تبليغاتX
استاد شجریان - هر چه استارت می‌زنم، روشن نمی‏شوم!
 
شجریان‌کنسرت‌دات‌کام | کلیک کنید

استاد محمدرضا شجریان كه تاكنون آثار به یاد ماندنی بسیاری را بر جای گذاشته و كنسرت‌ها‌ی متعددی را در ایران و خارج از كشور به روی صحنه برده است، اخیرا (به گفته خودش) انگیزه ای برای خواندن ندارد. او در حال حاضر با شروع پروژه باغ هنر بم تمام زمان و نیروی خود را صرف ساخت و ادامه این پروژه كرده و از تمام مردم و هنرمندان برای ادامه راه یاری می‌خواهد؛ در جریان سفر اخیر استاد به بم، با وی در خصوص جریان موسیقی در كشور به گفت وگو پرداخته ایم؛ گزیده‌‏ای از این گفت و گو در پی می‌آید.

 -با توجه به این كه هم اكنون اساتید آوازشناس در ایران انگشت شمار هستند، به نظر شما سرنوشت این حوزه از موسیقی ایرانی چه خواهد شد و برای بالندگی آن چه باید كرد؟

هنر ما و اصالت آواز و موسیقی ما در بداهه خوانی و بداهه نوازی است؛ یعنی تمام اعتبار ما در این بداهه ( خلاقیت لحظه ای ) خلاصه می‌‏شود؛ هنرمندی كه می‌خواهد، بداهه نواز و بداهه خوان باشد، باید كلاس رفته و ردیف بداند و در آن واحد آهنگسازی كند و كار ارائه دهد كه این كار سختی است و ممارست زیاد می‌طلبد؛ اگر ما بتوانیم كاری كنیم كه جوان‌ها‌ تشویق به پی گیری آواز شوند و ردیف، شیوه و بداهه پردازی را بیاموزند، در واقع شخصیت موسیقی ایرانی كه همان بداهه خوانی و بداهه نوازی است، حفظ می‌شود؛ اما متاسفانه امروزه تكنولوژی در همه دنیا كاری كرده كه زیاد به اصالت‌ها‌ توجهی نمی‏شود و كاروان تكنولوژی همه را به دنبال خود می‌كشاند؛ كسانی كه دست اندركار مسائل فرهنگی هستند باید به این نكته توجه داشته باشند كه تكنولوژی مستهلكشان نكند و بتوانند، اصالت‌ها‌ را حفظ كنند.

- مراكز موسیقی كشور از جمله انجمن موسیقی، خانه موسیقی و یا مركز موسیقی، تا چه اندازه بر موسیقی تاثیرگذار بوده اند ؟

هنوز كه هیج تاثیری نگذاشته اند و باید در دراز مدت شاهد تاثیرات آن‌ها‌ بود؛ چون ممكن است، اصولا برنامه‌ها‌یشان برای رفاه هنرمندان و یا پشتیبانی از آن‌ها‌ تنظیم شده باشد؛ اما ما تاكنون تاثیر این نهادها را بر خود موسیقی ندیده ایم؛ البته ناامید هم نیستم و كمی باید صبر داشت تا تاثیرات آن‌ها‌ را ببنیم.

- از نظر آسیب شناسی، موسیقی امروز ما با چه مشكلاتی رو به رو است ؟
تولید آهنگ‌ها‌ی زودگذر و لحظه ای، خود به موسیقی ما آسیب می‌رساند و اگر در زمینه گسترش دانش و تجربه موسیقی پی‌‏گیرتر باشیم، بهتر از این است كه موسیقی لحظه ای داشته باشیم؛ ضمن آن كه در خصوص موسیقی پاپ می‌توان گفت كه این موسیقی نسبت و ربطی به موسیقی ما ندارد، اما به هرحال عده‌‏ای به آن عادت كرده و عده ای از جوان‌ها‌ هم دنبال آن هستند؛ ولی این موسیقی همیشه نمی‏تواند، جوابگوی نیازهای عاطفی و روحیه جامعه باشد؛ به هرحال بخشی از موسیقی اصیل ما، آن نوع موسیقی است كه بتوان از طریق آن به دوران‌ها‌ی گذشته و زنده كردن خاطرات سفر كرد؛ موسیقی كه هنرمندان دیگر رشته‌‏ها نیز در كنارش به هنر خود بپردازند.

- شما به عنوان یكی از اساتید بزرگ موسیقی ایران كه در ایران و خارج از كشور، فعالیت‌ها‌ی هنری زیادی انجام داده اید، به نظرتان برای این كه یك رسانه در پیشرفت موسیقی تاثیر گذار باشد، آن هم رسانه ‌‏ای مثل صدا و سیما، چه اقدامات اساسی باید انجام شود ؟
مهمترین بخش آموزشی كشور، رادیو تلویزیون است؛ این رسانه‌‏ها حتی از دانشگاه و مدرسه تاثیر بیشتری در امور هنری و تربیتی دارند؛ چون در تمام خانه‌ها‌ هستند و خانواده‌ها‌ هم مدام جلوی تلویزیون حاضرند و این رسانه بیشتر از محیط مدرسه و دانشگاه با مردم ارتباط دارد؛ رادیو و تلویزیون در همه جای دنیا حساس ترین بخش آموزشی مملكت را عهده دار است؛ حساس‌‏ترین بخش‌‏های اقتصادی و سیاسی و به طور كلی تمامی مسائل در اختیار رادیو و تلویزیون است. پس این رسانه‌‏ها در مورد مقولاتی چون هنر باید خیلی دقت كنند و نمی‏شود كه هر چه به دستشان رسید، پخش شود؛ بلكه باید با برنامه ریزی و انتخاب موسیقی درست، در زمان و مكان مناسب اقدام به پخش آن كنند؛ اما در حال حاضر، متاسفانه برنامه‌ها‌ی موسیقی را مثل پوشال در لابه لای برنامه‌ها‌ی رادیو وتلویزیون جای می‌دهند كه این كار زشت و توهین آمیز است و همه چیز را خراب می‌كند؛ از قبل از انقلاب تاكنون، هنوز هیچ كدام از رسانه‌‏های مذكور، آن طور كه باید حرمتی برای هنر قائل نیستند و توجهی به كاربرد هنر در جامعه و روحیه مردم ندارند؛ رادیو و تلویزیون باید همه نوع موسیقی خوب دنیا را پخش كنند تا مردم با موسیقی‌ها‌ی خوب دنیا آشنا شوند؛ اما متاسفانه امروزه، یك خواننده مد روز می‌شود و از صبح تا شب صدایش را از تمام رسانه‌ها‌ی گوناگون پخش می‌‏كنند كه این كار درستی نیست.

- با توجه به این كه به موسیقی كودك توجه چندانی نمی‏شود، صدا و سیما چه نقشی را می‌‏تواند، در این زمینه ایفا كند؟

مهمترین بخش آموزش موسیقی، موسیقی كودكان است كه متاسفانه الان چنین چیزی را نداریم و بایستی توجه زیادی به آن شود؛ ضمن آن كه برای یك كودك نمی‏شود، موسیقی شجریان گذاشت ! البته درصد كمی از بچه‌ها‌ هستند كه توجه دارند؛ اما شاید 98 درصد بچه
ها، موسیقی كودكانه خودشان را می‌خواهند؛ صدا و سیما باید موسیقی را برای سنین مختلف، در ساعات مختلف و مطابق با دیدگاه‌ها‌ی مختلف پخش كند.

- آیا در آینده مایل به اجرای اركسترال همانند كنسرت چهلستون كه با اركستر ملی به رهبری فرهاد فخر الدینی انجام دادید، هستید و یا این كه با همین گروه كوچك كار می‌‏كنید ؟

این طور نیست كه تنها با این گروه كار كنم؛ بلكه با گروه‌ها‌ی دیگر و اركسترهای بزرگ هم كار خواهم كرد؛ ضمن آن كه در خارج از ایران، بهترین شكل ارائه موسیقی، اجرا با گروه‌ها‌یی باتعداد نوازنده‌ها‌ی كم است واجرا با گروه‌ها‌ی 12-10 نفره كاربرد چندانی ندارد؛ البته این قضیه در مورد اجرا، برای خارجی‌‏ها صدق می‌كند؛ چون در خارج از ایران اركسترهای بزرگی هستند كه آثاری قوی ارائه می‌دهند، در صورتی كه اركسترهای ما در مقابل آن‌‏ها خیلی ابتدایی عمل می‌‏كنند؛ البته در این سالیانی كه در ایران و خارج از كشور، كنسرت‌ها‌ی متعددی برگزار كرده ام، به این نتیجه رسیده ام كه اجرای دو نوازنده قدر كه با هم همنوازی می‌كنند، برای خارجی‌ها‌، دلنشین‌‏تر و جالب‌‏تر است. اما اگر بخواهم در ایران كنسرت دهم یا چند نوازنده به گروه خودمان اضافه می‌‏كنم و یا با اركستر بزرگ كار می‌‏كنم و در این زمینه هیچ محدودیتی قایل نیستم.

- آلبوم جام تهی كه شامل تعدادی از آثار قدیمی است، آخرین اثر منشر شده شما است؛ آیا آلبوم جدیدی در دست انتشار دارید ؟
حدود 8 سال است كه تعدادی اثر آماده كرده‌‏ام، ولی خودم هنوز حوصله نمی‏كنم كه آواز بخوانم، یك مقدار باید روحیه و انگیزه پیدا كنم، ضمن آن كه در حال حاضر خواندن برایم سخت شده و هر چه استارت می‌زنم، روشن نمی‏شوم !

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/06/01ساعت 18:30  توسط فرشید احمدی  |   |  پست ميل [ بازديد]
آمار بازديدکنندگان




استاد شجريان در ويکي پديا

فارسي
English
Polski

Baznegar


جهت اضافه کردن لينک خود ابتدا بايد لينک اين وبلاگ را تحت عنوان "وبلاگ استاد شجريان" در وبلاگ خود قرار دهيد
نظرخواهي

درحال حاظر هيچ نظر سنجي وجود ندارد

خبرنامه





Powered by WebGozar


آواها از وبلاگ ملکوت

فقط مي توانيد بشنويد.امکان دانلود نيست

  براي شنيدن فايل‌هاي فوق به فلش پلي‌ير نياز داريد. اگر اين نرم‌افزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد

معرفي اشعار و آثار


همکاران اين بخش

جستجو

Google




در كل اينترنت
در وبلاگ استاد شجريان

زندگینامه

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است. تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم. از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم. به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من. چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم. همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم. سال 1345 خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا. جوابی که بعد از یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد. سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانده بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید. با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی . 1319 تولد اول مهر ماه در مشهد 1324 اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت 1326 ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد. 1327 اموختن تلاوت قران در نزد پدر 1328 شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی. 1329 اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی. 1331 تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو. 1332 قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا. 1334 شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد. 1336 ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد). 1338 اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری. 1339 دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور. 1340 اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان. 1341 جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است. 1342 انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت. 1344 تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد. 1345 انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور. 1346 تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان. 1347 انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی. 1348 تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی. 1349 اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان). ...ادامه...
کافي شاپ


add

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

Search Engine Optimization