تبليغاتX
استاد شجریان - آموزش موسیقی در ایران نقد شد
 
شجریان‌کنسرت‌دات‌کام | کلیک کنید

وضعیت آموزش موسیقی در ایران با حضور مجید کیانی و حسین علیزاده در حاشیه برگزاری نمایشگاه موسیقی مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
مجید کیانی پژوهشگرو نوازنده سنتور با بیان این مطلب در نشست نقد و بررسی آموزش موسیقی در دانشگاه که با حضور حسین علیزاده در حاشیه نخستین نمایشگاه موسیقی برگزار شد گفت : سه معضل اساسی در نحوه تدریس و آموزش هنر موسیقی در دانشگاه ها وجود دارد که بخش نخست آن به گزینش داوطلب و دانشجو برمی گردد و نحوه تدریس و نتیجه کار در مراحل بعدی قرار دارد به این معنا که بسیاری از کسانی که استعداد خوبی برای یادگیری موسیقی دارند و قبل از ورود به دانشگاه نوازنده های نسبتا خوبی در حوزه موسیقی ایرانی از آب در آمدند در آزمون عملی قبول نمی شوند چراکه معیار آزمون هنرجویان موسیقی کلاسیک است و سولفژ را اساس موسیقی می دانند که به نظرمن این معیار نادرستی برای گزینش داوطلب و دانشجو است .

وی در ادامه خاطرنشان کرد : به  این ترتیب تنها یک نوع موسیقی را در برنامه ریزی های درسی آموزش می دهیم غافل از اینکه تنوع در فرهنگ موسیقایی خودمان حرف اول را می زند و حالا این سئوال پیش می آید که آیا معیار موسیقی ما تنها موسیقی کلاسیک است ؟ اگر این طور است پس تکلیف انواع دیگر موسیقی ما مانند موسیقی ردیف دستگاهی ،موسیقی نواحی و موسیقی فولکلور ما چه می شود؟ بنابراین در آموزش موسیقی بایستی نگاه غیر ایرانی راکنار بگذاریم البته ناگفته نماند خود استاد برومند و استاد برکشلی معتقد بودند که برای اینکه موسیقی ایرانی را به خوبی یاد بگیریم باید موسیقی غرب را هم به خوبی بشناسیم و از سوی دیگر این اساتید معتقد بودند که موسیقی ایرانی فقط در سیستم آموزش شفاهی و سینه به سینه قابل آموزش بود .
موسیقی کلاسیک اساس آموزش نیست
رئیس کانون موسیقی فرهنگستان هنر در ادامه خاطر نشان کرد : خود من موسیقی کلاسیک را موسیقی کاملا اندیشمندانه می دانم ولی زمانی که از نگاه فرهنگ موسیقایی خودمان به مقوله آموزش نگاه می کنم این پرسش برای من پیش می آید که چرا یک دانشجوی ایرانی که سال های سال در حوزه موسیقی ایرانی فعالیت کرده باید آموزه های موسیقی کلاسیک را به صورت تئوریک امتحان دهد و حالا فکر کنید که با توجه به این معیارها اساتیدی مانند میرزا عبدالله و دوامی دراین گزینش مردود می شدند با این اوصاف به خوبی متوجه می شویم که هدایت موسیقی در دست کسانی است که سولفژ و موسیقی کلاسیک را اساس آموزش می دانند .
کیانی افزود : متاسفانه در خانه موسیقی به عنوان تنها نهاد صنفی در این حوزه هم به این ترتیب است و آنها هم موسیقی کلاسیک و سولفژ را معیار می دانند پس جای موسیقی ایرانی با همه تنوعی که دارد کجا است ؟ به گمان من واحدهای آموزش در دانشکده های موسیقی بایستی تغییر کند.
درادامه این نشست حسین علیزاده نوازنده تار و آهنگساز درانتقاد به معیارهای تدریس و آزمون در دانشگاه های موسیقی گفت : مسئله غرب زدگی و شیفتگی به هنر غرب ناشی از یک خودکم بینی تاریخی است که ریشه در مسائل اجتماعی دارد و متاسفانه این خود باختگی گریبان کشورهای جهان سوم و کشورهای شرقی را در طول تاریخ گرفته است.

وی خاطرنشان کرد : همزمان با انقلاب صنعتی غرب کشورهای جهان سوم و از جمله ایران دچارعقب ماندگی شدیدی شد و جامعه روشنفکری ما برای آموختن آموزه های این انقلاب صنعتی راهی کشورهای خارجی شدند و وقتی به وطن بازگشتند راه پیشرفت را تاسیس دانشگاه دانستند که البته دانشگاهی شدن علوم اتفاق بسیار خوبی بود اما متاسفانه با تاسیس دانشگاه ،به جای استفاده از فرهنگ خودی و به کارگیری آموزه های خود؛ پس ماندهای جامعه صنعتی را در قالب آموزش به خورد ملت دادند .
غرب زدگی در همه شاخه های هنری رخنه کرده است
علیزاده افزود : به همین ترتیب غرب زدگی در همه شاخه های هنری از جمله تئاتر،نقاشی و موسیقی رخنه کرد و متاسفانه این پدیده در تئاتر و نقاشی بیش از موسیقی بود چراکه هنر موسیقی نسبت به این دو شاخه هنری قدیمی تر و با هویت تر بود به این معنا که ردیف موسیقی دستگاهی ایران علی رغم تغییرات بسیاری که در طول تاریخ داشته است دارای هویت تاریخی وشکوه فرهنگی است که متاسفانه سایر هنرها از این موهبت بی نصیب بودند.
این آهنگساز با اشاره به دانشگاهی شدن هنر موسیقی گفت : زمانی که صحبت از دانشگاهی شدن موسیقی ایرانی شد بسیاری از اساتید معتقد بودند که آموزش را باید از موسیقی کلاسیک شروع کرد که به نظرمن آقای برومند هم اشتباه کرد؛ برای یادگیری هنر موسیقی با توجه به این پشتوانه قوی فرهنگی که داریم لازم نیست موسیقی کلاسیک را ارجح بر موسیقی ایرانی بدانیم من با این تفکیک و ارجحیت مخالف هستم ولی متاسفانه شاهد هستیم زمانی که صحبت از هنرهای جهانی و به خصوص موسیقی می شود در کمال بی انصافی ایران و هویت غنی فرهنگی خود را نیز از آن حذف می کنیم و متاسفانه تصور غالب این است که اگر می خواهیم اسم جهانی شدن بر خود بگذاریم باید خودمان را عوض کنیم و به قولی به رنگ جهان درآییم در صوریت که اینگونه نیست موسیقی ایران پدیده غریبی به نام ردیف موسیقی دستگاهی دارد که تنها متعلق به ما نیست بلکه جزئی از میراث فرهنگ جهان محسوب می شود .
سرفصل های آموزش موسیقی باید تغییر کند
حسین عیلزاده خاطرنشان کرد : تمام این مقدمات را عرض کردم تا به این نتیجه برسم که پایه آموزش موسیقی در ایران از گذشته های دور کج گذاشته شده است و موجب شده تا هنرجو در طول دوران تحصیل به جای نوآوری و ابتکار عمل در موسیقی دچار روزمرگی ، رخوت و دلزدگی شود به همین دلیل باید سرفصل های آموزش در دانشکده های موسیقی تغییر کند.
این نوازنده تار در ادامه گفت : در ایران انقلاب شد ،پس از آن انقلاب فرهنگی اتفاق افتاد ولی متاسفانه هیچ انقلابی در موسیقی ایران رخ نداد و هنرمندانی چون لطفی ،شجریان،مشکاتیان ،کیانی و تمام کسانی که پرچمدار موسیقی ایران بودند و هستند پس از انقلاب ماندگارترین آثار را از خود به جا گذاشتند ولی دچار بی مهری شدند چراکه به نظرمن اگر درخصوص نوع فعالیت گروه های برجسته موسیقی چون شیدا ،عارف و چاووش پژوهش های درست انجام می شد ده ها کتاب ارزشمند در این مورد پدید می آمد.
وی در انتقاد به مسئولان گفت : مسئولان در شناساندن موسیقی ایران در طول تمام این سال ها کوتاهی کردند چراکه معتقدم اگر یک شب موسیقی ایران با همه ارزشمندی های آن از رسانه ملی پخش شود نگاه مردم نسبت به این نوع موسیقی تغییر خواهد کرد اما به نظرمن دست هایی در کار است که می خواهند هویت موسیقی ارزشمند ایران را از ما بگیرد و به جرات می گویم برخی از مسئولان در جنبه های مختلف آموزشی و اجرایی به هنر موسیقی این مملکت خیانت کرده اند.
علیزاده در پایان افزود : متاسفانه باید متذکر شوم که بیشترمسئولان درکی از موسیقی ایران ندارند و در برخی موارد نمی دانند چه می خواهند و چه می گویند ؛آنها می گویند موسیقی ما باید فاخر باشد ولی توضیح نمی دهند که منظور از موسیقی فاخر چیست؟ اساسا وزیرارشاد نمی تواند بگوید که موسیقی فاخر چیست؛ به اعتقاد من این هنرمندان هستند که متر و معیار موسیقی فاخر و ارزشی را تعیین می کند و کسانی مثل لطفی ، شجریان ،علیزاده ، مشکاتیان و...باید با آثار خود موسیقی فاخر را به مردم و مسئولان بشناسانند. 
*در حاشیه  
-محمدرضا لطفی در میان بحث وارد سالن شد و توجه حاضرین را جلب کرد و مورد تشویق قرار گرفت و مجری برنامه از او خواست که در جمع سخنرانان حاضر شود ولی لطفی امتناع کرد.
- پس از پایان نشست لطفی ، عیلزاده وکیانی گرد هم آمدندو برای همکاری مشترک خود برروی صحنه موافقت کردند.

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/15ساعت 16:59  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]
آمار بازديدکنندگان




استاد شجريان در ويکي پديا

فارسي
English
Polski

Baznegar


جهت اضافه کردن لينک خود ابتدا بايد لينک اين وبلاگ را تحت عنوان "وبلاگ استاد شجريان" در وبلاگ خود قرار دهيد
نظرخواهي

درحال حاظر هيچ نظر سنجي وجود ندارد

خبرنامه





Powered by WebGozar


آواها از وبلاگ ملکوت

فقط مي توانيد بشنويد.امکان دانلود نيست

  براي شنيدن فايل‌هاي فوق به فلش پلي‌ير نياز داريد. اگر اين نرم‌افزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد

معرفي اشعار و آثار


همکاران اين بخش

جستجو

Google




در كل اينترنت
در وبلاگ استاد شجريان

زندگینامه

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است. تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم. از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم. به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من. چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم. همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم. سال 1345 خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا. جوابی که بعد از یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد. سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانده بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید. با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی . 1319 تولد اول مهر ماه در مشهد 1324 اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت 1326 ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد. 1327 اموختن تلاوت قران در نزد پدر 1328 شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی. 1329 اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی. 1331 تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو. 1332 قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا. 1334 شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد. 1336 ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد). 1338 اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری. 1339 دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور. 1340 اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان. 1341 جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است. 1342 انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت. 1344 تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد. 1345 انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور. 1346 تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان. 1347 انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی. 1348 تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی. 1349 اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان). ...ادامه...
کافي شاپ


add

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

Search Engine Optimization