تبليغاتX
استاد شجریان - گزارشي از كنسرت حسين عليزاده، مجيد خلج و گروه هم‌آوايان:پرواز تا شهر صبح با سرمستان و جامه‌دران و دل
 
شجریان‌کنسرت‌دات‌کام | کلیک کنید

پرواز تا شهر صبح با سرمستان و جامه‌دران و دل‌شدگان
ايسنا:صدها نفر از علاقه‌مندان به موسيقي سنتي ايران، شامگاهان 14 تا 16 شهريورماه 86 در تالار بزرگ كشور (تهران) گرد هم آمدند تا از نزديك ببينند آيا حسين عليزاده با همراهي مجيد خلج و گروه هم‌آوايان، ارمغان تازه‌اي براي آنان به يادگار آورده است؟
برنامه‌اي كه طبق روال برگزاري كنسرت‌هاي مختلف، با تاخيري دست‌كم 45دقيقه‌يي كه علت آن نيز ترافيك و تاخير افراد بليط‌به‌دست عنوان مي‌شد، در ساعت 20:45 دقيقه با حضور حسين عليزاده و مجيد خلج بر روي سن و برگزاري بخش نخست كه به بداهه‌نوازي تار و نمبك اختصاص يافته بود، آغاز شد؛ آنجا كه عليزاده چيره‌دستي‌اش را در نوازندگي متين و ظريف، و حركت نرم و لطيف، از دستگاهي به دستگاهي ديگر، به رخ حاضران كشيد و خلج هم با هماهنگي‌ها و نحوه‌ي نوازندگي توجه‌برانگيزش، نگاه حاضران را به خود جلب كرده بود.

اين بخش از برنامه در سه قسمت تقريبا همزمان، تا ساعت 21:25 ادامه يافت تا پس از تنفسي به‌نسبت طولاني، بخش دوم شامل 12 تصنيف، قطعه‌نوازي و آوازخواني - همگي ساخته‌ي حسين عليزاده - با رخصت ساز شورانگيز سرپرست گروه، از ساعت 22:15 "سرمست"ي افسانه رثائي (آواز)، علي صمدپور (آواز، دمام و كوزه)، راحله برزگري (آواز)، پوريا اخواص (آواز، غژك)، محمدرضا ابراهيمي (عود)، علي بوستان (سه‌تار)، پيام جهانماني (بم‌تار)، نيما عليزاده (رباب)، صبا عليزاده (كمانچه) و نگار خاركن (كمانچه)، در حالي آغاز شود كه همگي اعضاي گروه، از «بلبلان مست و مستان الست» مي‌گويند:
ساقيان سرمست در كار آمدند   مستيان در كوي خمار آمدند
حلقه‌حلقه عاشقان و بي‌دلان   بر اميد بوي دلدار آمدند
(مولانا)
پس از اين تصنيف، همنوازي كمانچه و رباب در درآمد راست بود كه باز با رخصت شورانگيز، به آغاز تصنيف "شب‌چراغ عشق" (چهارمضراب همراه با آواز) انجاميد؛ آنجا كه البته از دمام و غژك، نوايي برنمي‌خواست:
«چه غم دارد ز خاموشي درون شعله‌پروردم  
كه صدخورشيد آتش برده از خاكستر سردم»
شرارانگيز و توفاني هوايي در من افتادست
كه همچون حلقه‌ي آتش در اين گرداب مي‌گردم ...
(هوشنگ ابتهاج)

درحالي‌كه در هر تك‌نوازي و دونوازي، عليزاده هم با نواهاي كمرنگي از شورانگيز، همراهي اندكي داشت - و البته گاهي هم عود و بم‌تار و سه‌تار، به‌فراخور - هم‌نوازي رباب و كمانچه در قطعه "اصفهانك"، درآمدي بود بر تصنيف "گلبانگ سربلندي" با غزل معروف حافظ كه:
«راهي بزن كه آهي بر ساز آن توان زد    شعري بخوان كه با او رطل گران توان زد
بر آستان جانان گر سر توان نهادن     گلبانگ سربلندي بر آسمان توان زد»
تصنيفي كه با تحريرهاي پياپي هم‌خوانان، حاضران را به استقبال "جامه‌دران" با تك‌نوازي مطلق سه‌تار برد و در ادامه، دونوازي شورانگيز و زنگ سرانگشتي خلج كه با صداي كوزه همراه شد، در ساعات پاياني شامگاهان، "پرواز تا شهر صبح" را با طنين صداي دف (خلج) پديد آورد؛ قطعه‌سازي همراه با آواز:
بيا و پرده‌اي در ساز من باش   رهايي را پر پرواز من باش
از اين شب تا به شهر صبح پويد   چراغي در ره آواز من باش
(شفيعي كدكني)
درحالي‌كه برخي از قطعه‌ها و تصنيف‌ها كاملا جداگانه اجرا مي‌شدند و برخي هم به طريقي اتصال داشتند، قطعه‌ي بعدي، "بيات راجه" بود كه تك‌نوازي عود و البته همراهي شورانگيز و پس از آن، رباب را شامل مي‌شد؛ و در ادامه، با تك‌نوازي بم‌تار و در پي آن عود و رباب، باز با رخصت شرورانگيز، به تصنيفي كه "آواز رباب" (بيات راجه - گوشه روح‌الارواح) نام گرفته بود، تبديل شد:
چه ناله‌هاست نهان و چه زخم‌هاست دلم را    زهي رباب دل من به‌دست چون تو ربابي
دلم تورا چو ربابي، تنم تورا چو خرابي   رباب مي‌زن و مي‌گرد مست، گرد خرابي
(مولانا)

دقايق پاياني برنامه، تصنيف‌هاي "گل‌هاي كبود" و "سرود گل" را دربر گرفت كه با قطعه فرود راست "بوي باران" - هر سه با شعرهايي از فريدون مشيري - متصل شده و با تحريرهاي پياپي و نواي مطنطن سازها، پاياني خاطره‌انگيز را به‌وجود آورده بودند.
اما با پايان يافتن برنامه اعلام‌شده و خروج گروه، و باز طبق روال كنسرت‌هاي اين سال‌ها، در پي تشويق ممتد حضار، عليزاده به‌همراه گروهش به صحنه بازگشته، تصنيف معروف "دل‌شدگان" را در دقايقي از 23:30 گذشته، به‌افتخار علاقه‌مندان اجرا كردند؛ در شبي كه محمدرضا شجريان، پرويز مشكاتيان، هوشنگ ابتهاج (سايه)، محمدرضا شفيعي كدكني (سرشك)، داوود گنجه‌اي و حميدرضا نوربخش نيز از حاضران بودند.
همچنين ساعت 16 روز جمعه 16 شهريور، عليزاده و خلج در اجرايي جداگانه، به افتخار "هنرمندان ايران" در تالار يادشده مي‌نوازند.

هم نوایی "هم آوایان" به پایان می رسد
مهر:دو اجرای کنسرت گروه موسیقی "هم آوایان" به سر پر ستی"حسین علیزاده " و با حضور بیش از شش هزار نفر برگزارشده و امشب با دو اجرای دیگر در تالار بزرگ کشور به پایان می رسد.
بخش نخست کنسرت گروه موسیقی "هم آوایان "که تاکنون در 14و15 شهریورماه برگزار شده دونوازی تار و تنبک بود و در بخش دوم به همنوازی گروه موسیقی "هم آوایان" اختصاص داشت.
حسین علیزاده و مجید خلج برای اجرای نخستین بخش از کنسرت گروه "هم آوایان " با تشویق بی امان تماشاگران به روی صحنه آمدند و در فضای ساده آبی رنگ بدون هیچ طراحی خاص همراه با نور زردی که به صحنه پاشیده شده بود سازهای خود را به دست گرفتندو قطعاتی را به صورت بداهه نوازی اجرا کردند.
این بداهه نوازی در دستگاه ماهور و آواز افشاری اجرا شد در این بداهه نوازی همراهی و هماهنگی خاصی بین تار و تنبک وجود داشت البته ایجاد این حالت به گفته خود علیزاده بر اساس حس و حال نوازنده ها در صحنه شکل می گیرد که این حس و حال به معنای واقعی در این بخش از اجرا شکل گرفته بود.
بخش دوم این کنسرت با همنوازی اعضا گروه موسیقی "هم آویان" آغاز شد این بخش از اجرا به صورت گروه نوازی همراه با 4 خواننده، دو خواننده زن ودو خواننده مردو 8 نوازنده دیگر قطعات جدیدی از ساخته های حسین علیزاده را اجرا کردند .
اما آنچه بیش ازهرچیزی در این بخش مطرح بود تمرکز گروه "هم آوایان" برموسیقی آوازی به طور جمعی بود. چنین ابتکار عملی در اجرای موسیقی ردیف دستگاهی ایران در مکتب علیزاده نوعی سنت شکنی در عین توجه به سنت محسوب می شود اما به نظر می رسد این هم آوازی در برخی قطعات به ویژه قطعه "شب چراغ عشق" نوعی درهم آمیختگی آواز را در انتقال مطلب به مخاطب ایجاد کرده بود.
تصنیف "سرمست" از اشعارمولانا آغاز گر بخش دوم بود ، پس از آن "درآمد راست" دونوازی بین کمانچه و رباب اجرا شد ، "شب چراغ عشق "چهارمضراب همراه با آواز از اشعار هوشنگ ابتهاج، "اصفهانک " دونوازی رباب و کمانچه، تصنیف "گلبانگ سربلندی " از اشعار حافظ ،"قطعه جامه داران" تکنوازی سه تار، "پرواز تا شهر صبح" قطعه سازی همراه با آواز با شعری از شفیعی کدکنی ،"بیات راجه" تکنوازی عود ، "آواز رباب " تکنوازی تاربم، "بوی باران " (فرود راست) و تصنیف های "گل کبود" و"سرود گل" از دیگر قطعات گروه همنوازان "هم آوایان" بود.
"علی بوستانی" نوازنده سه تار، "نگارخارکن" نوازنده کمانچه ، "نیما علیزاده" نوازنده رباب ،" پیام جهانمانی " نوازنده بم تار، "محمدرضا ابراهیمی" نوازنده عود ،" صبا علیزاده" نوازنده کمانچه، " افسانه رثائی " آواز، "پوریا اخواص" آواز و قیچک، "راحله برزگری" آواز ، "علی صمدپور" آواز ، کوزه و دمام وهمچنین مجید خلج نوازنده تنبک از جمله اعضای گروه موسیقی "هم آوایان" بودند که در این اجرا حسین علیزاده سرپرست این گروه را همراهی کردند.   
در شب دوم که دیشب برگزار شد محمدرضا شجریان و پرویز مشکاتیان دفایقی قبل از آغاز برنامه به سالن آمدند که با تشویق گرم حاضران مواجه شدند.در این شب محمدرضا شفیعی کدکنی ، هوشنگ ابتهاج ،داود گنجه ای ،محمدسریر،مصطفی کمال پورتراب،داریوش طلایی،خسرو جعفرزاده،نادرمشایخی و...نیز حضورداشتند .
لازم به ذکر است امروز در ساعت 16 سومین ودر ساعت 20چهارمین و آخرین اجرای گروه موسیقی هم آوایان در تالار بزرگ کشور برگزار می شود

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/06/18ساعت 17:30  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]
آمار بازديدکنندگان




استاد شجريان در ويکي پديا

فارسي
English
Polski

Baznegar


جهت اضافه کردن لينک خود ابتدا بايد لينک اين وبلاگ را تحت عنوان "وبلاگ استاد شجريان" در وبلاگ خود قرار دهيد
نظرخواهي

درحال حاظر هيچ نظر سنجي وجود ندارد

خبرنامه





Powered by WebGozar


آواها از وبلاگ ملکوت

فقط مي توانيد بشنويد.امکان دانلود نيست

  براي شنيدن فايل‌هاي فوق به فلش پلي‌ير نياز داريد. اگر اين نرم‌افزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد

معرفي اشعار و آثار


همکاران اين بخش

جستجو

Google




در كل اينترنت
در وبلاگ استاد شجريان

زندگینامه

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است. تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم. از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم. به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من. چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم. همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم. سال 1345 خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا. جوابی که بعد از یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد. سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانده بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید. با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی . 1319 تولد اول مهر ماه در مشهد 1324 اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت 1326 ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد. 1327 اموختن تلاوت قران در نزد پدر 1328 شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی. 1329 اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی. 1331 تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو. 1332 قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا. 1334 شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد. 1336 ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد). 1338 اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری. 1339 دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور. 1340 اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان. 1341 جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است. 1342 انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت. 1344 تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد. 1345 انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور. 1346 تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان. 1347 انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی. 1348 تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی. 1349 اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان). ...ادامه...
کافي شاپ


add

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

Search Engine Optimization