براي شنيدن فايلهاي فوق به فلش پليير نياز داريد. اگر اين نرمافزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد
علاقه مندان موسیقی ایرانی، شب های پانزدهم و هفدهم آبان در لندن،شاهد اجرای کنسرت یکی از اسطوره های آوازایرانی،محمد رضا شجریان بودند؛ به همراه گروه حیرت انگیزش،شامل حسین علیزاده و کیهان کلهر- دو استاد موسیقی ایرانی - و همایون شجریان - که در این سال ها با صدای گرمش دارد پا جای پای پدر می گذارد.
اجرای اول در کلیسای سنت جان و اجرای دوم در کوئین الیزابت هال- که پس از "آلبرت هال" و تالار فعلاًتعطیل شده "رویال فستیوال "،مهمترین سالن اجرای موسیقی در لندن محسوب می شود- برگزار شد و مورد استتقبال گسترده تماشاگران ایرانی و علاقه مندان انگلیسی قرار گرفت.
همراهی فرخنده محمد رضا شجریان وحسین علیزاده - پس از سال ها دوری و جدایی- در این سال ها اکنون بهترین سال های فعالیت هر دوشان را رقم می زند:هر دو پس از چند دهه فعالیت مستمر، به پختگی و استادی قابل ستایشی رسیده اند و عجیب این که درآثار اخیرشان کامل کننده یکدیگر به نظر می رسند؛ به خصوص که همراهی کیهان کلهروهمایون شجریان هم گروه بی نقصی تشکیل داده که چند آلبوم و کنسرت طراز اول و به یاد ماندنی را بر صفحه تاریخ موسیقی ایرانی ثبت کردند: ازآلبوم بی نظیر "بی تو به سر نمی شود"- که به گمانم اوج کارشان است- تا کنسرت به یادماندنی "همنوایی با بم".
بر خلاف گمان قبلی ،کنسرت لندن اجرایی از همنوایی با بم نبود و تماشاگران شاهد کار تازه ای از گروه بودند؛ یک اثر شنیدنی - در حال و هوا و- کامل کننده آلبوم های قبلی- فریاد و بی تو به سر نمی شود این نیمای موسیقی ایرانی - که کماکان نوجویی و پختگی سازنده اش را به رخ می کشند- به خصوص "بزن آن زخمه" با شعر شفیعی کدکنی که نقطه اوج کنسرت بود.
حسین علیزاده با تک نوازی جادویی تارش ،آغازگر کنسرت بود که با شعر درخشانی ازعطار و تک خوانی حزن انگیز شجریان،شنوندگان را به سکوت اسرار آمیزی دعوت می کرد. تصنیف "رو سر بنه به بالین"اجرای غریبی از این اثر درخشان مولانا بود که فرصت مناسبی را برای به رخ کشیدن توانایی های خواننده مهیا می کرد،همین طور هماهنگی و یکدستی گروه که قابلیت های هر یک را به روشنی نمایان می ساخت. غزل حافظ فضا را مهیاتر کرد برای بهترین قطعه کنسرت:" بزن آن زخمه".موسیقی علیزاده به طرز حیرت انگیزی کامل کننده این شعر شفیعی کدکنی بود و تجربیات قبلی در همخوانی و استفاده از سکوت،دراینجا کامل و بی نقص به نظر می رسید. هماهنگی فرم و محتوا نقطه قابل توجهی بود که مثلاً استفاده های مدرن از سکوت،با محتوای شعر هم همخوانی داشت[بیت "هر چند در این کاسه تنبور نمانده است صدایی "همراه بود با سکوت نوازندگان و صدای کشیده و بعد مکث خواننده].همین طور همخوانی همایون شجریان - که دراین کنسرت، جدای از نوازندگی قابل تحسینش،فرصت چندانی برای نمایش توانایی هایش در خوانندگی نداشت- در این تصنیف در اوج به نظرمی رسید.
بخش دوم کنسرت اما کمتر از بخش اول موفق بود.شروع این بخش با آواز بیات ترک و شعری از حافظ ،جدای از توانایی های هر یک از اعضا در اجرا- ویژگی همیشگی گروه- نکته تازه ای نداشت،تا تصنیف قدیمی "سلسه مو"که باز فرصتی را برای تجربه و نو آوری مهیا می کرد. انتخاب یک غزل شگفت انگیز دیگر از عطار ،همراهی کننده موسیقی متکامل این بخش بود تا قطعه نهایی دستی افشان با شعر سهراب سپهری که کماکان مشکل قدیمی عدم تطابق موسیقی ایرانی با شعر نو را به رخ می کشید[به قول بروشور همین کنسرت:"ازدواج موسیقی ایرانی با شعر کلاسیک فارسی کماکان بسیار محکم تر است."!] کوشش های علیزاده در چند آلبوم و قطعه - از جمله در همین قطعه که مثلاً با بیت "در تو شود خاموش"به خوبی حس خاموش شدن را به وجود می آورد- یا خود شجریان- در مثلاً "قاصدک"- قابل ستایش است،اما عجیب این که کماکان حال و هوای موسیقی ایرانی و دستگاه های آن کاملاً با شعر کهن فارسی - به خصوص قالب غزل - همخوان است.
بر خلاف سنت همیشگی ،"مرغ سحر"پایان بخش کنسرت نبود و گروه ترجیح داد تصنیف قدیمی "دوش دوش" را به عنوان حسن ختام اجرا کند،در حالی که شاید تماشاگران بیش از همیشه در انتظار مرغ سحر بودند.
محمد عبدی - روز
براي شنيدن فايلهاي فوق به فلش پليير نياز داريد. اگر اين نرمافزار را نداريد: از اينجا دانلود کنيد