بار ديگر دنياي ساختارهاي موسيقي ايراني و شعر نو فارسي در آن تجربه شده بود. آلبوم «فرياد» در سال 1381 نقد هاي فراواني را متوجه خود ساخت و فروش چشمگيري داشت. برخي از نويسندگان و منتقدان مطبوعاتي کشور انتشار اين آلبوم و انتخاب شعر فرياد، اثر مهدي اخوان ثالث را بازگو کننده نگاه گروه چهارنفره و شجريان مي دانستند. انتشار اين آلبوم پس از حوادث 18 تير ماه بود. از جمله يکي از زيباترين و شايد به ياد ماندني ترين آثار اجرا شده در اين اثر، تصنيف «سمن بويان» با آهنگي از کيهان کلهر و روي غزل حافظ است که هر شنونده اي را مبهوت خود مي کند. در اين تصنيف و البته در جاي جاي آلبوم، صداي همايون شجريان در کنار پدر شنيده مي شود که وجد خاصي به اثر بخشيده است. شعر «سمن بويان» حافظ يکي از تکنيکي ترين شعرهاي زبان فارسي محسوب مي شود که کلهر به خوبي آن را به زبان موسيقي درآورده است. سمن بويان را شايد بتوان به عنوان يکي از قطعات پرقريحه ايراني معرفي کرد. نبوغ آهنگساز در ساختارمند کردن شعر و موسيقي يکي از منحصربه فردترين پيوند هاي موسيقي ايراني را پديد آورده است. البته به تمام اين تفاسير بايد مدرنيته حاکم بر قطعه را نيز اضافه کرد که به خوبي با موسيقي ايراني همنشين شده است. اجراي دوصدايي قطعه که به شکلي نوبتي و همخواني ميان شجريان و پسرش قسمت مي شود از قسمت هاي دوست داشتني قطعه است.
قطعه «فرياد» نيز از جمله کارهاي آهنگسازي شجريان است. تجربه وي در شکل بخشي موسيقي ايراني و شعر نو فارسي در اين قطعه به کمال خود رسيده است و شايد قطعه فرياد را بتوان به عنوان يکي از بهترين نمونه هاي تلفيق شعر نو و موسيقي ايراني دانست.
اجراي کنسرت هم نوا با بم در دي ماه سال 1382 يکي از مهمترين رويدادهاي موسيقي ايران محسوب مي شود. در آن سال زلزله هولناک بم کشور را به اندوه کشانده بود و در کنار کارهاي خيريه اي که توسط هنرمندان و مردم براي کمک به زلزله زدگان صورت مي گرفت، اين گروه چهارنفره در تالار بزرگ کشور روي صحنه رفته و سه شب خاطره انگيز را به وجود آوردند. اجراي قطعه سمن بويان و فرياد را که شايد بتوان گفت در اين کنسرت معنايي ديگر را به وجود آورده بودند از بهترين قطعات اجرا شده در اين کنسرت بودند. تکنوازي عليزاده و کلهر و در کنار آنها اجراي هم آوايي شجريان ها آرزوي ديرينه مردم ايران بود که به علت تحريم شجريان در کنسرت دادن در ايران، مدت ها از آن محروم بودند.آخرين همکاري اين گروه چهارنفره که شايد بتوان گفت در سال هاي نخوت موسيقي ايراني روحي دوباره به آن بخشيدند در ايران بود. کنسرت «ساز خاموش» در تالار بزرگ کشور هزاران نفر را از سراسر کشور به تهران فرا خواند و چندين شب باشکوه را براي موسيقي ايراني به وجود آورد. از جمله اثر مهمي که در اين کنسرت اجرا شد تصنيف «ساز خاموش» از ساخته هاي حسين عليزاده بود که تجربه اين آهنگساز نوگراي ايراني را به نمايش گذاشته بود. اين قطعه به شکل منحصر به فردي تلفيقي خاص از لحظات آوازي و تک نوازي را در کنار گروه نوازي به نمايش گذاشته است. اجراي اين قطعه که حال و هواي نگاهي انتقادي و سياسي به وضعيت موسيقي کشور را نيز به همراه دارد، خاطره شب هاي کنسرت را تا آمدن آلبوم ها زنده نگه داشت.محمدرضا شجريان، حسين عليزاده، کيهان کلهر و همايون شجريان، امروز از هم جدا شده اند و هر يک دوباره به سراغ تجربه هاي شخصي خود رفته اند. پيش از اين اعضاي اين گروه اعلام کرده بودند که تا آنجايي که لازم باشد در کنار هم مي مانند. شايد دوباره ملزوماتي به وجود آيد که اين تيم بي بديل را گرد هم آورد و زخمه اي دوباره بر روح موسيقي ايراني نواخته شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/03/23ساعت 20:7  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]
آمار بازديدکنندگان




استاد شجريان در ويکي پديا

فارسي
English
Polski

Baznegar


جهت اضافه کردن لينک خود ابتدا بايد لينک اين وبلاگ را تحت عنوان "وبلاگ استاد شجريان" در وبلاگ خود قرار دهيد
نظرخواهي

درحال حاظر هيچ نظر سنجي وجود ندارد

خبرنامه





Powered by WebGozar


آواها از وبلاگ ملکوت

فقط مي توانيد بشنويد.امکان دانلود نيست

  براي شنيدن فايل‌هاي فوق به فلش پلي‌ير نياز داريد. اگر اين نرم‌افزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد

معرفي اشعار و آثار


همکاران اين بخش

جستجو

Google




در كل اينترنت
در وبلاگ استاد شجريان

زندگینامه

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است. تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم. از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم. به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من. چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم. همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم. سال 1345 خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا. جوابی که بعد از یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد. سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانده بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید. با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی . 1319 تولد اول مهر ماه در مشهد 1324 اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت 1326 ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد. 1327 اموختن تلاوت قران در نزد پدر 1328 شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی. 1329 اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی. 1331 تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو. 1332 قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا. 1334 شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد. 1336 ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد). 1338 اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری. 1339 دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور. 1340 اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان. 1341 جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است. 1342 انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت. 1344 تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد. 1345 انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور. 1346 تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان. 1347 انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی. 1348 تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی. 1349 اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان). ...ادامه...
کافي شاپ


add

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

Search Engine Optimization